خاکریز دیجیتال، روزنامه شیراز نوین
خاکریز دیجیتال
جنگ نرم همیشه فرسایشی و طاقتفرساست. ما از جبهه خاکریزها و هشت سال دفاع مقدس با به شهادترسیدن بهترین فرزندان میهن سربلند بیرون آمدیم و پیروزمندانه از خاک و شرف و ناموس ایرانی دفاع کردیم. اما همیشه نمیتوان با فرهنگ شهادتطلبی و بینش ایثارگرایانه به خنثیسازی دسیسهها و نیرنگهای ناجوانمردانه همت گماشت. بلکه در خاکریزهای دیجیتال نیازمند افزایش درایت و خردمندی هستیم. اینک آسمان ایران مستور از امواج مخربی است که از سوی دشمنان ملت مخابره میشود.
گروهی از آنها مذبوحانه با ادبیات سخیف و راهکارهای محتوم به شکست متوسل میشوند و پارهای دیگر با تأسیس اتاقهای فکر اهداف زیرکانهای در سر دارند. غایت نهایی آنان همانا چپاول سرمایهها و تجزیه این سرزمین پاکنهاد است و در این راه از اختلافپراکنیهای عقیدتی، نژادی، قومی و جنسیتی ابایی ندارند.
اما همه این اهداف شوم در ویترین نمایشی آنها مشهود نیست. در ظاهر به انتشار اخباری میپردازند که زمره نیازهای خبری جامعه قرار میگیرد و در لابهلای برنامههای پرطمطراق به ترویج سیاهنمایی، تزریق بیریشهگی و دلخسته کردن مردم مشغولاند. البته ما هم در بحبوحه جنگ نرم تسلیم و مغلوب نیستیم. اندیشمندان ایرانی به تأسیس اتاقهای فکر و گسترش مفاهیم پدافند غیرعامل همت گماشته و بسیاری از حیلههای مستکبران را با روشنگری خنثی ساختهاند. بااینوجود هر روز نیرنگ تازهای مخابره میشود و این مسئله نیاز به تولید محتوای فاخر را دوچندان میسازد.
حال این پرسش مطرح میشود که در خاکریزهای دیجیتال باید از چه رزمندگانی بهره برد و بهجای کلاشینکفهای منسوخ، افسران جنگ نرم را به چه سلاحهایی مجهز کرد. رسانههای ایران را مرور کنیم. روزنامههای مکتوب به دلایلی در سبد خرید همه خانوارها قرار نمیگیرد و سایتهای اطلاعرسانی هم به دلیل گرفتار آمدن در حوزههای مینیمال از کالبدشکافی رویدادها تا حدود زیادی محروماند. سینما و موسیقی هم برای گروه ویژهای از جامعه جهان شمولترین مدیومهاست و با در نظر گرفتن سرانه اندک مطالعه نمیتوان به تزریق تفکر از دریچه کتاب امید چندانی داشت.
علیرغم تمامیسیاهنماییها و دروغپراکنیها به نظر میرسد شبکه نمایش خانگی وطنی هنوز در حوزه مخاطبمداری زندهمانده و تماشاگران بیشتری نسبت به سایر مدیومهای ارتباطی دارد. اما در جهان خوشآبورنگ رسانه نمیتوان از مردم انتظار داشت به یک تریبون تا ابد وفادار بمانند، چرا که جامعه نیازمند شنیدن دردها و رنجهای خود از بلندگوی مدیومهاست تا بدینوسیله اندکی بر زخمهایش مرهم گذاشته و شاید به همذاتپنداری برسد.
در راستای نیل بدینهدف صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هم رویکردهای مختلفی پیش گرفته است. فارغ از آن که همه این سیاستها موفقیتآمیز بوده یا خیر و فارغ از آن که ازدیاد شبکهها به افزایش شمار مخاطبان انجامیده یا خیر، به نظر میرسد که شبکههای استانی کارنامه پرباری در حفظ اصالتها و ارزشهای بومی داشته باشند و در طوفان اطلاعات، مردم با میل و رغبت بیشتری به تماشای رسانه ملی استانها مینشینند.
صداوسیمای بسیاری از مراکز استانها میکوشند به بیان مشکلات روزمره مردم پرداخته و از به فراموشی سپردهشدن آیینهای ملی و مذهبی و رسوم پربار ایرانی جلوگیری کنند. همان آیینهای که جریانهای معاند مجدانه درصدد از یاد بردن آنها هستند و مزدورانه به دنبال ریشهزدایی از هویت جامعه ایرانی و اسلامی برمیآیند.
البته در کارنامه رسانه ملی علامت سؤالهایی هم به چشم میآید. متأسفانه در مقاطعی شماری از برنامههای پرطرفدار تلویزیون که میلیونها مخاطب داشت بدون ارائه هیچ دلیل و توضیح منطقی بهیکباره از کنداکتور پخش بهصورت ضربتی حذف شدند و جانشینها هم نتوانستند آنگونه که شایسته است به مخاطبمداری بپردازند. در نهایت به این نتیجه برسیم که در عرصه مخاطبمداری نیازمند نفسی تازه در کالبد رسانهای کشور هستیم. دم مسیحایی که با حفظ ارزشها از چارچوبها و محدودیتهای پوسیده رها شود.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین