[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۷۲
  • دوره جدید

طلب بودیمیر = بودجه رؤیایی ۱۲ باشگاه شیرازی!، روزنامه شیراز نوین

شیراز نوین: در حالی که باشگاه‌های‌مختلف ورزشی در ایران با مشکلات سرسام‌آور مالی دست و پنجه نرم‌ می‌کنند، هر از چندگاهی پرونده شکایت جدیدی از دو باشگاه تهرانی توسط بازیکنان بی‌کیفیت و به‌درد‌نخور خارجی باز ‌می‌شود. پرونده‌هایی که هر یک خبر از بدهی چندصدهزار دلاری سرخابی ‌می‌دهند!
این که چرا مدیران این باشگاه‌ها ‌حاضر‌ می‌شوند با این مبالغ کلان بازیکنانی را به خدمت بگیرند که از خیلی نمونه‌های‌مشابه وطنی در سطح پایین‌تری قرار دارند یک بحث است و پرداخت نشدن این پول‌های ‌بیت‌المال توسط همان مدیران که باعث چندبرابر شدن بدهی‌ها‌ می‌شود بحثی دیگر. جالب‌تر اینکه هیچ‌گاه در طول سالیان گذشته برخوردی با آنها نشده که از بروز اتفاقات مشابه در آینده جلوگیری کند.
آخرین نمونه شکایت‌ها ‌متعلق به ماریو بودیمیر، مهاجم کروات سابق پرسپولیس بود که چند روز پیش مطرح شد. بازیکنی که نحوه بازی‌اش همواره مورد انتقاد هواداران و کارشناسان بود و معلوم نشد طبق چه معیاری به پرطرف‌دارترین باشگاه ورزشی ایران پیوسته بود، پس از جدایی از این تیم نامه شکایتش را به فیفا فرستاد و فیفا هم آن را رسماً به باشگاه پرسپولیس ابلاغ کرد. مبلغ شکایت: 500 هزار یورو معادل تقریبی شش و نیم میلیارد تومان!
حالا این رقم را مقایسه کنید با رقم‌هایی که باشگاه‌های‌مختلف در همین شهر خودمان مطالبه‌ می‌کنند و چون محقق نمی‌شود، گاهی قید تیم‌داری را‌ می‌زنند و چندین جوان بااستعداد و شایسته، گاهی مجبور‌می‌شوند با دنیای حرفه‌ای‌ ورزش خداحافظی کنند و کسی نمی‌فهمد سرنوشتشان چه‌ می‌شود. چنین نمونه‌هایی را طی همین چند هفته گذشته به چشم دیده‌ایم. سه بازیکن مستعد و باکیفیت فوتسال ارژن به علت مشکلات مالی نتوانستند به کار ادامه دهند و به پایان خط رسیدند. فکر‌ می‌کنید مبلغ قرارداد یک سال آنها چقدر بود؟ کمتر از 50 میلیون تومان! یعنی کمتر از یک صدمِ آن بازیکن خارجی.
همان‌طور که ‌می‌بینید، مقایسه وحشتناک و سرسام‌آور است. یعنی با مبلغ بدهی این باشگاه‌ها‌ به تنها یک بازیکن بی‌کیفیت خارجی، ‌می‌توان زندگی دست‌کم 100 جوان مستعد و ورزشکار باکیفیت ایرانی را تأمین کرد و مانع هدر رفتن این سرمایه‌های ‌ارزشمند شد.
به شکلی دیگر ‌می‌توانیم مبلغ شکایت بودیمیر از پرسپولیس را با کل هزینه‌های‌باشگاه‌های ‌ورزشی مطرح و مثلاً حرفه‌ای‌ شیراز به طور تقریبی مقایسه کنیم. طبق حرف‌هایی که در طول چند سال اخیر از مربیان و مسئولان برخی تیم‌های‌شیرازی در مورد مسائل مالی شنیده‌ایم،‌ می‌توان گفت برای صعود یک تیم شیرازی از لیگ یک به لیگ برتر، چیزی حدود یک میلیارد تومان کفایت ‌می‌کند. دو سال پیش داوود مهابادی، وقتی تیمش با رتبه چهارم نیم‌فصل نخست مسابقات را به پایان رساند، گفت: در صورتی که 500 میلیون تومان به باشگاهش تزریق شود، صعود به لیگ برتر را تضمین‌ می‌کند و در صورت ناتوانی در تحقق این امر، کل مبلغ را باز‌می‌گرداند. البته که این کمک از باشگاه برق جدید دریغ شد و این تیم هم هیچ‌گاه نتوانست موفقیتی کسب کند و نتوانستیم عیار ادعای مهابادی را به درستی بسنجیم؛ اما با توجه به عملکرد آن تیم بی‌پول در نیم‌فصل نخست،‌ می‌توان گفت با مبلغی نزدیک به همان 500 میلیون یا نهایتاً یک میلیارد تومان،‌ می‌توانستیم صاحب یک تیم خوب در لیگ برتر فوتبال باشیم. یعنی اگر در همین فصل جاری به دو تیم فجرسپاسی و قشقایی شیراز مبلغی حدود یک میلیارد تومان تزریق‌ می‌شد، این دو تیم‌ می‌توانستند راهی لیگ برتر شوند.
همچنین باشگاهی مانند ارژن که در طول 4 سال گذشته با وجود از دست دادن ده‌ها بازیکن به علت مشکلات مالی، همچنان خود را در لیگ برتر حفظ کرده، با کمک 500میلیون تومانی‌ می‌توانست به یکی از مدعیان قهرمانی تبدیل شود. یا باشگاه فوتبال برق شیراز به عنوان محبوب‌ترین و بزرگ‌ترین باشگاه ورزشی استان با کمک 500 میلیون تومانی از سوی دولت ‌می‌توانست حالا دست‌کم در لیگ یک کشور حضور داشته باشد و با چیزی نزدیک به همین مبلغ، شهر شیراز به راحتی ‌می‌توانست صاحب دو تیم خوب در لیگ‌های‌ برتر بسکتبال و والیبال باشد.
تمامی ‌این موفقیت‌های ‌بزرگ با مبلغی حدود 4 میلیارد تومان قابل دستیابی بود. تأمین شدن منابع مالی برای شش تیم که زندگی حرفه‌ای ‌نزدیک به 100 بازیکن و مربی مستعد ایرانی را تأمین ‌می‌کرد. بگذریم که این موفقیت‌ها ‌به میزانی غیرقابل اندازه‌گیری باعث ایجاد نشاط اجتماعی شده، هر هفته چندین هزار علاقه‌مند را به ورزشگاه‌ها ‌می‌کشاند و هزاران کودک و نوجوان را راهی عرصه ورزش کرده و از ورود به محیط‌های‌ناسالم دور‌ می‌کند.
همان‌طور که ‌می‌بینید، هنوز با مبلغ شکایت بودیمیر فاصله زیادی داریم! با دو و نیم میلیارد باقی مانده ‌می‌توانستیم باشگاه ورزشی بانوان شیراز را هم به خوبی تأمین کنیم. بانوانی که بسیار کم‌توقع‌تر و کم‌هزینه‌تر از آقایان هستند و با کمتر از نصف چیزی که برای باشگاه‌های‌آقایان در نظر گرفتیم،‌ می‌توانستیم موفقیت‌های ‌مشابهی را برای بانوان این شهر شاهد باشیم. یعنی با یک حساب سرانگشتی، تنها با مبلغ شکایت یک بازیکن از باشگاه‌های ‌سرمایه‌سوز تهرانی، ‌می‌توان 12 باشگاه ورزشی در یک کلان‌شهر را به نحوی مطلوب اداره کرد!
البته مقصود از نگارش این مطلب به وجود آوردن این‌چنین توقعاتی از سوی باشگاه‌های‌ شهر شیراز نبود. باشگاه‌هایی که خود دچار سوء‌مدیریت هستند و شاید در صورت در اختیار داشتن منابع مالی مناسب هم راه استفاده درست و به‌موقع  از آن را بلد نباشند. باشگاه‌هایی که حتی توانایی استفاده از ظرفیت‌های ‌موجودشان برای تبلیغات و درآمدزایی در نقاط مختلف را ندارند و با وجود در اختیار داشتن سرمایه‌هایی بزرگ، راه استفاده مناسب از آنها را بلد نیستند.
بنابراین ما در متن بالا فقط سعی کردیم کمی ‌با این اعداد و ارقام بازی کنیم تا دستمان بیاید مدیران نالایق باشگاه‌های‌بزرگ کشور، چگونه هر سال از جیب مردم بدهی‌هایی را باید پرداخت کنند که بخش ناچیزی از آن ‌می‌تواند زندگی ده‌ها‌ ورزشکار لایق همشهری یا هم‌وطن ما را نجات دهد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی