[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۴۷
  • دوره جدید

صنعت پنهان، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

شاید حمایت از تولید ملی یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های وطن‌پرستی باشد. در آستانه هزاره سوم دیگر مؤلفه‌های اقتصادی جنبه یک سویه خود را از دست داده‌اند و شاخصه‌های‌مالی به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر تأثیرگذار در آوردگاه‌های‌سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ورزشی به شمار‌می‌روند. از آن جایی که تولید ناخالص ملی ارتباط تنگاتنگی با علم اقتصاد و کیفیت زندگی اقشار عمومی جامعه دارد، با به حرکت درآمدن چرخ‌های‌صنعت و رونق تولید شاهد رکود طیف گسترده‌ای از چالش‌ها‌ و آسیب‌هایی ‌در محیط پیرامون خواهیم بود...

بدین معنا که با تکاپوی تولید، بسیاری از بزهکاری‌های‌کلان رویه زوال پیموده و آرامش بر روح و روان مردم حکم‌فرما خواهد شد. با این حال، به نظر‌می‌رسد در مبحث حمایت از تولیدات وطنی، تا حدودی دچار یک سونگری و سطحی‌پنداری شده‌ایم و به جای آن که با نگاهی اندیشمندانه و منصفانه به ماهیت بحران بنگریم، بیشتر توپ را در زمین مصرف‌کنندگان انداخته و از مردم هزینه‌ می‌کنیم.
با نگاهی کلان به این نتیجه خواهیم رسید که طرح حمایت از تولید ملی فقط به بسط سخت‌افزارها و گسترش خطوط تولید کارخانه‌ها خلاصه نمی‌شود و باید با در نظر داشتن جمیع جوانب، سودای توسعه و رشد کشور را در سر پروراند. 
از آنجایی که مباحث فرهنگی به عنوان زیرساخت‌های‌بنیادین جوامع به حساب‌می‌آیند و از آنجایی که دسیسه شوم استثمارگران همواره بر اشاعه بی‌هویتی و بی‌کفایتی ملل مستقل استوار است، اندیشمندان و فرهنگوران ایرانی در کارزار جنگ نرم باید رویه مجاهدت در عرصه تولیدات فرهنگی را پیشه کرده و با پرهیز از نگاه‌های‌ سطحی مأبانه، همه مسئولیت‌ها ‌را به صنایع سخت واگذار نکنند. 
در زمینه حمایت از تولیدات نرم و ابزار فرهنگی با منابع غنی و گهرباری روبرو هستیم. آموزه‌های‌رفیع دینی در کنار تمدن غنی ایرانیان، دست اندیشمندان و هنرمندان را برای ارائه تولیدات فاخر باز گذاشته و هر گوشه‌ای‌ از این خاک پُرگهر، سرشار از معانی و مضامین و تمثال‌های‌ارزشمندی است که توطئه کمبود سوژه‌های‌ناب و فقر فرهنگی را به طور کلی منتفی‌می‌سازد. پرسشی که در این مجال مطرح‌ می‌شود، این است که اهالی فرهنگ و هنر تا چه اندازه با الهام از مضامین ارزشی به تولید مفاهیم فاخر همت گمارده‌اند و آثار ارائه شده از سوی آنها، تا چه اندازه در بازارهای داخلی و خارجی با استقبال روبرو شده است. برای یافتن پاسخ ‌می‌توانیم به ویترین آثار فرهنگی که هنرهای نمایشی و پرمخاطب است نیم‌نگاهی بیندازیم. با این پیش فرض که سینما جهان‌شمول‌ترین هنرهاست، در عرصه پویانمایی و سینمای کودک تا حدود بسیار زیادی مارکت ایرانی به آثار جهت‌دار فرامرزی هبه شده و گروه کودک و نوجوان، از تولیدات ارزش‌مدار ایرانی و اسلامی آن چنان که شایسته است، برخوردار نیستند. در گذشته خرده تلاش‌های ‌بی‌رمقی برای به تصویر کشیدن زندگی پیامبران و ائمه اطهار در قاب پویانمایی انجام شد؛ اما متأسفانه فعالیت‌های‌انجام شده به صورت مقطعی بود و نشانی از تکنیک‌های‌تصویرسازی پیشرفته و جذاب که موجب جذب مخاطبان شود، در آنها دیده نمی‌شد. از سوی دیگر، سردمداران اکران سینماها با آثار پویانمایی وطنی رابطه خوشایندی ندارند و بسیاری از آثاری که برای طیف سنی کودک و نوجوان تولید‌می‌شود، برای همیشه محجور مانده و به بایگانی‌های‌تنگ و تاریک سپرده‌ می‌شوند.
به یاد داشته‌باشیم که اولین قدم برای حمایت از تولید ملی، ارائه محصولات با کیفیت است و چنانچه کالای ارائه شده دارای شاخصه‌های‌ وسوسه‌کنندگی و ویترین چشم‌نوازی نباشد، نمی‌توان انتظار پشتیبانی و حمایت از جامعه هدف را داشت. البته در زمینه ادبیات و مشاهیر ایرانی نیز شاهد فعالیت‌های‌چشمگیری نبوده‌ایم. آیا رسانه ملی و فعالان بخش خصوصی آن چنان که شایسته است در به تصویر کشیدن زندگی ادیبان، شاعران، رزمندگان، پهلوانان، افسانه‌ها‌ و به طور کلی مشاهیر این سرزمین کارنامه مقبولی از خود به جای گذاشته‌اند؟ در شرایطی که تولیدات فرهنگی ما سودای گیشه‌مداری رادیکالی را در سر ‌می‌پرورانند و بر مدار واحدی در حال تکرار مکررات هستند، نمی‌توان از عموم جامعه انتظار حمایت از تولید ملی در جنبه‌های‌نرم افزاری داشت چرا که جامعه تا جایی به رسالت‌های‌خود وفادار مانده و به آنها عمل‌ می‌کند و پس از آن نوبت به تولید‌کنندگان ‌می‌رسد تا با ابزار جذابیت و توجیهات اقتصادی به مشتری‌مداری همت گمارند.
صنایع فرهنگی در زمره تأثیرگذارترین دستاوردهایی به شمار‌می‌روند که با توسل به آنها‌ می‌توان آرای‌عمومی جامعه را به سمت و سوی هدف سوق داد و در برهه‌ای‌که حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی در رأس امور است، نباید از نقش ارزشمند آنها فارغ شد و بازار را به راحتی به محصولات جهت‌دار واگذار کرد. در این میان شاید مهم‌ترین نکته این باشد که انتشار مبانی هنری با برخوردهای ضربتی و رفتارهای دستوری امکان‌پذیر نیست؛ بلکه باید با در نظر گرفتن ذائقه عمومی جامعه به تولید آثار ارزشمند همت گماشت و در کالبد آنها مبانی جذابیت را تزریق کرد و در نهایت منتظر جهان شمول‌شدن فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی در مقیاس وسیعی ماند. امری که با در اختیار داشتن منابع ارزشمند، متنوع و بی‌شمار به راحتی امکان‌پذیر است.

پی نوشت:
ایرنا: طبق آمارهای موجود در سال گذشته گردش مالی صنعت پویانمایی در دنیا بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار بوده است یعنی رقمی بیش از ۹ برابر درآمد نفتی سالانه ایران. اما کشور ما تقریباً هیچ سهمی از آن نداشته است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی