[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۸۹
  • دوره جدید

شایسته فقر نبودیم، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

رئیس‌جمهور که به تمام شعارهای انتخاباتی خود پشت کرده باید پاسخگوی وضعیت پیش آمده در حوزه اقتصادی وامنیتی باشد. جناب روحانی بدترین ضربه را به جمهوری اسلامی ایران وارد کرد وقتی اعتماد را از مردم گرفت و بجای آن چیزی به مردم نداد. این مردم بودند که به حسن روحانی رأی اعتماد دادند. در واقع اعتماد سرمایه اصلی این پیوند بود و حالا این سرمایه اجتماعی به فنا رفته است، چرا که مردم به این سادگی‌ها ‌نمی‌توانند به نفرات بعدی اعتماد کنند وقتی مبنای کارها بر دروغ و انحراف گذاشته شده است. حالا دریک اعتراض آرام ومنطقی نمایندگان مردم در مجلس باید استیضاح رئیس‌جمهور را در دستور کار خود قرار دهند چرا که طرح استیضاح وزرا یک بازی جدید بیش نیست، چرا که رئیس قوه مجریه مسئولیت تمامی پس رفت‌ها ‌و پیشرفت‌ها‌ را برعهده دارد... 

درآمدهای دولتی باید با اتخاذ روش‌های‌معقول تأمین شود نه با روش‌های‌آشوب‌زا، دولت سال‌های سال است درمورد صنعت و تولید بدون مشورت با دانشگاه ومتخصصین امر سخنرانی ‌می‌کند و در شورای گفتگوی دولت وبخش خصوصی انواع شعارهای غیر عملی را سر می‌دهد انگار تمام فعالان بخش خصوصی که نه اختیاری دراختیار دارند و نه بازاری برای عرضه محصولات، بطور کل سرکارند. همه می‌دانند این راه به ترکستان ختم ‌می‌شود اما همچنان درانتظارند تا شاید فرجی پیش آید.
دولت باید با اتکا به داشته‌های‌داخلی به اقتصاد کشور سروسامانی می‌داد اما این کار را نکرد. سال‌های گذشته را اصلاح‌طلبان با انتقاد از دولت اصولگرایان بسر کردند اما اصلاح‌طلبان مانند گذشته وکارنامه منفی خود با شعارهای بی‌پایه واساس که بیشتر شبیه شعبده بازی بود کاری از پیش نبردند.
اصلاح‌طلبان پیوسته براین باورند که چون اختیاری نداشتند نتوانستند کاری از پیش ببرند واین اوج درد و ناامیدی برای ملت است. اگر به روزهای آغازین تبلیغات پر امید اصلاح‌طلبان برای دولت یازدهم بازگردیم موجی ازشور ونشاط  درذهن تداعی ‌می‌شود. جوانانی که با هزار امید به آینده به دولتی رأی دادند که حالا اصولگرایان فعال در جبهه سیاسی معتقدند، شکست در جبهه اقتصادی محصول همان انتخاب گذشته و بدون شناخت شما از فریب‌کاران بوده است. درواقع مردم مقصرین اصلی ماجرا شدند چرا که به اشتباه ناکارآمدان را انتخاب کرده‌اند.
با نگاهی به موضوع پی خواهیم برد که این فرضیه چندان صادق نیست، اگر دولتی غیر از دولت حسن روحانی نیز برمسند قدرت نشسته بود به واسطه مشکلات سیاسی درروابط خارجی کاری از پیش نمی‌برد. تمام مشکلات ما درحوزه بین‌المللی قابل حل وفصل است چرا که اقتصاد دریک کلام باید با ابعاد بین‌المللی پیوند داشته‌باشد و این موضوع انزوا‌طلبی در مباحث سیاسی عاقبتی برای کشور نخواهد داشت.  به‌طور وضوح باید گفت که از شعار‌ها‌ باید فاصله گرفت و درحوزه عمل وارد گود شد چرا که به اندازه کافی شعار بازی کرده‌ایم و اینک با موجی از فقرو بیکاری دست به گریبانیم. هرچند جامعه ایرانی برابر آمارها درآینده یک جامعه سالمند وناتوان خواهد بود اما باید برای اندک جوانان آینده فکری کرد تا دچار پریشانی و انزوا نشوند. ساماندهی اقتصاد وخروج از انزوا یک اصل غیرقابل تغییر است درغیر این صورت بقایای نیروهای متخصص وجوان نیز راهی دیار غربت خواهند شد.
ما غیر از نقشه راهی که به غلط دست دولت داده‌اند، راه‌های دیگری برای کسب درآمد داریم مثلاً مبالغ اختلاس‌شده را به کشور باز گردانیم که حجم اختلاس‌ها ‌به اندازه آبادانی کل کشور است. یامثلاً صنعت گردشگری را رونق بدهیم که آثاری از درآمدهای ارزی آن به نفع ملت دیده نمی‌شود، یا معادن را فعال کنیم که همچنان دست نخورده باقی مانده‌اند و سنگ قبر هم از چین وارد ‌می‌کنیم و یا جوانان را برای اشتغال به کشورهای دوست ونیازمند نیروی کار بفرستیم. آیا دوستی برای ما باقی مانده است  تا جوانان وطن را به کشور طرف قرارداد بفرستیم. دوستان قدیمی که حتی نفت ایران را نمی‌خرند و شاید درقبال دریافت نفت قاچاق، بجای ارز، کالا به‌ دست‌مان بدهند.
ما‌ می‌توانیم مالیات را برای کسب درآمدهای دولت  افزایش بدهیم اما دریافت مالیات از دارندگان ثروت نه از فقرا. تاکنون تمام اقدامات دولت به عنوان متولی اقتصاد کشور تورم‌زا بوده است و این تورم حتی طبقه متوسط را فقیر و فقیرتر کرده است. دولت باید از دارندگان ثروت‌های‌نجومی که بخشی از نوچه‌های‌خودساخته دولت هستند مالیات بگیرد. آنانکه با توسل به حربه پیشگویی تصنعی خود از بالا وپایین آمدن نرخ ارز مطلع هستند. یا همان‌هایی که مشت مشت دلار تا نخورده از خزانه می‌گیرند وکنار خیابان‌ها چندبرابر قیمت رسمی خرید و فروش ‌می‌کنند.
به‌نظر می‌رسد دولت بیش از اندازه درحریم خصوصی ملت وارد شده است. سرکشی علنی در حساب‌های ‌بانکی به بهانه چهل و پنجاه هزار تومان یارانۀ بی‌ارزش  نوعی خیانت است که پیش از دولت، نظام بانکی درحال ارتکاب آن است و با این عمل امنیت سپرده‌های مردم را به خطر انداخته‌اند. بانک‌هایی که ناتوان از ایجاد امنیت شبکه‌های‌خود هستند و شاید سهولت دسترسی  وخالی کردن حساب‌های‌ بانکی (فیشینگ) طرح و برنامه‌ای‌ساختگی باشد، درغیراین‌صورت باید حساب‌های ‌سرشار شرکت‌ها‌ وسازمان‌های خصولتی درمعرض بیشترین فیشینگ ‌ها‌قرار گیرد. سخن کوتاه باید، اما دولت موظف به رفع تورم وایجاد اشتغال است وشانه خالی کردن از زیر بار این مسئولیت بزرگ سرمایه‌های ‌اجتماعی را بر باد خواهد داد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی