[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۲۹
  • دوره جدید

عزمِ جزم، روزنامه شیراز نوین

برای همه ما پیش آمده که خواسته‌ایم از شنبه یا اول ماه شروع به ورزش کنیم و در باشگاه ثبت نام کنیم؛ اما منتظر مانده ایم دوستی پیدا شود تا با یکدیگر ورزش را شروع کنیم. داشتن یار تمرینی تأثیر زیادی در کیفیت تمرین دارد؛ اما منتظر ماندن بزرگ‌ترین اشتباه است. ما باید هدفمان را مشخص کنیم، سپس عزممان را جزم کنیم و آستین‌هایمان را بالا بزنیم و منتظر کسی نمانیم.
زمانی که کاری را شروع می‌کنیم، مشکلات زیادی جلوی راهمان پدید می‌آید و این عزم جزم است که باعث می‌شود با برداشتن میم مشکلات، آن را به شکلات تبدیل کنیم و از طعمش لذت ببریم. هر انسانی برای تکامل روحی به دو بال دانستن و توانستن (عزم جزم) نیاز دارد.
عزم جزم نیرویی وابسته به خودِ انسان است؛ یعنی پایداری بی‌بازگرد، پابرجایی استوار و تمام تلاش خود را برای رسیدن به هدف گذاشتن. عزمِ جزم درونی است و ابتدا باید ذهنمان را آماده تغییرات و سپس جسممان را برای رسیدن به آن آماده حرکت کنیم. اگر عزممان جزم باشد، ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم می‌دهند تا با تمام موانع ما را به مراد دلمان نزدیک و نزدیک تر کند.
موفقیت اتفاقی نیست. تصمیم می‌گیریم که هدفی داشته باشیم، بنابراین با اراده و پشتکار تلاش می‌کنیم و با ثبات قدم در مسیر قرار می‌گیریم و با استمرار و تداوم به موفقیت نزدیک می‌شویم. اگر آدم پشتکار داشته باشد و شانه خالی نکند و برای رسیدن به هدف جنگنده باشد، به نتیجه می‌رسد.
ایستادگی و جنگندگی همراه با هدف = موفقیت
هیچ گاه منتظر کسی نمان. تصمیم بگیر؛ هدفت را مشخص کن و تنهایی شروع کن. مدت‌ها پیش داستانی مطالعه کردم و بعد از آن توانستم معنی عزم جزم را بیشتر درک کنم: 
بلدرچینی با سه جوجه در کشتزاری لانه داشت. در فصل درو یکی از جوجه‌ها پیش مادرش آمد و گفت: امروز شنیدم کشاورز به همسرش می‌گفت فردا همسایه‌ها به کمکمان می‌آیند و با کمک آن‌ها کشتزار را درو می‌کنیم. مادر، اگر کشاورز چنین کند لانه ما خراب می‌شود.
مادر گفت: راحت باشید. هیچ اتفاقی نمی‌افتد و همین گونه شد.
شب یکی دیگر از جوجه‌ها پیش مادر آمد و گفت: مادر امروز شنیدم کشاورز به همسرش می‌گفت فردا پسرعموهایم به کمک می‌آیند و کشتزار را درو می‌کنیم.
مادر گفت: نگران نباشید. فردا مزرعه درو نخواهد شد.
همان شب آخرین جوجه به مادرش گفت: امروز کشاورز به همسرش می‌گفت فردا خودمان آستین بالا می‌زنیم و مزرعه را درو می‌کنیم.
مادر گفت: فردا لانه مان خراب می‌شود و باید اینجا را ترک کنیم.
جوجه‌ها گفتند: تفاوت این دفعه با دو دفعه قبل چیست؟ مادر جواب داد: تا زمانی که کشاورز به امید این و آن نشسته بود، مطمئن بودم کسی او را یاری نمی‌کند؛ ولی چون خودش تصمیم دارد فردا این کار را انجام دهد و به امید کسی نمی‌نشیند، فردا این کار را انجام می‌دهد و مزرعه را درو می‌کند و لانه مان خراب می‌شود.
تنها کسی که می‌تواند زندگی مان را تغییر دهد، خودمان هستیم. باید در مسیر قرار بگیریم و تنها به سمت هدف برویم.
در مسیر خود به خود هم مسیر پیدا می‌کنیم.  
امروز باشگاه رفتن را شروع کن. در باشگاه هم یارِ تمرینی پیدا می‌کنی، هم دوست و رفیق.  وجود موانع تنها به این معنی است که باید عزم خود را برای رسیدن به هدف‌های ارزشمند، جزم تر کنیم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی