[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۷۳
  • دوره جدید

انتخاب در فارس، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تقسیم قدرت یکی از پرچالش ترین ابعاد سیاسی در کشور است. به قولی، جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود. زمانی که احزاب اسمی ‌با لیست‌های فرضی و پروعده به قدرت می‌رسند، ازجمله چالش‌های فراروی آنان تقسیم قدرت بین حامیان و مشارکت کنندگان در رقابت‌های انتخاباتی است. حتی پس از فاصله‌گیری چهارساله از برگزاری یک انتخابات هم این فشارها با همان شدت و قوت ادامه دارد و بیشتر ارکان اقتصادی مورد هدف این فشارها برای مهره‌چینی‌هاست. از نوک هرم قدرت در یک استان گرفته تا مدیران کل و سازمان‌های مربوط، هرکجا ردی از فعالیت‌های اقتصادی و دردسترس بودن منابع وجود داشته باشد، فشار برای اشغال آن پست بیشتر است...

 چنانچه فساد بروز یافته در کشور در همین ارکان درحال اتفاق است.
گاهی اگر نخبگان جامعه، خصوصاً دانشگاهیان به این تغییرات ناگهانی و قومی‌ اعتراضی مسالمت‌جویانه داشته باشند، با یک کلمه معروف روبرو می‌شوند و معمولاً مدیریت ارشد استان از آن استفاده می‌کند و آن، بی‌اطلاعی است. غافلگیرشدن این روزها به عادت تبدیل شده و ما تاکنون خصوصاً در شش سال گذشته مدیری را سراغ نداریم که غافلگیر نشده باشد. موضوع غافلگیری در داستان سیل و زلزله و حوادث غیرمترقبه یک وجه قضیه است و غافلگیری در اغتشاشات سیاسی و تغییر و جایگزینی مدیران استانی با سایر استان‌ها وجه دیگر داستان است. گاهی مدیران استان یکی یکی در حال تغییر هستند و بزرگانی از این تغییرات و در پاسخ به نخبگان ابراز بی‌اطلاعی می‌کنند.
داستان رفت و آمد در دانشگاه علوم پزشکی شیراز به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. آمدورفت‌هایی که گاهی جنبه سیاسی دارد و گاهی جنبه اقتصادی. گاهی یک مدیر سال‌های سال با جمع خیرین در دانشگاه علوم پزشکی ماندگار می‌شود و موج سیاست کنارش می‌زند و گاهی یک مدیر نیامده استعفا می‌دهد و سریال استعفاهای پذیرفته نشده ایشان همچنان ادامه دارد. موضوع دارو و درمان و معاونت استراتژیک این حوزه بسیار قابل تأمل و واکاوی است. بخشی مهم و اقتصادی با توجه به موضوع توریسم سلامت و منافع پشت پرده آن. باید دید چرا این معاونت تا این حد چالش‌برانگیز و پرحادثه است.
اصلاح‌طلبان به دلیل عملکرد غلط در سال‌های پیروزی پس از انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و شوراها سرمست از قدرت و بدون نگاه به پیرامون و عدم سعی در تربیت و به‌کارگیری مهره‌های جوان و توانا (کادرسازی) برای پست‌های حساس اما با تک‌روی‌های بی‌حاصل، کل دکترین شوراهای هماهنگی اصلاح‌طلبان را بر باد دادند و حالا با در پیش بودن انتخابات و بدون شک ناامیدی از لیست امید، در انتظار شکستی بزرگ هستند و آن‌طرف قضیه در اردوگاه مقابل سازماندهی‌های از پیش تعریف شده‌ای را شاهد و نظاره گر هستند.
تک‌روی‌های چپ‌گرا‌ها تا حدی است که برای تغییرات مدیریتی در فارس نه نیروی بومی ‌و نه پیشینه  جوان‌گرایی دارند. حالا با تغییرات پیش رو در حوزه مدیران استانی نیروهای پرتوان اما غیربومی‌ در راه فارس هستند، اینگونه که به نظر می‌رسد در فارس نیروی چپ‌گرا، قابل اعتماد و توانا وجود ندارد.
برچسبی که به استان فارس خورده، برچسب سیاسی و البته فرهنگی است. فارس یک استان مستعد مناقشات سیاسی است و امنیت در آن به شاخصه‌های مختلفی بستگی دارد، از جمله انتخاب مدیران غیربومی ‌و شاید منفعل. از این جهت است که پروژه‌های بزرگ عمرانی فرهنگی فارس بدون اعتبار رها شده و کسی را یارای پیگیری اعتبارات از دست رفته استان نیست.
نقطه سر خط - با به‌دست‌گیری قدرت پس از انتخابات توسط چپ‌ها، اولین و تنها اتفاق برجسته در کارنامه نمایندگان شیراز و شاید استان، تغییر در حوزه مدیران بود. گاهی ما بر این تصور بودیم که با رفتن یک مدیر اصول‌گرا و آمدن مدیر اصلاح‌طلب، باید در انتظار تعامل بدنه اجرایی با نمایندگان در جهت احقاق حقوق از دست رفته فارس در ردیف‌های اعتباری سایر موارد توسعه باشیم؛ اما وضع از گذشته بدتر شد و اذهان عمومی ‌به دنبال همان مدیران اصول‌گرا رفت. شاید این روزها تغییرات از استانداری شروع شده و ادامه پیدا خواهد کرد تا نیروهای تازه‌نفسی وارد این حوزه شوند؛ اما در بیرون از استانداری فارس هم تغییرات درحال اتفاق است و شنیده می‌شود رئیس دانشگاه علوم پزشکی پس از تقدیم ده‌ها استعفا، پس از آشفتگی در ماجرای دارو و درمان و ناتوانی در بهبود شرایط، چمدان‌های خود را به جد بسته است و خواهد رفت و یک مدیر غیربومی‌در راه تصدی این پست است. هرچند این قلم به شایسته‌سالاری نه در حد شعار که در عمل اعتقاد دارد؛ پرسش اینجاست که چرا در فارس قحط‌الرجال است؟ این قحط‌الرجال بودن در فارس از دیدگاه ما یک مصیبت بزرگ است که چرا در این استان پهناور، نه کادر حزبی متخصص و جوان داریم و نه احتمالاً نیروی قابل اعتماد.
گاهی غافلگیری و پریشانی امور در فارس به حدی است که باید به منتقدان و نخبگان سایر استان‌های کشور گفت: گر تو بهتر می‌زنی، بستان بزن! و البته همین اتفاق در حال رخ دادن است. مدیریت ارشد استان و سایر مدیران مرتبط دستگاه‌های نظارتی این قلم را در حد یک تذکر نرم و دلسوزانه مورد ملاحظه قرار دهند؛ چراکه نخبگان از رسانه‌ها می‌خواهند خواسته‌هایشان را در حد متعارف بیان کنند و مورد پیگیری قرار دهند. نخبگانی که از مدیران ارشد استان انتظار غافلگیری و بدون نقش بودن در انتصابات و جریانات سیاسی را ندارند و آن را شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت می‌دانند. همچنین از آنان انتظار دارند با قدرت در عرصه تصمیم‌گیری حضور داشته باشند و نسبت به نخبگان فارس بدون توجه نباشند.کلام آخر، همان حرف ماندگار است: مدیران جمهوری اسلامی ‌ایران شیفته خدمت باشند، نه تشنه قدرت و جالب آنکه برخی برای دریافت پست چه امیدی به آینده دارند، آن هم در این شرایط سخت!

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی