[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۵۸۴
  • دوره جدید

پرونده‌های باز، روزنامه شیراز نوین

پرونده‌های باز

در دنیای سیاست و اقتصاد، گاهی تصمیم‌ نگرفتن، خود بزرگ‌ترین تصمیم است؛ تصمیمی که نه‌تنها راه را نمی‌بندد، بلکه بحران را در مسیر خود رها می‌کند تا هر روز بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شود. امروز، کشور ما در بزنگاه تصمیم‌گیری درباره سه مسئله حیاتی قرار دارد: سوخت، ارز و نان؛ سه‌گانه‌ای که مستقیماً با سفره مردم، ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی گره خورده است.
سال‌هاست درباره اصلاح قیمت بنزین سخن گفته می‌شود، اما هر بار با ترس از واکنش‌های اجتماعی، تصمیم نهایی به تعویق می‌افتد. نتیجه چه بوده؟ یک نظام چندنرخی، قاچاق گسترده، اتلاف منابع و بی‌عدالتی در توزیع یارانه‌ها. در حوزه ارز نیز، سیاست‌های ناپایدار و نرخ‌های چندگانه، نه‌تنها بازار را آشفته کرده، بلکه زمینه‌ساز رانت، فساد و بی‌اعتمادی شده است. نان، این قوت غالب مردم نیز درگیر سیاست‌های حمایتی ناکارآمدی است که نه به نفع نانواست، نه به سود مصرف‌کننده.
مردم ایران، مردمی صبور و فهیم‌اند. آن‌ها بیش از هر‌چیز، از بلاتکلیفی خسته‌اند. التهاب دائمی درباره قیمت بنزین، نوسانات بی‌پایان ارز و شایعات همیشگی درباره حذف یارانه نان، روان جامعه را فرسوده کرده است. این فرسایش، خطرناک‌تر از هر تصمیم اقتصادی است؛ زیرا اعتماد عمومی، ستون فقرات هر حکمرانی موفق محسوب می‌شود و بی‌اعتمادی، آغاز فروپاشی تدریجی سرمایه اجتماعی است.
تصمیم‌گیری درباره این مسائل، نیازمند شجاعت، صداقت و گفت‌وگوی شفاف با مردم است. باید به جامعه توضیح داد که چرا اصلاحات ضروری است، چه پیامدهایی دارد و چگونه از اقشار آسیب‌پذیر حمایت خواهد شد. مردم اگر بدانند که تصمیمی عادلانه، کارشناسی و آینده‌نگرانه است، آن را می‌پذیرند؛ حتی اگر سخت باشد.
در این میان، نقش مجلس و دولت حیاتی است. مجلس نباید درگیر مصلحت‌اندیشی‌های کوتاه‌مدت شود و دولت نباید از مسئولیت‌های خود شانه خالی کند. حکمرانی یعنی تشخیص مصلحت مردم؛ نه جلب رضایت لحظه‌ای آن‌ها. اگر قرار است اصلاحی انجام شود، باید با اجماع، برنامه‌ریزی دقیق و اجرای مرحله‌ای همراه باشد؛ نه با شوک ناگهانی یا عقب‌نشینی‌های پیاپی.
اقتصاد ایران بیش از هر‌چیز، به ثبات نیاز دارد. ثباتی که از تصمیم‌گیری شفاف، قاطع و مبتنی‌بر داده‌های واقعی حاصل می‌شود. اگر امروز درباره بنزین، ارز و نان تصمیم نگیریم، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری بپردازیم؛ هم در اقتصاد، هم در سیاست و هم در اعتماد عمومی.
کشورهایی که مسیر توسعه را پیموده‌اند، از جایی آغاز کرده‌اند که ما اکنون ایستاده‌ایم: نقطه تصمیم. آن‌ها فهمیدند که اصلاحات اگرچه دردناک است، اما اجتناب‌ناپذیر است. ما نیز باید این واقعیت را بپذیریم. باید پرونده‌های باز را ببندیم؛ نه با شعار، بلکه با اقدام. در نهایت، این مردم‌اند که بار تصمیمات را به دوش می‌کشند. پس شایسته‌اند که با آن‌ها صادق باشیم، به آن‌ها اعتماد کنیم و برای‌شان تصمیم بگیریم؛ نه علیهشان. تصمیم‌گیری نهایی درباره مسائل کلان کشور، نه فقط یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک آزمون بزرگ برای بلوغ حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی