[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۵۸۳
  • دوره جدید

گرفتاری ژانر جنگجو در قالب مستند، روزنامه شیراز نوین

علیرضا  حسینمردی
به‌رغم محبوبیت فراوان مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی و تبلیغات «ماشین کوبنده» حین مبارزات لیگ UFC؛ فیلم بنی سفدی، هواداران این مسابقات را با مخاطبان ساندنس اشتباه گرفته بود.
به گزارش ایرنا، «ماشین کوبنده» The smashing machine را کسی کارگردانی کرده است که احتمالاً هنگام دیدن سکانس تمرین سیلوستر استالون در «راکی»، هیچ حس خاصی به او دست نداده بود. همچنین عدم استقبال مخاطبان از جدیدترین فیلم بنجامین سفدی نشان می‌دهد که شاید هر سوژه‌ای را نمی‌توان برای مخاطبان جشنواره ساندنس ساخت.
دواین جانسون معروف به راک، به‌عنوان یکی از ستاره‌های پول‌ساز در هالیوود شناخته می‌شود. اگرچه ورود او به عرصه ابرقهرمانی با موفقیتی که انتظار داشت روبه‌رو نشد؛ اما هیچ ایرادی نداشت که او بخواهد از دنیای اکشن و کمدی فاصله گرفته و در یک درام جدی و سنگین بازی کند. بنابراین تصمیم گرفت تا در نقش مارک کِر که یکی از ورزشکاران معروف در دنیای هنرهای رزمی ترکیبی است، بازی کند. شانس بد راک یا حتی انتخاب بد او این بود که تصمیم گرفت چنین فیلمی را با بنی سفدی جلوی دوربین برد. برای گفتن یکی درام جدی درباره چهره‌های ورزشی، به‌ویژه رزمی‌کاران، هیچ نیازی به افزودن اِلمان‌های آثار جشنواره‌ای نیست؛ البته اگر بخواهی فیلمی برای مخاطبان ورزش بسازی. فیلم‌سازانی که می‌خواهند سبک، حال‌‌و‌هوا و حتی دمای رنگی فیلم خود را از آثار جریان اصلی هالیوود متمایز کنند، چندسالی می‌شود که روی به نوع رنگ‌بندی فیلم‌های دهه هفتاد میلادی آورده‌ و حتی روی نگاتیو فیلم‌برداری می‌کنند. در برخی موارد مانند «جاماندگان» Holdovers با بازی پال جیاماتی، این انتخاب درست است؛ به این علت که کارگردان، زیاده‌روی نکرده بود. اما سفدی «ماشین کوبنده» را مانند یک مستند تجربی ساندسی، ساخته است. فیلم با مصاحبه‌ یک خبرنگار با مارک کِر پس از موفقیت اخیر او در UFC آغاز می‌شود، سپس متنی در فیلم نیز نوشته می‌شود که این فیلم درباره زندگی مارک کر در بازه سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ است. مارک با نامزد خود دان با بازی امیلی بلانت در شهر فینیکس زندگی کرده و رابطه‌ای پر فراز و نشیب با او دارد. باتوجه به اینکه مارک در دنیای هنرهای رزمی ترکیبی فعالیت می‌کند، آسیب‌دیدگی‌های شدید، بخشی از زندگی او است. مارک برای تسکین این دردها، به داروهای مسکن قوی معتاد شده و خودش این داروها را تزریق می‌کند. دان از بابت این مسئله ناراحت است که در نهایت موجب دعوا میان آن‌ها می‌شود.
مارک در آخرین مسابقه‌ای که تا اینجای فیلم داشته است، به یاد دعوای خود با دان افتاده و به ‌اصطلاح فیریز می‌شود و شکست می‌خورد. مارک، دان را مقصر شکست خود می‌داند و دعوای آن‌ها مجدداً بالا می‌گیرد. مارک دوباره برای آرام‌شدن، روی به مسکن‌ها آورده و این‌باز زیاده‌روی کرده و اوردز می‌کند. سپس دان با صمیمی‌ترین دوستان مارک، تماس گرفته و می‌گوید که او الآن در بیمارستان است. مارک پس از ترخیص از بیمارستان، به کمپ ترک اعتیاد می‌رود. اما هنگامی که به خانه بازمی‌گردد می‌بیند که دان، شرایط فعلی او را درک نمی‌کند. مارک سپس برای آمادگی برای شرکت در بزرگ‌ترین مبارزات تاریخ زندگی خود در ژاپن، برای تمرین پیش یک مربی به نام باس می‌رود. مارک به‌علت اینکه از جنگ‌های روانی در خانه خود فاصله گرفته است، پیشرفت خیلی خوبی می‌کند؛ اما دان دوباره از راه می‌رسد و از مارک می‌خواهد که به خانه بازگردد. دان، دنیای مارک را درک نمی‌کند و مجدداً این دو دعوا می‌کنند که در اینجا مارک از دان می‌خواهد که او را ترک کند.
باتوجه‌به سابقه هالیوود در ۱۰ سال اخیر، اگر فیلم‌سازی، فیلم خود را به بستری برای سرزنش مردم و توصیه‌های سیاسی تبدیل نکند، باید آن‌ را یک امتیاز تلقی کرد. منتقدان مستقل، چند سالی می‌شود که در نقدهای خود می‌گویند: «فیلم ووک هست یا خیر.» بنی سفدی خوشبختانه وارد موضع‌گیری‌های سیاسی نشده و قصه خود را تعریف کرده است. تیم بازیگری نیز یکی دیگر جنبه‌های مثبت در این اثر بوده و اگرچه تعداد کل بازیگران بسیار محدود است، اما آن‌ها از پس وظایف خود به‌خوبی برآمده‌اند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی