[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۵۲
  • دوره جدید

راه نجات، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

جامعه خشن فرو ‌می‌پاشد. آستانه تحمل‌پذیری مردم رو به زوال است و با هر پیشامدی تیغ خشم از نیام صبر در مقابل یکدیگر بر‌می‌کشند. آمار شکایات، اختلاف‌ها‌ و مراجعه به حوزه‌های‌قضایی نشان از رشد بزه و بی‌مبالاتی‌های‌اخلاقی دارد و نیاز به اتخاذ تصمیمات نرم و اسلوب پیشگیرانه را فریاد ‌می‌زند. فسادهای اقتصادی تاب مردم را بی‌تاب‌ می‌کند و رفته رفته مقاومت آن‌ها ‌را در برابر شرایط سخت درهم ‌می‌شکند. زندگی‌های‌لاکچری در برابر فلاکت خط فقری‌ها‌ به بروز عصیان منجر شده و اختلاف طبقاتی ‌می‌تواند تبعات امنیتی به دنبال داشته باشد...

درآمد ناشی از شغل‌های‌دوم و سوم به سختی کفاف هزینه‌ها را‌ می‌دهد و سفره‌ها هر روز حقیرتر از دیروز ‌می‌شوند. تبعات رویارویی ژن‌های‌خوب و بد به نفع کشور نیست و بهانه‌ای‌ به‌دست شبکه‌های‌معاند برای برافروختن آتش فتنه‌ می‌دهد. تقابل و زورآزمایی جناح‌ها‌هم خطرناک‌تر از تصور آنهاست و پیامدهای آن ماهیت یکپارچه و قدرتمند کشور را با خطرات فراوانی روبرو‌ می‌سازد. 
همه مواردی که از آنها به اختصار یاد شد ‌می‌تواند زمینه را برای رشدخوشه‌های‌ خشم‌های‌ در بطن جامعه تقویت کرده و پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته‌باشد. اما به راستی راهکار مقابله با چنین بحران‌های ‌فزاینده‌ای ‌چیست؟
به طور حتم برای مقابله با این گونه چالش‌ها ‌نیازمند بنیانگذاری سلسله اقدامات بنیادینی هستیم که نتیجه آنها به اقتدار کشور و تقویت نظام بینجامد. باید این تصور در اذهان اقلیتی از مسئولان و جمعی از مدیران میانی از میان برداشته شود که همیشه برخوردهای سخت مقدم‌تر و تاثیرگذارتر از روش‌های‌پیشگیرانه و نرم هستند. بدین‌معنا که جامعه به همان اندازه که به پلیس و قوای ضد اغتشاش و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی نیازمند است، به میزان بیشتری به اتاق‌های ‌فکر و مجریانی محتاج است که نیازهای روحی و روانی جامعه را شناسایی کرده و قدم‌های ‌مثبتی در زمینه تزریق آرامش بر کالبد افکار عمومی بردارند. سرمایه‌گذاری بر مؤلفه‌های ‌پیشگیرانه همیشه عقلانی‌تر، منطقی‌تر و اقتصادی‌تر است.
تلطیف فضای مدنی یکی از کارکردهای اصلی مبانی زیباشناسی به حساب‌می‌آید. بسیاری از سرآمدان جامعه و اندیشمندان بر این باورند که با سرمایه‌گذاری در حوزه‌های ‌فرهنگ و هنر‌ می‌توان جوامع افسرده، درمانده و خشونت‌زده را به سوی نشاط اجتماعی و پویایی رهنمون ساخت و تا حدود زیادی از اثرات منفی آسیب‌ها، هنجارگریزی‌ها‌ و بزهکاری‌ها ‌کاست. امروزه بنا بر اقتضای اوضاع اقتصادی، بسیاری از خانواده‌ها ‌از شاخصه‌های‌هنری به عنوان مؤلفه‌هایی لوکس و غیرضروری و حتی غیرارزشی یاد کرده و از اثرات بازدارنده آن در مقابله با خوشه‌های‌خشم و عقده‌های‌ فروخورده غافل هستند. شاید یکی از دلایل شکل‌گیری چنین تصوری، به هزینه‌های‌گزاف و نجومی آنها مربوط شود. با نگاهی گذرا به قیمت بلیط‌های‌کنسرت‌ها‌ و هنرهای نمایشی، کلاس‌های‌آموزشی هنر، فعالیت‌های‌فرهنگی و مواردی از این دست درمی‌یابیم که هزینه آنها سنخیتی با درآمدهای اقشار فرودست و متوسط جامعه ایران ندارد و بسیاری از خانواده‌ها‌ برای بهره‌برداری از عرصه‌های‌فرهنگی، باید درآمد چند روز خود را به آن‌ها ‌اختصاص دهند. به همین دلیل است که گسل ژرفی میان اقشار زیادی از جامعه و فعالیت‌های‌فرهنگی و هنری ایجاد شده و بسیاری از خانواده‌ها‌ از سرناچاری و بی‌بضاعتی اوقات فراغت خود را به اموری که نقشی در آرامش روح و روان آنها ندارد، اختصاص ‌می‌دهند.
در برهه معاصر که حباب‌های‌اقتصادی خیال ترکیدن ندارند، به نظر ‌می‌رسد فراگیری رویدادهای زیباشناسی میان مردم از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. فشارهای اقتصادی و آسیب‌های‌برخاسته از آن بر روح و روان فرودستان و هرم میانی جامعه سایه افکنده و گسترش مضامین نرم فرهنگی در میان همه اقشار جامعه‌ می‌تواند همانند سوپاپ اطمینان از عصیانگری‌ها، فروپاشی‌ها‌ و انحطاط‌ها‌ جلوگیری کند. البته برگزاری و ساماندهی چنین فعالیت‌هایی به صورت انحصاری در سیطره وظایف‌دستگاه‌های‌فرهنگی نیست؛ بلکه همه نهادها و ارگان‌ها ‌در حیطه عملکرد خود، باید نیم‌نگاهی به تلطیف فضا داشته‌باشند و با اتکا به دستاوردهای ناب هنرهای ایرانی و اسلامی، در پی تزریق آرامش به جامعه برآیند. با تقویت بنیه روانی مردم‌ می‌توان آنها را برای رویارویی با مشکلات دشوار و روزهای سخت آماده کرد و اهداف عالیه کشور را با مشارکت حداکثری مردم عملی ساخت. 
مشاهده تجربه‌های ‌بین‌المللی در اقصی نقاط جهان دربردارنده این موضوع است که مردمان شاداب همراهی بیشتری با دولتمردان و کلیت نظام داشته و در راستای اجرایی شدن اهداف عالیه کشور، مشارکت و دلسوزی همدلی بیشتری ‌می‌کنند.
با توجه به تأثیر عمیق مؤلفه‌های نرم در بطن جامعه، به نظر ‌می‌رسد چنین رشته اقداماتی خواهد توانست ضمن جایگزین شدن رفتارهایی از جنس سلبی و قهری، زمینه بازگشت آسیب‌دیدگان و سرخوردگان را بیش از پیش فراهم سازد. البته تلطیف فضای مدنی و تزریق آرامش به جامعه به عنوان یگانه برکت فراگیر شدن مضامین فرهنگی و هنری محسوب نمی‌شود؛ بلکه با توسل به این رویه ‌می‌توان در کالبد نجیب و مستمند بسیاری از فرهنگوران رمقی تازه دمید و آنها را از پستوی فراموشی و کنج عزلت به کانون توجه و امرار معاش از طریق ارائه توانمندی‌هایشان دعوت کرد.
جامعه هنرمندان یکی از کارآمدترین ارکان کشور به حساب‌ می‌آیند و چنانچه کلیت جامعه نتواند از توانمندی‌ها ‌و پتانسیل‌های ‌رفیع آنان به نحو شایسته‌ای‌ بهره‌مند گردد، ضایعه و سرکوبی بزرگ به وقوع پیوسته است. تلطیف فضای مدنی یکی از خاصیت‌های ‌بالفطره مبانی فرهنگی و هنری است و سرانجام جامعه‌ای‌که به خشونت مبتلا شده باشد، چیزی جز فروپاشی نخواهد بود.
پی نوشت:
مدیرکل زندان‌های ‌فارس: دو برابر ظرفیت زندان‌های‌ فارس زندانی داریم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی