عدالت معیشتی با ۲۰ برنامه ، روزنامه شیراز نوین
رئیسجمهور گفت: ما برای تأمین معیشت مردم یک برنامهای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروههای مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شدهاند که این بیست بند را عملیاتی کنند.
خلاصه برنامههای دولت برای رفع ناترازیها، تشریح اقدامات مهم و راهبردی دولت در یک سال گذشته، تمجید از مردم و صبوری و نجابت آنها، بخصوص در فشارهای اخیر اقتصادی، تأکید بر تواناییهای داخلی و عزم دولت برای حل معضلات و مشکلات کشور و تشریح جلسات رئیسجمهور با رهبر معظم انقلاب و پیگیریهای ایشان درباره موضوعات معیشتی و اقتصادی، مهمترین محورهای گفتوگوی رئیس جمهوری اسلامی ایران، با رسانه
KHAMENEI.IR بود که به شرح زیر از زبان ریاستجمهوری بیان شده است: از همان روزی که مسئولیت دولت را پذیرفتم، میدانستم که با یک کشور عادی روبهرو نیستم. نه به این معنا که ایران کشور عجیبی است؛ بلکه به این معنا که مسائل آن ساده نیستند و با راهحلهای فوری و نمایشی حل نمیشوند. ما کشوری را تحویل گرفتیم که سالهاست با مجموعهای از ناترازیهای عمیق و بههمپیوسته دستوپنجه نرم میکند؛ ناترازیهایی که فقط در گزارشها و آمارها نیستند؛ بلکه هر روز در زندگی مردم خودشان را نشان میدهند. اگر امروز از اصلاح، صرفهجویی، عدالت در توزیع منابع و ضرورت تصمیمهای سخت صحبت میکنیم، از سر علاقه به سختگیری یا فشار نیست. این واقعیت اداره کشور است. هیچ دولتی نمیتواند با چشم بستن بر واقعیتها، کشور را جلو ببرد. ما اگر بخواهیم فقط حرفهایی بزنیم که خوشایند است، شاید برای مدتی تشویق شویم؛ اما مشکلات باقی میمانند و بزرگتر میشوند. وقتی دولت را تحویل گرفتیم، با یک مشکل واحد مواجه نبودیم. کشور با مجموعهای از بحرانهای انباشته روبهرو بود که هرکدام به دیگری گره خورده است. در حوزه انرژی، با ناترازی جدی برق مواجه بودیم؛ ناترازیای که حداقل برآورد آن ۲۰هزار مگاوات بود و در مقاطعی، به دلیل کاهش شدید بارندگی و افت تولید نیروگاههای برقابی، به حدود ۳۰هزار مگاوات هم رسید. این یعنی شبکه برق کشور تحت فشاری قرار گرفته بود که با ادامه روند گذشته، قابلمدیریت نبود. مصرف برق سالها بدون کنترل افزایش پیدا کرده بود؛ در حالی که توسعه نیروگاهها و زیرساختها متناسب با آن پیش نرفته بود. نتیجه این وضعیت، خاموشی، فشار بر تولید، آسیب به صنایع و نارضایتی عمومی بود. در حوزه آب، شرایط بهتر نبود. کاهش بارندگی، افت سطح آبهای زیرزمینی و مدیریت نادرست منابع آبی، بسیاری از مناطق کشور را در وضعیت هشدار قرار داده بود. این مسئله فقط زیستمحیطی نیست؛ مستقیماً به امنیت غذایی، کشاورزی و زندگی مردم مربوط است.
در کنار اینها، ناترازی بودجهای نیز وجود داشت. تعهدات مالی دولت از منابع موجود جلو زده بود. هزینهها افزایش یافته و درآمدها محدود شده بود. این یعنی هر تصمیم اقتصادی، باید با دقت چندبرابری گرفته میشد.
ناترازی مدیریتی؛ وقتی تصمیمها هزینه را به آینده منتقل میکنند
یکی از مهمترین مشکلات کشور، ناترازی در شیوه تصمیمگیری است. ما سالها تصمیمهایی گرفتهایم که هزینهاش را به آینده منتقل کردهایم. این کار شاید در کوتاهمدت فشار را کم کرده باشد، اما در بلندمدت، مسائل را پیچیدهتر کرده است. امروز آن آینده، حال ماست.
ناترازی فقط عدد و آمار نیست. وقتی یارانهها به شکل ناعادلانه توزیع میشود، وقتی منابع عمومی بیشتر به نفع مصرفکنندگان پرمصرف هزینه میشود، وقتی مدیر محلی اختیار تصمیمگیری ندارد و همهچیز باید از مرکز تأیید شود، اینها همه نشانه ناترازی مدیریتی است.
ما کشوری را تحویل گرفتیم که در آن، تمرکز بیش از حد تصمیمگیری در تهران، سرعت عمل را گرفته بود. استانها و شهرستانها با مسائل خاص خودشان مواجه بودند؛ اما اختیار لازم برای حل آنها را نداشتند. این ساختار، هم ناکارآمد است و هم نارضایتی ایجاد میکند.
انرژی؛ جایی که تصمیمنگرفتن، خودش بحرانساز است
در حوزه انرژی، دولت ناچار بود تصمیم بگیرد. تصمیم نگرفتن یعنی پذیرش خاموشی گسترده، آسیب به تولید و فشار مستقیم بر زندگی مردم. ما راه سادهتر را انتخاب نکردیم. راه ساده این بود که بگوییم مشکل از گذشته است و کاری نمیشود کرد. راه سختتر این بود که همزمان تولید را افزایش دهیم و مصرف را اصلاح کنیم. در بخش تولید، تمرکز ما بر انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه خورشیدی بود. این مسیر، هم سریعتر به نتیجه میرسد و هم وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش میدهد. امروز بیش از ۳هزار مگاوات برق خورشیدی وارد مدار شده است؛ رقمی که نسبت به مجموع سالهای گذشته، یک جهش واقعی محسوب میشود.
این توسعه فقط عدد نیست. هر مگاوات انرژی خورشیدی، یعنی کاهش مصرف سوخت، کاهش آلودگی و افزایش پایداری شبکه. قراردادهای متعددی برای توسعه بیشتر این بخش منعقد شده و این مسیر ادامه خواهد داشت.
استفاده از ظرفیتهای معطلمانده؛ اصلاح بدون هزینه اضافی
در کنار توسعه انرژیهای نو، دولت سراغ ظرفیتهایی رفت که سالها معطل مانده بودند. نیروگاههای سیکل ترکیبی نیمهتمام، پروژههایی بودند که بخش زیادی از سرمایه آنها هزینه شده بود، اما به بهرهبرداری کامل نرسیده بودند. با تکمیل این پروژهها، چندهزار مگاوات ظرفیت جدید وارد مدار شد؛ بدون آنکه نیاز به ساخت نیروگاه جدید از صفر باشد.
این رویکرد، بخشی از نگاه کلی دولت است: استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود، قبل از رفتن به سراغ پروژههای پرهزینه جدید. کشور منابع محدودی دارد و باید از آنها عاقلانه استفاده شود.
اصلاح مصرف؛ نقطه اتصال دولت و مردم
هیچ دولتی بدون همراهی مردم نمیتواند مصرف انرژی را کنترل کند. ما سالها به مصرف بالا عادت کردهایم؛ نه از سر بدخواهی، بلکه به دلیل قیمتگذاری نادرست و نبود آموزش کافی. اصلاح این وضعیت، فقط با دستور و بخشنامه ممکن نیست. با مجموعهای از سیاستها، اطلاعرسانیها و ابزارهای کنترلی، توانستیم رشد مصرف برق را که هر سال ۵ تا ۶ درصد افزایش داشت، متوقف کنیم و حتی کاهش دهیم. این یعنی اگر هر خانواده فقط کمی مصرفش را مدیریت کند، در مقیاس ملی، نتیجه بزرگی ایجاد میشود. این اصلاح مصرف بهمعنای فشار بر مردم نیست؛ بهمعنای استفاده درست از منابعی است که متعلق به همه نسلهاست.
گازهای مشعل؛ وقتی ثروت ملی میسوخت
یکی از تلخترین واقعیتهایی که با آن مواجه بودیم، حجم بالای گازهای مشعلشده بود. سالها گاز استخراج میکردیم، اما بهدلیل نبود زیرساخت یا برنامه، آن را میسوزاندیم؛ این یعنی سوزاندن مستقیم ثروت مردم.
دولت توانست ۱۵میلیون مترمکعب گاز در روز را از حالت سوختن خارج کند. ارزش اقتصادی این اقدام، میلیاردها دلار در سال است. این پول میتواند به توسعه زیرساختها، کاهش فشار بودجه و حمایت از معیشت مردم کمک کند. این دقیقاً همان جایی است که اصلاح فنی، به عدالت اقتصادی گره میخورد.
کریدورهای ترانزیتی؛ جایی که اقتصاد ملی به جغرافیا گره میخورد
یکی از واقعیتهایی که سالها درباره آن حرف زده میشد اما کمتر به مرحله اجرا میرسید، استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران بود. ایران در چهارراه اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب قرار دارد، اما سهم ما از ترانزیت منطقهای، بههیچوجه متناسب با این موقعیت نبود. این یک ضعف صرفاً عمرانی نیست؛ یک عقبماندگی راهبردی است.
دولت از ابتدا تصمیم گرفت تکمیل کریدورهای اصلی را بهعنوان یک اولویت اقتصادی و سیاسی دنبال کند. پروژههایی مانند آستارا- رشت، شلمچه- بصره و زاهدان- چابهار فقط خط آهن و جاده نیستند؛ اینها مسیرهای جریان پول، کالا و قدرت اقتصادیاند. هر کیلومتر ریل در این مسیرها، یعنی کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار و افزایش نقش ایران در معادلات منطقهای.
وقتی کشوری به مسیر عبور کالا تبدیل میشود، تحریمپذیریاش کاهش پیدا میکند. اقتصادش فقط متکی به فروش منابع خام نیست و فرصتهای شغلی پایدار ایجاد میشود. به همین دلیل، دولت منابع قابلتوجهی را به این پروژهها اختصاص داده و آنها را از حالت وعده خارج کرده است.
سیاست همسایگی؛ اقتصاد بدون منطقه نفس نمیکشد
هیچ اقتصادی در دنیای امروز نمیتواند در انزوا رشد کند. ما اگر بخواهیم فشارهای خارجی را خنثی کنیم، باید روابط اقتصادی خود را با همسایگان تقویت کنیم. منطقه ما، یکی از پرجمعیتترین و پرظرفیتترین مناطق جهان است و ایران میتواند نقش محوری در آن ایفا کند.
در یک سال گذشته، سیاست همسایگی بهصورت عملی دنبال شد. افزایش حجم تجارت با کشورهای منطقه، توسعه بازارهای صادراتی و تسهیل تبادلات، بخشی از این رویکرد بوده است. این سیاست فقط اقتصادی نیست؛ امنیتساز هم است. وقتی منافع اقتصادی کشورها به هم گره میخورد، هزینه تنش بالا میرود. ما نمیتوانیم اقتصادمان را به چند بازار محدود کنیم و انتظار ثبات داشته باشیم. تنوع در روابط اقتصادی، یکی از اصول پایداری است.
عدالت آموزشی؛ اصلاحی که دیر نتیجه میدهد، اما ماندگار است
اگر بخواهیم از اصلاحات اقتصادی نتیجه بگیریم، باید به اصلاحات اجتماعی هم توجه کنیم. یکی از مهمترین این اصلاحات، عدالت آموزشی است. سالهاست که نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت، شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده است. جمعآوری مدارس کانکسی و سنگی، فقط یک اقدام عمرانی نبود؛ یک پیام داشت: اینکه محل زندگی نباید سرنوشت آموزشی کودک را تعیین کند. اما ساخت مدرسه، تنها قدم اول است. کیفیت آموزش، روش تدریس، آموزش معلمان و امکانات آموزشی، اهمیت بیشتری دارد.
اگر آموزش نابرابر باشد، نابرابری اقتصادی و اجتماعی بازتولید میشود. به همین دلیل، دولت تمرکز ویژهای بر مدارس دولتی و مناطق محروم داشته است. این یک سرمایهگذاری بلندمدت است؛ شاید زود نتیجه ندهد، اما پایدارترین نوع اصلاح است.
تمرکززدایی؛ چرا اداره کشور بدون واگذاری اختیار ممکن نیست؟
یکی از ریشههای ناکارآمدی در اداره کشور، تمرکز بیش از حد تصمیمگیری است. کشوری با این وسعت و تنوع، نمیتواند فقط از یک نقطه اداره شود. استاندار، فرماندار و مدیر محلی باید اختیار داشته باشند تا متناسب با شرایط منطقه خود تصمیم بگیرند. تجربه نشان داده هرجا اختیار واگذار شده، کارها سریعتر و مؤثرتر پیش رفته است. تمرکزگرایی هم سرعت تصمیمگیری را کم میکند و هم مسئولیتپذیری را کاهش میدهد. وقتی اختیار نباشد، پاسخگویی هم معنا ندارد. دولت مسیر واگذاری اختیار را آغاز کرده است. این مسیر نیازمند اصلاحات قانونی و هماهنگی با مجلس است؛ اما آغاز شده و نتایج آن در برخی استانها قابلمشاهده است.
یارانهها؛ اصلاحی که نمیشود از آن فرار کرد
یکی از سختترین و در عین حال ضروریترین اصلاحات، اصلاح نظام یارانهای است. امروز یارانه انرژی در کشور بهگونهای توزیع میشود که مصرفکنندگان پرمصرف، سهم بیشتری میبرند؛ این یعنی کسی که چند خودرو یا چند خانه دارد، چند برابر یارانه میگیرد. در حالی که بخش بزرگی از مردم، سهم کمتری دارند.
این وضعیت نه عادلانه است و نه پایدار. ادامه آن، منابع کشور را هدر میدهد و شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند. هدف دولت حذف یارانه نیست؛ هدف، عادلانه کردن آن است. یارانه باید به مردم برسد، نه به مصرف بیرویه.
اصلاح یارانه بدون گفتوگوی صادقانه با مردم ممکن نیست. مردم باید بدانند منابع آزادشده دقیقاً کجا هزینه میشود و چه نفعی برای آنها دارد.
معیشت مردم؛ خط قرمز دولت در همه اصلاحات
همه این اصلاحات، اگر به معیشت مردم توجه نکند، بینتیجه خواهد بود. دولت یک برنامه ۲۰بندی برای حمایت از معیشت مردم تدوین کرده است. این برنامه با هماهنگی دولت، مجلس و نهادهای مختلف در حال اجراست.
منابع حاصل از اصلاح مصرف و مدیریت انرژی، باید مستقیم به حمایت معیشتی، امنیت غذایی و کاهش فشار بر اقشار آسیبپذیر اختصاص پیدا کند. اصلاحات اقتصادی زمانی مشروعیت دارد که مردم اثر آن را در زندگی خود ببینند.
جنگ ترکیبی؛ میدان اصلی امروز سیاست و اقتصاد
امروز جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. جنگ اصلی، جنگ اقتصادی، رسانهای و روانی است. دشمن روی ناامیدی مردم حساب کرده است. تلاش میکند ناکارآمدی را القا کند و اعتماد اجتماعی را هدف بگیرد.
پاسخ ما به این جنگ، شفافیت، عدالت و انسجام داخلی است. اگر مردم ببینند دولت صادقانه حرف میزند، از خودش شروع میکند و تبعیض قائل نمیشود، همراهی میکنند. هیچ سرمایهای مهمتر از اعتماد مردم نیست.
ما نمیگوییم مسیر آسان است؛ میگوییم اگر اصلاح نکنیم، هزینهها بیشتر میشود. کشور را نمیشود با تصمیمهای کوتاهمدت و مسکنهای موقت اداره کرد. اصلاحات ساختاری زمانبر است، اما تنها راه عبور از ناترازیهاست.
دولت آمده تا تصمیم بگیرد؛ نه اینکه فقط توضیح بدهد چرا نمیشود. اگر با مردم صادق باشیم، اگر عدالت را محور قرار دهیم و اگر از تصمیمهای سخت فرار نکنیم، این کشور میتواند از شرایط فعلی عبور کند.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین