[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۵۰
  • دوره جدید

مکافات، روزنامه شیراز نوین

 علی شروقی، نیماژ: 1395
می‌خواهم تا نفس دارم عشقم را به مرضیه ابراز کنم و بهش اطمینان بدهم که می‌تواند به من تکیه کند. می‌خواهم خودم را وقف این عشق کنم. می‌خواهم این عشق را جدی‌ بگیرم و حتی اگر شکست هم خوردم و مرضیه دیگر مرا نخواست من از فکرش بیرون نیایم و تا آخر عمرم بهش فکر کنم. امروز، چهار بار رفتم و بهش زنگ زدم و گفتم که چقدر دوستش دارم. 
نگاهش می‌کنم و از دیدنش، از حرکاتش نیرو می‌گیرم. حتی از بدجنسی‌اش که قبلاً ازش ترسیده بودم... حالا که در یک جای بی‌هیاهو روبه‌روی هم نشسته‌ایم و فرصت دارم با دقت و بی‌دغدغه تماشایش کنم و او هم انگار می‌داند که تماشا می‌شود، هرچند وانمود می‌کند حواسش نیست. مصنوعی بودن حرکاتش هم جزو طبیعتش است و همین باعث می‌شود هیچ‌چیزش توی ذوق نزند و این را حالا که بینمان کسی و هیاهویی نیست، بهتر و روشن‌تر از همیشه درک می‌کنم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی