[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۶۷
  • دوره جدید

گره‌گشا باشیم، روزنامه شیراز نوین

  فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

فساد یعنی ویرانی تمامی بنیان‌های‌فرهنگی اجتماعی، فسادی که سرمنشاء اصلی آن سیاست‌هایی است که فقط منافع گروه اقلیت را تأمین ‌می‌کند. فساد یعنی خواستن تمامی منابع برای اقلیتی که سیراب شدنی نیستند. استمرار فساد در تمامی ارکان بدان معناست که مانعی سد راه آن نیست و مهره‌ها ‌آن چنان چیده ‌می‌شوند که به فساد دامن بزنند. جالب آنجاست، آن عده از مفسدین که در حال تعقیب و یا گرفتار دستگاه قضایی ‌می‌باشند اعضای رسمی حاکمیت و یا در همان اصطلاح آقازاده‌ها‌ هستند. گاهی دربعضی تریبون‌ها‌ اعلام ‌می‌شود اگر دستگاه قضایی بعضی مفسدان را دستگیر وشاید حکم اعدام آنان را صادر کرده است (مثلاً همین بابک زنجانی معروف)، اما تکلیف هزاران هزار میلیاردپول بیت‌المال چه ‌می‌شود؟ 

اصل داستان اینجاست که  باید روی بازگشت پول‌های‌غارت شده خبر منتشر کنند، اگر نه این مفسدان چه در زندان باشند وچه در سفر آخرت.
مشکل اصلی ما شعار است و اگر می‌شد به نحوی جلوی شعار دادن‌های ‌عوام فریبان را بگیریم یک قدم به جلو برمی‌داشتیم. آنچه باعث پیشرفت فساد و تباهی دراین کشور است همین داستان شعار است. بیاییم یکسال نسخه شعار را از تمامی شئون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حذف کنیم تا شاید به یک نتیجه مثبت برسیم. در واقع اجازه ندهیم نه شعارسازی کنند ونه از تریبون‌ها ‌پخشش کنند. در واقع بگوییم شعار ممنوع، بگوییم شعار حرام است . 
صلاً مراجع تقلید با نفوذی که دارند و سکوت اختیار کرده‌اند یک فتوا بدهند که شعار دادن وعمل نکردن حرام است، خیانت در حق ملت است و در حکم محاربه با امام زمان است.
امروز کارها از سلام وتعارف گذشته و نیازمند عملگرایی هستیم. هر روز شخصی ‌می‌آید و یک شعارتازه می‌دهد وچند صباحی مردم را منتظر نگه می‌دارد و بدون ارایه کارنامه و بدون بازخواست، طرفی را می‌گیرد و می‌رود. همین مجلس شورای اسلامی که حالا باید یازدهمین دوره‌اش را به نظاره بنشینیم تا کنون چه پاسخی به ملت داده است، چه قدم مثبتی برای معیشت مردم برداشته‌است. کدام گره صنعت واشتغال به‌دست این افراد باز شده است. جز اینکه با رأی مردم وکیل‌الدوله شده‌اند وبعد چهار سال بی‌حاصل در پاسخ به انتظارات ملت ‌می‌گویند، اشتباه درانتخاب آدم‌ها ‌عاقبتش همین است. از کجا معلوم مردم دراین انتخابات پیش‌رو بازهم اشتباه انتخاب نکنند. این بصیرت انتخاباتی باید از کجا بیایید؟ از یک هفته کاغذ چسبانی به در و دیوار شهر ؟ انتخاب یعنی هرکسی خوشتیپ‌تر بود، خوش عکس‌تر بود به همان رأی بدهیم. اصلاً این افراد که نامزد ‌می‌شوند از کجا پیدایشان‌ می‌شود از کدام دستگاه توصیه  دارند که شغل نمایندگی را انتخاب کنند.
در دولت یازدهم ودوازدهم هرچه بازنشسته بود وزیر شد وآقایان وزرای بازنشسته هم هرچه بازنشسته در چنته داشتند گزینه مدیرکلی واستانداری‌ها‌ کردند. بعد گروهی آمدند  روی لج ولج بازی، قانونی را وسط کشیدند وگفتند بازنشسته‌ها ‌باید بروند وجوانان بیاییند. انتخاب بازنشسته‌ها‌یک آسیب بود وانتخاب جوانان بدون تجربه یک آسیب دیگر. وقتی صف نماینده‌ها ‌از صف مدیران اجرایی استان‌ها جداست،  وقتی بازنشسته‌ها‌ مشاور مدیران اجرایی جوان نیستند، وقتی هر کسی هرکاری از روی سلیقه دلش خواست کرد، نظام دچار مشکل ‌می‌شود وکارها معطل‌ می‌ماند. مدیران اجرایی هر روز‌می‌گویند اعتبار نداریم وآقای نماینده با حوزه راهسازی هماهنگ نیست ودنبال کسب اعتبار آزادراه هم نمی‌رود. 
در حوزه راه وشهرسازی همین استان خودمان مدیرکل بازنشسته بدون ریالی اعتبار منصوب‌ می‌کنند و بعد اعتراض‌ می‌کنند کاری نکرده و بازنشسته است، جوانان را سرپرست ‌می‌کنند وچند ماهی بدون اختیار و اعتبار بی‌خیال امور ‌می‌شود تا کارها بیش از اندازه معطل بماند و اگر سرمایه‌گذاری هم خواست وارد گود شود با اختیارات یک سرپرست قادر نیست ریسک کند و کارهای اصولی انجام دهد وپشیمان ‌می‌شود.
باید به فکر ملت بود این پروژه نداریم و اعتبار نمی‌دهند و اختلاس‌ها‌ خیلی‌ها‌ را خسته کرده، باید به فکر چاره بود و این گره را گشود. این گره نه با دندان که با دست باز‌ می‌شود اگر به آینده کشور و فرزندان خود نگاهی پُر‌مهر داشته‌باشیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی