[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۳۱
  • دوره جدید

خیابان دوم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

مهم نیست دیگران چه فکری‌ می‌کنند، مهم این است که من چه فکری درسر دارم و این ''من'' باعث تمام گرفتاری‌های ‌امروز ما شده است. برخوردهای سلیقگی با بافت تاریخی شیراز و نحوه در اختیار گذاشتن آن برای سکونت عناصر خارجی به بزرگترین علامت سوال در تمام سال های گذشته تبدیل شده است. 
مساحتی قابل توجه، فرسوده وخسته که برای روزهای مبادا فریز شد تا به وقت مناسب مورد بهره برداری خواص قرار گیرد. بافت قدیم شیراز که حالا به بورس ساخت وساز میهمان پذیرها تبدیل شده است و بیشتر به خیابان دوم شیراز معروف است تا بافت تاریخی و توان به رخ کشیدن عظمت معماری این شهر...

بعد از خیابان باریک رودکی که بورس هتل‌سازی بوده وهست بافت قدیم شیراز را‌ می‌توان به خیابان دوم این رخداد معرفی کرد.
البته نباید منکر فعالیت‌های‌عمرانی در این منطقه شد اما ‌می‌توان گفت فعالیت‌ها ‌برای بازگشت فرهنگ‌ها‌ چندان مؤثر نبوده است. با ورود به بافت تاریخی شیراز توجهات به اوج رانت ایجاد شده جلب‌ می‌شود. تعمیرات آبکی در سال‌های نه چندان دور برفضای تخریبی افزوده است.
انگار کل تعمیرات خصوصاً در بحث کف‌سازی ونوسازی نمای بصری به افراد غیرحرفه‌ای‌ سپرده شده چرا که این تعمیرات به سرعت روبه تخریب گذاشته و دوباره مدد تشکل‌های‌غیردولتی و سازمان‌های مرتبط را می‌طلبد.  سنگ‌فرش بسیاری از مسیرها همچنان محل تردد خودروهای سواری و باری است. فشار تردد به حدی است که شاید در مقطعی شاهد ترافیک ایجاد شده در کوچه‌های ‌باریک هم باشیم. 
وجود نقاط تجاری ایجاد شده و یا درحال ایجاد، برمصیبت تردد افزوده است. بعضی مردمان این منطقه اعتقاد دارند دستگاه‌های نظارتی وحمایتی از مناطق تاریخی باید این مناطق با ارزش را قرق ‌می‌کردند و به این سادگی اجازه تردد، تخریب وساخت و ساز را به هر واسطه‌گری نمی‌دادند اما انگار گوش‌ها ‌بدهکار این سخنان نیست. در هر صورت هر آنچه در باب هزینه برای کف‌سازی صرف شده به سرعت درحال تخریب است چرا که جریان آب یا فاضلاب جاری در مسیرها، همراه با فشار و سنگینی  تردد خودرو‌ها‌ کار تخریب را سرعت ‌می‌بخشد.
شاید به جرأت‌ می‌توان گفت در طول مسیر و مشاهد انبوه فضاهای تخریب شده درگذر تاریخ ، به همان اندازه کافی‌شاپ و رستوران تأسیس شده و سوال اینجاست که چرا در دهه‌های‌گذشته به نظاره تخریب بافت تاریخی نشسته‌ایم و رشد قارچ‌گونه کافی‌شاپ‌ها‌، رستوران‌ها‌ ومیهمان‌پذیر‌ها ‌چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته‌باشد؟ یکی از چیزهایی که ذهن را درگیر خودش ‌می‌کند همین داستان نظاره‌گری دستگاه‌های متولی بافت تاریخی شیراز است. چرا که همگی نشستند وبه بهانه نبود اعتبارات، بافت را تسلیم عوامل تخریب طبیعی و مغرضانه آن کردند.  
در نگاهی دیگر به اقتصاد بافت ‌می‌توان اینگونه پنداشت که  اقتصاد این منطقه نه از محل گردش مالی صنعت گردشگری که متکی به اقتصاد سوداگرانه بوده است. خرید وفروش مواد مخدر، مشروبات الکلی، اشاعه فحشا، اختفاء عناصر تحت‌تعقیب ومخلین نظم وامنیت دراین منطقه مشهود وهویدا بوده واین منطقه را به یک منطقه بحران‌زده وحاشیه‌دار امنیتی تبدیل کرده است آنجا که چندی پیش نماینده ولی‌فقیه در فارس وامام جمعه شیراز در خطبه‌های‌نماز جمعه این شهر خطاب به مدیران اجرایی گفته بود اگر جرأت دارید هنگام غروب برای بازدید به کوچه‌های‌ بافت قدیم شیراز پا بگذارید. 
حالا اقتصاد بافت تاریخی شیراز در حال گردش به سمت متعادل‌تری از سوداگری است اما سوداگری به مبحث زمین با تجمیع چند پلاک ثبتی چرا که برخورداری از زیر ساخت‌هایی چون آب، برق، گاز‌ و مخابرات برارزش افزوده این منطقه افزوده است. 
شاید درتمام این سال‌ها فریز اراضی ‌بافت به همین منظور بوده است چرا که در گذشته علی‌رغم تمام هشدارها در بحث آسیب‌پذیر بودن بافت در برابر زلزله و سایر حوادث غیرمترقبه هرگز زیر ساخت‌های‌این منطقه خصوصاً گاز جمع‌آوری نشد واقدامی برای تخلیه آن صورت نگرفت.  با تمام این تفاصیل وسیاست‌های‌درپیش گرفته شده درمقابل صنعت گردشگری نمی‌توان چشم‌انداز مثبتی را برای این صنعت در شیراز ارزیابی کرد. شیرازی که زخم یک رویداد فرهنگی را از گذشته وسال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برتن دارد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی