[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۵۸۳
  • دوره جدید

برنامه هفتم روی میز مجلس، روزنامه شیراز نوین

برنامه هفتم
 روی میز مجلس

 ارزیابی عملکرد یک‌ساله دولت در اجرای قانون برنامه هفتم توسعه، آن هم در صحن علنی مجلس و کمیسیون‌های تخصصی، رخدادی معمول و تشریفاتی نیست؛ نشانه‌ای است از یک تغییر پارادایم جدی در نظام برنامه‌ریزی کشور. سال‌ها در ایران برنامه نوشته شده، اما نه ضمانت اجرایی داشته و نه سازوکار حرفه‌ای نظارت. از برنامه‌های پنج‌ساله کشور بیشتر یک سند و آرزو باقی مانده تا نقشه راه توسعه. امسال اما ورق تا حدی برگشته است؛ مجلس یازدهم و حالا دوازدهم با تأسیس «شورای نظارت بر اجرای برنامه» در ماده ۱۱۸ و الزام دولت به گزارش‌های دوره‌ای، یکی از حلقه‌های مفقوده نظام برنامه‌ریزی ایران را احیا کرده است.پایش مداوم
اکنون که گزارش‌ها روی میز است و جلسات پرسش، نقد و تحلیل آغاز شده، زمان آن رسیده که بپرسیم، سال نخست اجرای برنامه هفتم واقعاً چگونه گذشت؟ آیا دولت توانسته است بخش‌هایی از اهداف رشد هشت‌درصدی، اصلاح ساختار بودجه، بهبود حکمرانی آب، ارتقای بهره‌وری یا ساماندهی یارانه‌ها را پیش ببرد؟ یا همچنان بسیاری از این عناوین، در حد تیترهای زیبا باقی مانده‌اند؟ پاسخ روشن نیست و اتفاقاً همین «ابهام» مهم‌ترین دلیل ارزشمندی فرایند نظارتی مجلس است.
برای نخستین‌بار، نمایندگان نه‌تنها اعداد و نمودارهای ارائه‌شده ازسوی دستگاه‌ها را بررسی می‌کنند، بلکه در سفرهای استانی و بازدیدهای میدانی، تصاویری واقعی از نتایج و پیامدهای اجرای برنامه به‌دست می‌آورند. ازجمله سفر اخیر اعضای کمیسیون امور داخلی کشور به فارس، که نشان داد چگونه ده‌ها پروژه نیمه‌تمام، از پایانه مسافربری ممسنی تا سد پارسیان و کارخانه قند، باوجود قرارگرفتن در اسناد توسعه‌ای، سال‌ها خاک خورده‌اند؛ همین نمونه کوچک، تصویری دقیق از چالشی بزرگ است.
دولت دکتر پزشکیان با شعار «بازگرداندن عقلانیت به حکمرانی» روی کار آمد و تأکید ویژه‌ای بر تبدیل آموزش‌وپرورش، سلامت و مدیریت اقتصادی به اولویت‌های واقعی داشت؛ اما هر دولتی با بهترین نیت و حرفه‌ای‌ترین تیم اجرایی، بدون نظارت شفاف و الزام‌آور، ناگزیر در گرداب روزمرگی و مسائل فوری گرفتار می‌شود.
بودجه‌ریزی سنتی، ساختار ناکارآمد اداری و هم‌پوشانی نهادهای تصمیم‌گیر، سه مانعی هستند که اجرای هر برنامه توسعه‌ای را در ایران به چالش می‌کشند و دولت کنونی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
نکته مهم این است که مجلس امسال، از نقش نمایشی فراتر رفته و به تعبیر برخی نمایندگان، به‌جای نظارتِ اتفاقی، به نظارتِ ساختاری رسیده است که این امر به چند دلیل، نقطه عطف محسوب می‌شود. 
برای نخستین‌بار، گزارش‌های مستند از میزان تحقق هر ماده قانونی منتشر و در سطح ملی نقد می‌شود؛ این فرایند باعث می‌شود ادعاهای دستگاه‌ها با داده‌های مستقل مقایسه شود.
دولت می‌داند که عملکرد آن نه در پایان دوره، بلکه ماه‌به‌ماه پایش می‌شود؛ این امر موجب تحرک بیشتر دستگاه‌ها در اجرای احکام برنامه شده است.
اگر بخشی از برنامه انحراف داشته باشد، امکان اصلاح زودهنگام فراهم می‌شود؛ برخلاف دوره‌هایی که چهار سال گذشته و تازه معلوم شده هدفی محقق نشده است.
مجلس نباید به جایگاه «دولت دوم» تبدیل شود. نقد و نظارت باید منصفانه، حرفه‌ای و مستمر باشد؛ اما مسئولیت اجرا بر عهده دولت است. کشور زمانی از این چرخه ناکارآمد تاریخی عبور می‌کند که نظارت مؤثر و اجرا کارآمد دست در دست هم دهند.
درآمدهای غیرواقعی 
تا زمانی که منابع بودجه‌ای براساس پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه بسته شود، هیچ برنامه‌ای با بهترین ساختار نظارتی به نتیجه نمی‌رسد. مجلس در بررسی عملکرد دولت، باید این بخش را جدی‌تر رصد کند؛ چراکه بسیاری از اهداف برنامه هفتم از همین نقطه ضربه می‌خورند.
در نهایت، تجربه همین یک‌سال نشان می‌دهد که کشور در مسیر تازه‌ای قرار گرفته است؛ مسیری که در آن برنامه توسعه فقط یک سند کاغذی نیست؛ بلکه تعهدی ملی و قابل پیگیری است. اگر دولت با رویکردی شفاف و مبتنی ‌بر داده حرکت کند و مجلس نیز نظارت را از مرز سیاسی‌کاری دور نگه دارد، می‌توان امیدوار بود که برنامه هفتم، پس از سال‌ها ناکامی در تحقق اهداف برنامه‌های پیشین، به نخستین تجربه موفق ایران در حکمرانی توسعه‌محور تبدیل شود.
امسال، سال تصمیم است؛ یا برنامه هفتم به سرنوشت برنامه‌های گذشته می‌پیوندد، یا آغاز بازگشت عقلانیت به مدیریت توسعه ایران خواهد بود.  

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی