[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۳۰
  • دوره جدید

ترافیک، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

موضوع ترافیک شهری مانند شیراز را باید درابعاد مهاجرتی وجمعیتی موردتوجه قرارداد. جاذبه‌های شهری وعدم توزیع عدالت درروستاها وعدم تأمین نیازهای جمعیتی درحداقل ممکن باعث شد تا روستاها خالی از سکنه ومهاجرت به مرکز استان افزایش یابد. دریکی دو دهه گذشته برخی مسئولان ونمایندگان فارس به موضوع اقتصاد روستایی در کنار ساخت مسکن ویا آسفالت جاده‌های اتصالی به شهرهای بزرگ هشدارهای لازم را ارایه دادند، هشدارهایی که چندان جدی تلقی نشد و البته مورد پیگیری هم قرار نگرفت. واقعیت این است که نهادی مانند بنیاد مسکن با صرف هزینه‌های سرسام‌آور تنها به نوسازی مساکن روستایی توجه نمودتا اقتصاد روستایی...

در نتیجه روستاییان فاقد درآمد، خانه وکاشانه خود را ترک و  به حاشیه و یا بافت‌های ‌فرسوده مرکزی شهر پناه آوردند.
ذکر این نکته لازم است  که در شهرهای بزرگ نیزبه دلیل فقدان دفاتر مهاجرت، ثبت آمار از سرازیر شدن جمعیت مهاجر انجام نشد تا برای شرایط امروز طرح وبرنامه‌های‌ لازم ارایه شود.
امروز باید اولین عامل بروز ترافیک را درقصورهای مدیریتی گذشته و بی‌تفاوتی‌های‌ امروز جستجو کرد، چرا که امروز هم کسی به دنبال ایجاد دفاتر مهاجرتی در کلانشهرها نیست. ماعلی‌رغم اینکه می‌دانیم اکثرجمعیت روستاها به عنوان مراکز تولید تخلیه و به شهرها سرازیر شده‌اند اما همچنان برنامه‌ای ‌برای ساماندهی موضوع نداریم.
ما باید بدانیم چه تعداد نفرمهاجر و برای چه مدت راهی شیراز شده‌اند و این موضوعی است که در بعد آماری از اهمیتی خاص برخوردار است وغفلت از آن نه تنها به زیرساخت‌های ‌ناقص موجود آسیب می‌رساند که در توسعه آن نیز مشکلات عدیده‌ای ‌را در بُعد برنامه‌ریزی ایجاد ‌می‌کند.
ترافیک امروز که همه از حل آن عاجز هستند محصول ندانستن ونداشتن برنامه‌های ‌مبتنی برآمار است. مشکلات پیش آمده و بحران آبی نیز محصول ندانستن ونداشتن برنامه‌های ‌مبتنی برآمار است. حکایت انجام امور سلیقگی و بی‌حاصل بودن آن واقعیت امروز جامعه ما و بروز مشکلات عدیده است. باید دید این شهر را برای چه تعداد انسان بنا نهاده‌اند تا خدمات مورد نیاز هم برمبنای همان تعداد جمعیت ساکن و همچنین مهاجر آماده‌سازی و ارایه شود.
به‌طور قطع بدون آمار، ارایه خدمات به‌صورت ناقص، مبهم و پر انتقاد انجام خواهد شد. از حدود 20 سال گذشته که قرار شد برای جمعیت آن زمان شیراز مترو احداث شود تا کنون باید دید جمعیت این شهر تا چه میزان و به‌صورت غیرمنتظره جهش یافته است؟ و یا درموضوع بافت شناسی کدام محلات جدید با حجم جمعیتی بالا ایجاد ونیازمند دریافت خدمات حمل ونقل ‌می‌باشند و از آن بی‌بهره‌اند.
آیا برنامه‌ای ‌برای کاستن از فشارجمعیتی وترافیکی در هسته‌های ‌مرکزی شهر ارایه شده است، آیا‌ می‌توان مجتمع‌های ‌بزرگ وکوچک درمانی و مطب‌ها‌ وآزمایشگاه‌های تجمیع‌یافته دریک نقطه را مجاب به انتقال کرد؟ باید این پرسش را نیز مطرح نمود که هزینه انتقال این واحدهای تجمیع یافته بیشتر است یا هزینه‌های‌سربه‌فلک کشیده ساخت مترو وتقاطع غیرهم‌سطح  وتراموا.
درمناطق پر ترافیک شیراز حتی خطوط ویژه برای حرکت ناوگان حمل ونقل عمومی وجود ندارد ویا اگر در برخی مناطق به این مهم اقدام شده چندان راهگشا نیست از این جهت بحث درمورد ترافیک، داغ، سیاسی و پرطرفدار است. ذکر این نکته نیز لازم است که اعتبارات چندانی برای مطالعه، طرح و برنامه‌های‌ترافیکی اختصاص نیافته است و از این جهت طرح هر برنامه با مشکلات بسیار وگاهاً مخالفت‌های‌شدیدی همراه است.
 وکلام آخر آنکه اعضای شورای شهر، شهرسازان ومتخصصان نظام مهندسی ویا دفاتر فنی وآنان‌که حرف اول وآخر را در باب ایجاد تراکم وتجمیع جمعیت شهرها‌ می‌زنند سررشته چندانی دراین باب ندارند و چون فاقدتخصص دراین حوزه هستند شهرها با گره بزرگی به‌نام بحران ترافیکی و جمعیتی مواجه‌اند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی