[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۹۱
  • دوره جدید

خاک‌سپاری در گورستان جاهلیت، روزنامه شیراز نوین

تمام شد و در باتلاق جاهلیت جان سپرد. نام و القابش را دیگر تکرار نمی‌کنیم. ستاره‌ای که می‌توانست در جمع بزرگان فوتبال این سرزمین نامش جاودانه شود، اما دایره مذموم فرهنگ لغاتش بر خرمن یک عمر تلاش و حماسه‌آفرینی‌هایش آتش زد و همه عزت و آبرویی که داشت را بر باد داد.

اسیر فرهنگ لغات مذموم
امروز پرونده خداداد عزیزی را می‌بندیم؛ او می‌توانست به‌سان هم‌نسل‌هایش قهرمان یک ملت باشد؛ اما به فرهنگ، ادب و تمدن هزاران‌ساله مردمانش با نادانی، جهالت، وقاحت و بی‌شرمی توهین کرد و آداب سخن‌گویی مردمان فرهیخته این دیار را در حد لغت‌نامه سخیف خود دید.
شاید آخرین مصاحبه خداداد عزیزی پایان کار او در عرصه فوتبال و رسانه باشد. اگر به‌دنبال رفتن و پرونده‌سازی بود، راه‌های ساده‌تری هم پیش رویش قرار داشت. اگر به‌دنبال هنجارشکنی، ساختارگریزی و جلب توجه بود، می‌توانست عقلانی عمل کند. اگر از مدیر فنی بودن به ستوه آمده بود و دلش نیمکت مربیگری می‌خواست، که همه باشگاه‌ها پیشوند فرهنگی دارند و این عرصه دیگر جولانگاه او نیست.

آتش به جان ستاره افتاد
به گذشته‌اش بازگردیم و از هدررفت این سرمایه افسوس بخوریم. خداداد عزیزی بااستعداد بود و توانست بر همه لابی‌ها و مافیاها غلبه کند و خود را به پشتوانه افکار عمومی به تیم ملی راه یابد. در وجودش غریزه فوتبال زبانه می‌کشید و باسرعت از زمین‌های خاکی مناطق محروم قیام کرد و در جمع بزرگان تیم ملی قرار گرفت. در ابتدا احساس حقارت می‌کرد، اما نسل 98 فرانسه او را با آغوش باز پذیرفت و از ارکان اصلی تیم ملی شد.
عزیزی بازیکنان فربه و مغرور عربی را یکی پس از دیگری از پیش رو برمی‌داشت و توپش بر دروازه الدعایه بوسه می‌زد. به شرق آسیا که می‌رفت، چشم‌بادامی‌های سرعتی در برابر تکنیکش مبهوت می‌ماندند. به فوتبال جهان غرب که رفت، نتوانست با تاکتیک‌های ترکیبی آن‌ها همراه شود؛ چراکه از دانش فوتبال چیزی نمی‌دانست و بر حسب غریزه دریبل می‌زد و خوب دریبل می‌زد. اما مردم سبک بازی تکنیکی‌ها را دوست دارند و خداداد پا به توپ که می‌شد، هلهله تماشاگران به هوا برمی‌خاست.
حسرتی برای خاندان عزیزی
عزیزی در ملبورن استرالیا محبوب یک ملت شد و ای کاش در همان صحنه چهارگوشه زمین را می‌بوسید و در اوج اعلام بازنشستگی می‌کرد تا بهترین تصمیم خاندانش را گرفته باشد. حضور او در عرصه مربیگری همواره آبستن حاشیه‌های بی‌شمار بوده که بیشتر از همه برای عزیزی گران تمام شده است. مرد ملبورن می‌توانست از بزرگان تیم ملی که در اخلاق و ایفای مسئولیت‌های اجتماعی کارنامه درخشانی دارند، الگوبرداری کند؛ اما این غزال حرمت‌شکن مسیر نفرت‌آفرینی و ستیز با ادب و آداب ایرانی را برگزید و به نظر می‌رسد از درک تأثیر سخنانش عاجز است!
اگر دیروز خداداد عزیزی برای‌مان در آوردگاه‌های بین‌المللی افتخارآفرینی می‌کرد، امروز لکه ننگی بر پیشانی فرهنگ و ادب و ورزش ایران شد. گفتار عزیزی برخاسته از زبان عامیانه کوچه و خیابان نیست؛ بلکه اسیر مکتب منفور جاهلیت است. برخلاف آنچه خداداد ادعا می‌کند، مردم ایران به پشتوانه تمدنی ادبا می‌نازند و توهین و ناسزا در کلام آن‌ها جاری 
نیست.

حکم قانون برای مطالعه خداداد
در روزهای اخیر، پرونده خداداد عزیزی برای ملت بزرگ ایران به اتهام بیان عبارات زننده که در جمع‌های آلوده به کار می‌روند، برای همیشه بسته شد. او از چارچوب اخلاق گریخت و شاید از سر جاهلیت درصدد ارائه چهره‌ای غیرواقعی از ملت ایران برآمد. اینک شاید وقت آن رسیده باشد که مدعی‌العموم در پی جریحه‌دار شدن افکار عمومی و هتک حرمت‌هایی که به ملت بزرگ ایران روا شده، به میدان آید و قاضی‌القضات حکم به مطالعه دیوان شاعران پارسی‌زبان برای خداداد عزیزی دهد. غزال تیزپای ملبورن اسیر تفکرات جاهلیت است و به‌راستی که «ادب مرد به ز دولت 
اوست».

عزیزی در سکانس آخر
تمام شد و در باتلاق جاهلیت جان سپرد. نام و القابش را دیگر تکرار نمی‌کنیم. ستاره‌ای که می‌توانست در جمع بزرگان فوتبال این سرزمین نامش جاودانه شود، اما دایره مذموم فرهنگ لغاتش بر خرمن یک عمر تلاش و حماسه‌آفرینی‌هایش آتش زد و همه عزت و آبرویی که داشت را بر باد داد. برای آخرین‌بار نامش را نجوا می‌کنیم: خداداد عزیزی، حماسه‌ساز ملبورن و غزال تیزپای فوتبال ایران. بدرود...

پی‌نوشت: علی دایی در واپسین دقایق بازی با استرالیا می‌توانست مهدوی‌کیا را در برابر مارک بوسنیچ صاحب توپ کند؛ اما به خداداد عزیزی اعتماد کرد!
 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی