[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۱۱
  • دوره جدید

اتحـاد، اتحـاد رمز پیروزی، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: پنجشنبه‌ای که گذشت یکی از روزهای نادر این فصل فوتبال شیراز بود. روزی که از اتفاق، دو تیم شیرازی در بهترین روز هفته، در فاصله زمانی بسیار مناسب و در ورزشگاه‌هایی مجاور یکدیگر مسابقه داشتند. آن هم مسابقاتی حساس که امتیازاتش می‌توانست سرنوشت هر یک از تیم‌ها را تعیین کند.
از ساعت 2 بعد از ظهر دیدارهای فجر و قشقایی در لیگ یک آغاز می‌شد و از ساعت 5 هم ارژن باید به مصاف یکی از رقبای مستقیمش در لیگ فوتسال می‌رفت.
در ورزشگاه شهید دستغیب شیراز، دیدار فجرسپاسی و سپیدرود رشت در هوایی نسبتاً سرد آغاز شد. استقبال تماشاگران هم از این بازی بد نبود. تماشاگرانی که اکثریت قریب به اتفاق آنها ترجیح می‌دهند بازی‌ها در ورزشگاه حافظیه برگزار شود؛ اما انتقال بازی‌ها به ورزشگاه دستغیب هم دلیلی بر شانه خالی کردن آنها از زیر مسئولیت حمایت از تیم شهرشان نیست. در جایگاه ویژه که سه صندلی آن متعلق به سه خبرنگار همیشگی و پای ثابت بازی‌هاست، عبور و مرور با مشقت انجام می‌شود. برای رسیدن به صندلی، باید از چند نفر کمک گرفت. این بار یکی از دوربین‌های صدا و سیما هم درست در محل استقرار ما قرار گرفته و هر کسی از این مسیر عبور می‌کند، حداقل یکی از پاهایش باید در سیم قطور دوربین گیر کند، بدون استثنا!
بازی رأس ساعت آغاز می‌شود. یک بازی بسیار سرد. همه به این فکر می‌کنند که سپیدرود در شش بازی گذشته هیچ امتیازی نگرفته و امروز هم بالاخره می‌بازد؛ اما این چه فوتبالی است که فجر دارد ارائه می‌دهد؟ سی دقیقه گذشته و فجر هنوز یک خطر هم ایجاد نکرده... گل!
درست در دقیقه 30 مسابقه، امیرحسین صدقی یکی دیگر از سانترهای بد این فصل خود را انجام داده و این بار به جای اینکه توپ از بالای دروازه به پشت گل برود، یا از قضا به تیر دروازه برخورد کرده یا مستقیم در آغوش دروازه‌بان جای بگیرد، به شکل عجیبی وارد دروازه می‌شود. ورزشگاه از این گل غیرمنتظره خیلی بیشتر از گل‌های اصولی و درست و حسابی به وجد می‌آید. البته که این گل هر اندازه که اتفاقی بود، زیبا هم بود. توپ به شکل دل‌انگیزی در گوشه دروازه فرود آمد و خیال همه بابت سه امتیاز این مسابقه راحت شد؛ چون حقیقتاً سپیدرود با این وضع بحرانی حرف چندانی برای گفتن نداشت.
البته آنها پنج دقیقه قبل یک موقعیت خوب ایجاد کرده بودند. ضربه سر بازیکن این تیم به زحمت توسط جلالی راد، روی خط دروازه فجر مهار شده بود. بازیکن ضربه زننده به همراه نیمکت‌نشینان تیم شمالی شروع به داد و فریاد کرده بودند و داور با یک کارت زرد به غائله خاتمه داده بود. 
بعد از گل فجر هم یک بار توپ در محوطه جریمه به دست کاپیتان فجری‌ها برخورد کرد که باز هم داور اعتقادی به پنالتی نداشت و باز هم با اعتراض میزبان مواجه شد. اعتراض‌هایی که بیشتر برای فشار به داور برای سوت‌های آینده است و البته بهانه‌تراشی برای شکست احتمالی.
در دقایق پایانی نیمه اول، میلاد احمدی و محمدحسین کریم‌زاده با ضربات خود دروازه میهمان را تهدید کردند و خطر از بیخ گوش رشتی‌ها گذشت. در این دقایق، تماشاگران تلاش بی‌وقفه‌ای داشتند و انواع و اقسام شادی‌های دسته‌جمعی را در دستور کار خود قرار داده بودند، که این تصاویر به مراتب زیباتر از چیزی بود که در زمین مسابقه شاهدش بودیم. نیمه اول با یک گل به سود زردپوشان به پایان رسید.
رشتی‌ها حدود بیست، سی نفر را با خود به شیراز آورده بودند و فرصت نشد از آنها بپرسیم که این حضور خودجوش بوده یا با همت مسئولان باشگاه صورت گرفته. اما هرچه بود، حرکت خوبی بود و همین تعداد اندک هم برای تیمشان کم نگذاشتند و نود دقیقه قرمزهای شهرشان را تشویق کردند.
نیمه دوم که شروع شد، فجر تیر خلاص را زد. محمدحسین کریم‌زاده، بازیکن ریزنقش، تکنیکی و سرعتی گوش چپ فجر، از همان جناح حرکت کرد، یک سانتر بی‌نقص انجام داد و بابا محمدی هم که این فصل این فرصت‌ها را دست نمی‌دهد. یک ضربه سر عالی دیگر به گوشه دروازه و هفتمین گل فصل بابا.
حریف چنان از این گل ناامید و به هم ریخته می‌شود که تا 15 دقیقه بعد حتی یک حمله روی دروازه میزبان انجام نمی‌دهد؛ اما فجر در همین دقایق دو موقعیت گل‌زنی دیگر ایجاد کرد. بالاخره در دقیقه 82 یک پاس پشت مدافعان جلو کشیده سپیدرود نصیب میلاد غریبی شد تا او هم بعد از هفته‌ها موفق به گل‌زنی شود. سه هیچ، همان نتیجه‌ای که پیش از بازی هم به ذهن خیلی‌ها خطور کرده بود. نساجی در وقت‌های تلف شده دو موقعیت خطرناک دیگر ایجاد کرد؛ اما هیچ یک راهی به دروازه نیافت و بازی با برتری قاطع طلایی پوشان به پایان رسید.
بعد از سوت پایان، خبرنگاران صدا و سیما سریعاً خود را به داخل زمین مسابقه می‌رسانند تا گزارش بازی را در بدترین حالت ممکن بگیرند؛ اما کاووس عباسی، رئیس هیئت فوتبال هنوز همان بالاست. از او می‌پرسیم: مگر سالن کنفرانس ندارید که باید مصاحبه‌ها با این وضع کنار زمین انجام شود؟ عباسی به پشت سر خود اشاره می‌کند و می‌گوید: این اتاق کنفرانس! بروید ببینید آیا مشکلی دارد؟ اینها خودشان نمی‌خواهند. در همین لحظه، یکی از فیلم‌برداران صدا و سیما در گوشه دیگر جایگاه به همراه دوربین و سه‌پایه‌اش به شکل مهیبی زمین می‌خورد. همه می‌دوند طرفش تا کمک کنند؛ اما خدا را شکر مشکل خاصی نیست. عباسی ادامه می‌دهد: بله. این‌ها خودشان نمی‌خواهند بیایند بالا مصاحبه بگیرند. سپس با هم به پشت در اتاق می‌رویم و از پشت شیشه‌ها به درونش خیره می‌شویم: شما بگویید این اتاق چه مشکلی دارد؟
سپس به کنار زمین می‌رویم. نادر دست‌نشان، سرمربی نامدار سپیدرود که زمانی از متخصصان صعود کردن از این دسته به لیگ برتر بود، حالا مغموم و ناراحت روی یک صندلی زیر سایه‌بان نشسته و غُر می‌زند که باخت را گردن داور مسابقه بیندازد. او با قاطعیت می‌گوید توپ بازیکنش در نیمه اول یک متر از خط دروازه عبور کرده؛ اما یکی از عکاسان که شاهد عینی صحنه بوده، می‌گوید: آقای دست‌نشان! من عکس صحنه را دارم. اطمینان می‌دهم آن توپ گل نشد. دست‌نشان با لحن تمسخرآمیزی می‌گوید: عکس گرفتی؟ کو؟ نشان بده!
عکاس دوربین را روشن می‌کند و یکی‌یکی عکس‌ها را رد می‌کند تا به صحنه مورد نظر برسد. دست‌نشان که می‌داند عاقبت بازنده این بحث خواهد بود، دائم با همان لحن تمسخرآمیز به طعنه‌ها و کنایه‌های خود ادامه می‌دهد. وقتی هم عکس مورد نظر یافت می‌شود، همه دور او و عکاس حلقه می‌زنند تا صحنه را ببینند. در عکس موجود، توپ مشخص نیست؛ اما عکاس به درستی توضیح می‌دهد که وقتی باسن دروازه‌بان  جلوتر از خط دروازه است، یعنی توپ وارد دروازه نشده. اما دست‌نشان از همین کلمه‌ای که عکاس به کار برده سوءاستفاده کرده و با لحن بدتری صحبت می‌کند تا از شکست دیگر خود در بیرون از زمین فرار کند. در نهایت هم با جمله‌ای تحقیرآمیز و بسیار زشت، عقده‌های خود را سر عکاس خالی می‌کند و می‌رود تا مصاحبه خود را انجام دهد.
در مصاحبه هم او متناقض عمل کرده و بازنده است. او ابتدا می‌گوید: حرفی در بُرد فجر نیست؛ اما در ادامه خیلی حرف برای این برد درآورد!
دست‌نشان ابتدا به سراغ زمین مسابقه رفت: نمی‌دانم چرا شیرازی‌ها هر وقت دلشان می‌خواهد روی چمن طبیعی بازی می‌کنند و هر وقت دلشان نمی‌خواهد می‌روند روی موکت! پس سازمان لیگ چه‌کاره است اینجا؟ فجر به خاطر ناآشنایی ما با این نوع چمن مصنوعی توانست این بازی را ببرد. این نوع چمن هیچ چیزی جز آسیب دیدگی برای بازیکن‌ها ندارد.
دست‌نشان در ادامه مسائل داوری را پیش کشید و گفت: ما در حالی از فجر گل خوردیم که هیچ موقعیتی به این تیم نداده بودیم. در ادامه هم یک توپ از خط دروازه فجر گذشت و دروازه‌بان پشت خط توپ را گرفت؛ اما داوران این توپ را گل تشخیص ندادند. بعدش هم یک صحنه پنالتی اتفاق افتاد که باز هم داور این را هند تشخیص نداد. خود داور گفت هند شد ولی پنالتی نبود.
آخرین بهانه دست‌نشان هم جوانی تیمش بود: فجر بعد از گل اول به بازی مستقیم پشت دفاع ما روی آورد و به گل رسید. ما هفت بازیکن امیدمان را در این بازی به میدان آورده بودیم که اولین تجربه بازی آنها در لیگ یک بود! داریم روی این نفرات کار می‌کنیم.
سرمربی مازندرانی سپیدرود در پایان دوباره به سراغ داور مسابقه رفت و گفت: هر وقت داوری از مازندران برای من قضاوت می‌کند، می‌بازم. داوران خوبی هم هستند؛ اما اشتباه‌هایشان را روی من انجام می‌دهند. این بار هم از بس شیرازی‌ها فشار آوردند که چرا داور مازندرانی است، داور امروز هم مراقب بود وقتی پایش را برمی‌دارد، مازندرانی زیرش نباشد!
این جمله نامفهوم آخرش نشان از فشاری می‌دهد که در وضعیت بحرانی سپیدرود روی او وجود دارد. او برای خارج کردن سپیدرود از این بحران به این تیم آمده؛ اما هنوز امتیازی نگرفته و اگر همین‌طور ادامه بدهد، ممکن است در پایان فصل این تیم لیگ برتری فصل گذشته را راهی لیگ دو کند!
اما قشقایی که در انزلی و در دقیقه 80 توسط سهیل فداکار به گل رسیده بود، در دقیقه 88 دروازه‌اش باز شده و به یک امتیاز قناعت کرده بود. امتیازی البته ارزشمند که نشان می‌دهد تیم فروردین به ثبات خوبی رسیده. متوقف کردن ملوانی که در هفته‌های اخیر به کمتر از سه امتیاز رضایت نمی‌داد، کار کوچکی نبود. اما مهدی فروردین از این نتیجه ناراحت بود. او چندساعتی  بعد از بازی در گفت‌وگو با شیرازنوین گفت: می‌دانید که بازی در این فصل در انزلی سخت است. مخصوصاً که ملوان هم در شرایط بسیار خوبی قرار داشت و پس از کسب نتایج خیلی خوب در هفته‌های اخیر، فکر می‌کرد در مقابل قشقایی هم به راحتی پیروز می‌شود؛ ولی ما بچه‌ها را از لحاظ ذهنی آماده کرده بودیم. در 15 دقیقه اول کاملاً بر بازی مسلط بودیم و ملوان در 30 دقیقه اول حتی یک موقعیت گل ایجاد نکرده بود. اولین موقعیت این تیم هم به خاطر لغزندگی زمین و لیز خوردن مدافع ما به وجود آمد.
فروردین ادامه داد: ما از کناره‌ها خیلی حریف را اذیت کردیم. خط دفاع ما هم بدون اشتباه عمل کرد. در نیمه دوم هم خوب شروع کردیم و بازی دست ما بود؛ اما حریف رو به بازی مستقیم آورد و سعی داشت در کناره‌ها خطا بگیرد که بچه‌های ما هوشیار بودند و خطا نمی‌کردند، اما داور بعضی برخوردهای عادی را خطا گرفت. داور با سوت‌های خود، بازی را به سود حریف مدیریت می‌کرد. در نهایت، در دقیقه 80 روی یک ضربه ایستگاهی توسط بازیکن تعویضی‌‌مان (سهیل فداکار) به گل رسیدیم و از آن لحظه عملکرد داور بدتر هم شد. در دقیقه 85 یک پنالتی محرز را برای ما نگرفت و در دقیقه 88 صحنه‌ای که اصلاً خطا نبود را به نفع حریف پنالتی گرفت و ما دو امتیاز حساس را از دست دادیم.
او در پایان گفت: من از نتیجه به دست آمده خیلی ناراحت هستم؛ چون ما برنامه‌ریزی کرده بودیم که نیم‌فصل را بین 10 تیم بالای جدول تمام کنیم؛ اما حالا اگر بازی بعدی‌مان را ببریم، نهایتاً یازدهم خواهیم شد.
با پایان بازی فجر و کسب پیروزی،  خیلی‌ها راهی خانه می‌شوند؛ اما بعضی از هواداران فجر برای حمایت از دیگر تیم شهر، حدود صد متر پیاده‌روی می‌کنند تا به سالن شهید ابوالفتحی برسند. نزدیک به یک ساعت تا شروع آن مسابقه مانده و درهای سالن را هم در این هوای سرد باز نکرده‌اند. ظاهراً حضور نداشتن مأموران نیروی انتظامی ‌دلیل اصلی باز نشدن درهای سالن است که البته تحت هیچ شرایطی جای توجیه ندارد. بالاخره در‌ها باز می‌شود و سالن تقریباً پر می‌شود.
پنج دقیقه‌ای به زمان مقرر مانده که بازیکنان برای انجام تشریفات پیش از مسابقه وارد سالن می‌شوند. جالب‌ترین نکته، تغییر لباس‌های ارژن است. چند روز پیش انتقادی داشتیم به درج نشدن اسامی ‌بازیکنان پشت پیراهن‌های تیم ارژن و این از معدود دفعاتی است که انتقاد ما خیلی زود اثرش را نشان می‌دهد. ارژن با پیراهن‌های زرشکی، با طرحی جدید و البته با درج اسامی ‌پشت پیراهن وارد زمین می‌شود که در 4 سال اخیر بی‌سابقه است. حریف خوزستانی سبز پوشیده. اهورای بهبهان دو سال پیش به شیراز آمده بود و جنجال و درگیری شدیدی با بازیکنان تیم بالان صنعت شیراز پیدا کرده بود. سال گذشته هم دیدار ارژن و اهورا در بهبهان با جنجال‌هایی همراه بود؛ اما بازی رفت امسال باعث شد کدورت‌ها از بین برود. تماشاگران اهورا در اقدامی‌ خوب، ارژنی‌ها را تشویق کرده بودند و برای بازی برگشت هم باشگاه ارژن در اقدامی شایان تقدیر، تماشاگرانش را به حفظ احترام میهمان دعوت کرد. احترامی ‌که از آغاز تا پایان مسابقه حفظ شد و پس از بازی هم تشویق تیم میهمان توسط تماشاگران، زینت‌بخش پیروزی دلچسب ارژنی‌ها بود.
اهورا در دقیقه 10 نیمه اول با یک کار تیمی ‌خوب به گل رسید؛ اما محمد بیضایی‌نژاد چهار دقیقه بعد با یک ضربه جالب از زاویه‌ای بسته گل تساوی را به ثمر رساند. نیمه اول با تساوی به پایان رسید.
در نیمه دوم لیدرهای باشگاه فجرسپاسی هم وارد عمل شدند و به این ترتیب، تمام سالن یک‌صدا شروع به تشویق ارژن کرد تا تصاویر خاطره‌انگیز و فوق‌العاده‌ای به وجود بیاید. این اتحاد کم‌سابقه خیلی زود به نتیجه رسید و حمید قهرمانی در دقیقه 28 با پاس محمد بیضایی‌نژاد دروازه میهمان را فرو ریخت. ارژن در مسیر پیروزی قرار گرفت و خیلی خوب از گل پیروزی‌اش دفاع کرد و در پایان سه امتیاز بسیار مهم را به دست آورد.
به این ترتیب، روز خوب شیرازی‌ها با کسب هفت امتیاز ارزشمند از سه دیدار سخت تکمیل شد. هر چند این نتایج و این جایگاه‌ها پایین‌تر از چیزی است که بتوان به آنها دل خوش کرد. نه جای فجر و قشقایی لیگ یک است و نه ارژن باید هر سال برای بقا جشن بگیرد. اما این اتحاد و همدلی‌های کوچک اگر تداوم داشته باشد و اگر در این شهر همه‌گیر شود، می‌توان اتفاق‌ها و موفقیت‌های بزرگ‌تری را برای آینده این شهر متصور بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی