[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۷۳
  • دوره جدید

قانون طبیعت، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

زمین صبر ایوب دارد. اما روزی روزگاری در برابر همه ناجوانمردی‌هایی که در حقش روا می‌کنیم به یکباره تیغ خشم از نیام صبر بر می کشد و عصیان می‌کند. در طبیعت هیچ چیز بی‌پاسخ نمی‌ماند. وقتی کمر به قتل جنگل‌ها می‌بندیم و با اسید و گازوییل بافت سبز شهر را خشک می‌کنیم، وقتی شمار چاه‌های غیرمجاز در بعضی مناطق ایران سه رقمی می‌شود و مقابله با آنها متداوم نیست، وقتی به فرونشست‌های زمین توجهی نداریم و همچنان با روش‌های منسوخ غرقابی به کشت و زرع مشغولیم، وقتی کوه‌ها و جنگل‌ها و دریاها را شتاب آلوده می‌کنیم و فقط گروه‌های مردم نهاد سراغی از پاکسازی آنها می‌گیرند، وقتی بیمارستان‌ها و مدارس و مجتمع‌های مسکونی نوساز هم نشانی از مقاوم‌سازی ندارند، آن گاه باید منتظر به سرآمدن صبر زمین و عصیان گسل‌ها باشیم...

گسل‌های‌زلزله ایران همیشه بیدارند. هیچ‌کس نمی‌داند کدام استان ایران منزلگاه بعدی خشم زمین خواهد بود و همه ما پس از مدت کوتاهی که از بروز فاجعه ‌می‌گذرد، در خواب‌های‌خرگوشی فرو‌ می‌رویم. انگار که ایران بر کمربند فعال زلزله قرار نگرفته و انگار که علم مهندسی برای کاهش آسیب‌های‌ناشی از حرکت ناگهانی گسل‌ها ‌بی‌دفاع مانده است. متأسفانه ما در فعالیت‌های‌عمرانی پس از سیل و زلزله و جنگ هم کارنامه درخشانی نداریم. تجربه نشان داده مردمان آسیب‌دیده تا سال‌ها ‌و حتی دهه‌های‌متمادی همچنان تاوان خشم زمین و بحران‌های‌مدیریتی را پس‌می‌دهند و متأسفانه کمک‌های‌مردمی هم تا مدت کوتاهی پس از وقوع فاجعه ادامه دارد و با مرور زمان، شاهد به فراموشی سپرده شدن درد دردمندان و بی‌خانمانی بی‌خانمانان در میان خبرهای بد هستیم. برای اثبات این ماجرا‌ می‌توان به میان آسیب‌دیدگان کرمانشاه و سرپل‌ذهاب رفت و کیفیت زندگی آنها را در کانکس‌ها‌ مشاهده کرد.
زلزله این بار ایران فاجعه انسانی به همراه نداشت. اما این تلنگر را به اذهان خواب‌آلوده ما ‌می‌زند که قسمت عمده‌ای‌ از شهرها و روستاهای ایران در برابر امواج زلزله بی‌دفاع‌اند و هر آن چه در گیلان و بم و کرمانشاه روی داد ‌می‌تواند گریبانگیر شیراز و اصفهان و تهران هم شود. با وقوع هر زلزله‌ای ‌در ایران، پرسش‌های‌ زیادی بر افکار عمومی سنگینی‌می‌کند. آیا ساختمان‌های‌بلندمرتبه و نوساز بر مبنای اسلوب پیشگیرانه و اصول مقاوم‌سازی بنا شده‌اند؟ آیا مسیرهای دسترسی تنگ و باریک در بافت‌های‌فرسوده جوابگوی عبور و مرور خودروهای امدادی است؟ آیا هیچ یک از مجتمع مسکونی بر غارهای آهکی بنا نشده و با هر ریزلرزه‌ای ‌فرو نمی‌ریزند؟ آیا بانک‌ها ‌و مؤسسه‌ها ‌و سایر نهادهای ذی‌ربط، اعتبارات لازم را در اختیار آسیب‌دیدگان قرار‌می‌دهند؟ آیا به تمهیداتی برای مهار بحران و کاهش خسارت‌ها‌ در زمان آرامش اندیشیده‌ایم؟ 
در بسیاری نمونه‌ها ‌شاهد هستیم که رسیدگی به آلام مصیبت‌زدگان فقط به مواردی برای زنده ماندن صوری آنها خلاصه‌ می‌شود و ترمیم روح آزرده و پریشان آسیب‌دیدگانی که تمامی مایملک و خانواده خود را به یک‌باره از دست داده‌اند، به فراموشی مطلق سپرده ‌می‌شود. به همین دلیل، شایسته است جامعه مدیران و همه اقشار مردم در ایام آرامش و روزهای قبل از طوفان به یاد پیاده‌سازی اسلوب پیشگیری و مدیریت بحران باشند. متأسفانه موقعیت جغرافیایی ایران در کانون بحران‌های‌طبیعی قرار دارد و چنانچه شاهد اجرایی شدن قوانین مقاوم‌سازی و فراگیری مباحث آموزشی نباشیم، همچنان در زمره قربانیان خشم زمین قرار خواهیم گرفت. 
در این میان شهر هفت هزار ساله شیراز هم از گسل‌های‌زلزله بی‌نصیب نیست و هر دم بیم آن‌می‌رود که خشم زمین گریبان‌گیر اهالی شهر راز شود. چنانچه از نظر کارشناسان بر‌می‌آید شماری از برج‌های‌بلند مرتبه شهر که هنوز روند ساخت و ساز آنها به پایان نرسیده بر غارهای آهکی توخالی بنا شده‌اند و با کوچکترین لرزشی به تلی از مخروبه بدل‌ می‌شوند. حال این پرسش مطرح ‌می‌شود که چگونه روند ساخت و ساز آنها با چشم‌پوشی از آزمایش‌های‌سنجش مقاومت خاک و فراموشی اسلوب ایمن‌سازی صورت گرفته است؟ آیا در راستای اخذ مجوز همه فرآیند‌های‌قانونی به طور کامل طی شده یا شاهد اعمال نفوذهای جریان‌های‌پرنفوذ برای صدور مجوز بوده‌ایم؟ چنانچه این ساختمان‌ها ‌بر زمین‌های‌ لرزان استوار شده باشند چه کسی پاسخگوی مردم مصیبت‌زده‌ای ‌است که سرمایه ناچیز خود را در آنها به امانت سپرده‌اند؟ 
در اینجاست که از همه دستگاه‌ها ‌به سردمداری قوه قضا و نهاد شهرداری‌ها‌ درخواست‌ می‌شود تا پرونده ویژه‌ای‌برای بررسی ایمنی پروژه‌های ‌بزرگ شیراز گشوده و در صورت مشاهده هر گونه موارد قانون‌گریزی، سودجویان را با مجازات‌هایی به فراخور جرم‌شان روبرو سازند. به یاد داشته‌باشیم معمولاً اقشار مستضعف جامعه به سکونت در مناطق دورافتاده و حاشیه‌نشینی تن در‌می‌دهند. به همین ترتیب شایسته نیست که همه سرمایه مادی و معنوی آنها در لحظه‌ای‌نقش بر آب شود و به دلیل تخطی و زیاده‌خواهی افراد انگشت‌شماری در سایه رعب و وحشت زندگی کنند.
شاید زمین صبر ایوب داشته‌باشد اما روزی روزگاری در برابر همه ناجوانمردی‌هایی که در حقش روا‌ می‌کنیم به یک‌باره تیغ خشم از نیام صبر بر‌می‌کشد و عصیان ‌می‌کند. در طبیعت هیچ چیز بی‌پاسخ  نمی‌ماند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی