[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۴۵
  • دوره جدید

ارمغان فقر، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

دریک مقطع سیاسی خاص با بهره‌گیری از توان رسانه‌های همسو مبحث قبرخوابی تیتردرشت‌ می‌شود، کپی پیست و درنهایت انتشار موضوعی نخ‌نما در رسانه‌های‌مجازی که نسخه‌ای ‌برای درمانش ارایه نمی‌شود، موضوعی که اکثریت مردم با آن آشنایی دارند و هربار که به قبرستان‌ها مراجعه ‌می‌کنند با انبوهی از انسان‌هایی مواجه ‌می‌شوند که درقبرهای خالی زندگی‌می‌کنند و امرارمعاش آنان از طریق تکدی است. علت دوام وبقای آنان درقبرستان‌ها‌ کمک‌های‌ مردمی وشاید اراده و جریانی خاص که مجوز ماندن آنان در قبرستان‌ها را امضا کرده است باشد. غیر از قبر خواب‌ها‌ گاهی رسانه‌های ‌همسو به سراغ حاشیه‌نشین‌ها ‌می‌روند. موضوعی نخ‌نما که پیش از انقلاب به حلبی‌آباد شهرت داشت...

درسال‌های پیش از انقلاب شمار قابل‌توجهی از انسان‌های مهاجر درحاشیه شهرهای بزرگ چون تهران حلبی‌آباد تأسیس کرده بودند، آنچه به‌شدت مورد انتقاد رسانه‌های ‌آن زمان و نیروهای انقلابی بود. 
دستفروشی هم سناریوی دیگری است که پایانی ندارد. قبلاً دستفروشی با دوره‌گردی همراه بود، برخی افراد جامانده از فرصت‌های‌شغلی ویا مهاجر وحاشیه نشین ویا همان کپرنشین‌ها‌ که در رسته مستضعفان طبقه‌بندی شده بودند و سرچهارراه‌ها سیگار و بادکنک‌ می‌فروختند و بدون اشغال پیاده‌راه‌ها به دنبال روزی بودند.
حالا اما دستفروشی و حاشیه‌نشینی و قبرخوابی به یک بحران دوباره آن‌هم در نزدیکی فصول سیاسی تبدیل شده است. بحرانی که هیچ‌کس نسخه‌ای ‌برای درمان آن ارایه نمی‌کند و این استخوان باید لای زخم جامعه باقی بماند تا چهار سال دیگر و فرصتی برای گفتن. واقعیت این است که رفاه اجتماعی و بهره‌مندی از فرصت‌های ‌برابر، ایجاد اشتغال وسایر شعارهای دوره‌ای‌یک افسانه است. افسانه‌ای‌ که درکتاب زندگی جهان سومی‌ها‌ که منابع عظیمی برای تاراج دارند، نوشته شده است. این منابع باید به قیمتی ارزان فروخته شود و آنانکه صاحب فکر و اندیشه هستند این منابع را فرآوری و دوباره به ما بفروشند.  داستان فقر وتنگدستی این روزها به یک سوژه داغ تبدیل شده است، سوژه‌ای‌که همه ازفرط بیکاری‌ می‌توانند به آن بپردازند وقتی مسیر توسعه به فراموشی سپرده شده باشد. شاید به طول تمامی انقلابات و قیام‌های‌مردمی درایران شعارهای توسعه‌طلبانه وضد‌فقر ارایه شده است. شعارهایی که در صبح پیروزی به فراموشی سپرده ‌می‌شود.
فقر و استمرار آن،  انسان‌های بسیاری را درگیر مسیرهایی کرده که در آن مخاطرات فراوانی یافت‌ می‌شود. تکدی‌گری ویا داستان کودکان کار و یا کودکان خیابانی سناریوهای از پیش تعیین شده‌ای‌ هستند که سازمان‌های‌ موازی مانند بهزیستی ویا کمیته امداد وشاید مؤسسات خیریه تأسیس شده به هیچ عنوان نتوانند با آن رویارویی کنند و مشکلات و بحران‌های ‌موجود را حل وفصل نمایند.  وقتی ما سناریوی تکدی‌گری کودکان و زنان خیابانی را درخلاء نبود وزارت رفاه وتأمین اجتماعی نوشتیم از پیشبرد برنامه‌های‌ آن مطلع و اطمینان کامل داشتیم.  به‌طور مثال امروزه موضوع تکدی به یک شبکه سازمان‌یافته تبدیل شده و رونق روزی در آن به کسب درآمدهای محاسبه شده‌ای ‌تبدیل شده که هر نقطه شهری را به یک نقطه قرق تبدیل نموده است. بساط کردن در هر نقطه تعرفه خاص خودش را دارد برای اثبات این داستان‌ می‌توان یک روز صبح در گذرگاهی که متعلق به یک متکدی خاص است بساط کنیم وخواهیم دید که امکان تکدی خالصانه وبدون هدف وجود ندارد. 
نقطه سرخط - ما اول فقر را تولید می‌کنیم  وسپس به تعریف آسیب‌های‌اجتماعی ‌می‌پردازیم. تعارفی که فقط در شعار است و شاید چند صفحه پژوهش دانشگاهی را به همراه داشته‌باشد اما نسخه درمان ندارد. اگر مبنا به درمان بود باید تاکنون این اتفاق درحوزه اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی افتاده بود. تأخیر در ابعاد توسعه در جهان سوم وگسترش فقر و تنزل از سه طبقه اجتماعی به دوطبقه فقیر وثروتمند یک فاجعه بزرگ است. ادغام طبقات متوسط وفقیر با ایجاد طبقه فقیریک بحران اجتماعی است و قرار دادن این طبقه در مقابل اشرافیت آینده خوشایندی را پیش رو قرار نمی‌دهد، آنهم اشرافیتی که مخلوق فساد است. باید دید شکاف بین طبقاتی چه مخاطراتی را با خود همراه‌ می‌کند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی