[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۵۶۱
  • دوره جدید

هزار راه نرفته، روزنامه شیراز نوین

در حوزه فرهنگ هزار راه نرفته پیش رو داریم. سرانه کتاب‌خوانی در وضعیت بحرانی به‌سر می‌برد. عموم جامعه رغبتی به تماشای آثار فرهنگی در تماشاخانه‌ها نشان نمی‌دهند. مدت‌ها است سالن‌های سینما از ازدحام تماشاگران تجربه رکوردشکنی نداشته‌اند. گالری‌ها مخاطب عام ندارند. مدیوم موسیقی همچنان پرمخاطب است اما زیرساخت‌های این حوزه توان پاسخ‌گویی به گستره نیازهای مخاطبان را ندارند. نرخ عضویت کتابخانه‌ها با سرانه جمعیتی هم‌خوانی ندارد و کتاب از سبد خرید خانوار خارج شده است.
شاید جامعه ما آن‌چنان در کشاکش بحران‌های جان‌فرسای اقتصادی و معیشتی گرفتار آمده‌ایم که پرداختن به مبانی فرهنگی از اولویت خارج شده است؛ در‌حالی‌که مبانی فرهنگی به‌عنوان بنیان‌گذار فکری جوامع همواره نجات‌بخش هستند و با تکیه بر آن‌ها می‌توان جامعه را به‌سوی ساحل آرامش رهنمون ساخت. برای نیل بدین هدف فاخر باید سیاست‌گذاری‌ها را با یک دگردیسی عمیق مواجه کرد و مؤلفه‌های فرهنگی و هنری را در اولویت قرار داد.
به یاد داشته باشیم مبانی فرهنگی در آموزه‌های رفیع دینی و فرازهای تمدنی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و ایرانیان پیشینه گران‌بهایی در این حوزه دارند. بقاعِ مُتبرکه، یادگارهای تمدنی و سبک اصیل زندگی ایرانیان مستور از نشانه‌های زیادی است که از دل‌بستگی ایرانیان به مبانی فرهنگی و هنری دلالت دارد.
مزیت فرهنگ و هنر نسبت به سایر جستارها به جهان‌شمولی و استقبال گسترده عموم جامعه از زیرشاخه‌های آن اشاره دارد. مردم ایران همواره شیفته زیباشناسی بوده و هستند و از 
هر رویدادی که برگزار شود، استقبال به عمل می‌آورند. اما در برخی از دولت‌ها برگزاری رویدادهای فرهنگی با کاستی‌ها، محدودیت‌ها و خط قرمزهایی روبه‌رو بوده است؛ شاید هنجارشکنی معدود اقلیت‌هایی و انتشار آن در فضای مجازی سبب دریغ برنامه‌های فرهنگی از جامعه شده و شاید اعتباراتی که باید به حوزه فرهنگ اختصاص می‌یافت، آن‌قدر ناچیز بوده که برگزاری برنامه‌های فرهنگی را در انزوا قرار داده است.
در این شرایط به نظر می‌رسد شبکه‌های برون‌مرزی نگاه ویژه‌ای به تولید آثار آلوده فرهنگی داشته‌اند. آن‌ها با تأسیس اتاق‌های فکر بیشترین بودجه و نیروی انسانی را به تولید محتوای جهت‌دار و ایران‌ستیز اختصاص می‌دهند و با میزانسن‌های خوش‌رنگ و لعاب به دنبال جذب مخاطب هستند. در نظر داشته باشیم تمامی تمرکز آن‌ها بر جذب گروه مخاطبان خاکستری است و در این راستا به موفقیت‌هایی هم دست یافته‌اند.
به همین دلیل است که پرداختن به فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی می‌تواند گره‌گشای بحران هویت و تولید محتواهای آلوده باشد. چنانچه عموم جامعه به نگرش عمیقی از مبانی اصیل ایران دست یابند، میزان مقاومت فکری آن‌ها در برابر امواج آلوده تقویت خواهد شد.
اگر عموم جامعه با کتاب آشتی کنند، اگر تماشاخانه‌های تئاتر رونق گیرد، اگر بهای بلیت سینما هم‌عرض با اقتصاد خانوار تعریف شود، اگر کنسرت‌های موسیقیایی از سال‌ها دربسته خارج شود و به کرانه‌های شهرهای کوچک و بزرگ بیایند، اگر تبلیغ پیرامون کتاب و کتاب‌خوانی به شیوه مؤثری انجام شود و اگر فرهنگ در اولویت‌های سیاست‌های کلان کشور قرار گیرد، آنگاه بسیاری از توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان در پرتو بصیرت انقلابی جامعه نقش‌بر‌آب خواهد شد.
به‌درستی که مبانی فرهنگی و هنری مهم‌ترین مؤلفه در جستار جنگ نرم هستند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی