[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۷۸
  • دوره جدید

نازدونه، روزنامه شیراز نوین

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ‌کس نبود. در گوشه‌ای از شهر ما، دختری بود که خیلی لوس و نُنُر بود. اسم او نازدونه بود. نازدونه قصه ما، وقتی می‌خواست از خیابان رد بشود بی‌توجه به چراغ راهنما، بی‌خبر از عاقبت و آخر راه، به سمت چپ و راست نگاه نمی‌کرد و با سرعت مثل غزال می‌رفت. مامانش به او می‌گفت: «عروسکم، نازگلم، دخترخوبم، هر چیزی یک جایی دارد. هر کاری یک راهی دارد. عبور از خیابان هم یک قانون ساده دارد. اول باید به چراغ راهنما، بعد به چپ نگاه کنی، سپس آهسته تا نصف راه برو و بعد به راست نگاه کن. ای دختر سر به هوا.» نازدونه با کلی ادا جواب می‌داد: مامان گلم، این چیزها را من خودم بلدم. دیگر بزرگ شدم. عاقل شدم. راه و چاه را بلدم. پدر نازدونه هم می‌گفت: نازدونه تپل مپل بابا، خط‌هایی که در خیابان روبه‌روی ماست برای عبور عابرهاست. حالا روبرو را نگاه کن. عزیزم، چراغی که روی میله‌هاست اسمش چراغ راهنماست، علامت رفتن و ایستادن ماست. وقتی عروسک چراغ لباس قرمز پوشیده یعنی نرو، چون خیابان خطر دارد. وقتی عروسک لباس سبز پوشیده یعنی که نشانه امنیت است، می‌توانی از خیابان عبور کنی.
در این موقع، نازدونه سری تکان می‌دهد و خرسک خود را به مامانش نشان می‌دهد. اصلاً به حرف آنها گوش نمی‌داد. در یک روز سرد و برفی، مدرسه تعطیل شده بود. نازدونه کوچولو، خسته و گرسنه بود و بی‌حوصله. می‌خواست زود به خانه برسد. بدون حتی یک نگاه رفت وسط خیابان. اول صدای بوقی آمد و بعد از آن یک دفعه دنیا جلوی چشمانش سیاه شد. ستاره‌ها دور سرش می‌چرخیدند و چشمک می‌زدند. این هم آخر و عاقبت بچه‌های سر به هوا است. فکر نکنید اینها همه‌اش خیالی است و فقط توی قصه‌هاست. نازدونه ما اسیر و محتاج عصا شده بود، زیرا ساق پای راستش شکسته بود. او مدتی توی بیمارستان بستری بود. دیگر نمی‌توانست بازی کند و بدود. دیگر از غصه داشت دق می‌کرد. ولی این نازدونه ناز و بلا، حسابی عاقل شده بود. او از آن به بعد، تمام چیزهایی که بابا و مامانش می‌گفتند را عمل می‌کرد. همیشه به دوستانش سفارش می‌کرد که موقع عبور از خیابان، به چراغ راهنما و خط‌کشی وسط خیابان توجه کنند. 

                                مهدیه چاآبی، کلاس پنجم 
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی