[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۱۱
  • دوره جدید

فرانک پرتوآذر: از لحاظ روحی به هم ریختم و سهمیه المپیک را از دست دادم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: فرانک پرتوآذر، امید مسلم کسب سهمیه المپیک در رشته دوچرخه‌سواری، در این راه ناکام ماند. او حالا رنکینگ یک آسیا را هم از دست داده و علت آن را هزینه‌های بالا، خروج بخش خصوصی از باشگاه‌‌داری در دوچرخه سواری و به طور کلی کمبود حمایت می‌داند. صحبت‌های این دوچرخه سوار 31 ساله و شیرازی را در ادامه می‌خوانید.
چرا دوچرخه سواری را دیر شروع کردید؟
چون سرگرم تحصیل بودم. البته همیشه ورزش را انجام می‌دادم ولی در اوقات فراغت. اما در ۲۱ سالگی جذب دوچرخه‌سواری شدم و واقعاً هیجان و لذتی که دوچرخه سواری به من می‌داد، برایم آن‌قدر جذاب بود که دیگر نتوانستم رهایش کنم. از سال ۹۳ هم تیم ملی هستم و نفر اول تیم ملی تا امروز. خدا را شکر می‌کنم که پرداختن به این ورزش باعث نشد درسم را کنار بگذارم و حالا ارشد عمران دانشگاه شیراز هستم. برایم خیلی خوشحال کننده است که رشته تحصیلی‌ام به موازات رشته ورزشی‌ام است. چیزی که برای من جذاب است، این است که عمران را می‌توانم در دوچرخه‌سواری، در مسیرهای دوچرخه‌سواری و در زیرساخت‌های دوچرخه‌سواری ببینم. عضو نظام مهندسی هم هستم؛ اما آنقدر نمی‌توانم به آن بپردازم، چون ورزش حرفه‌ای طوری است که به صورت تمام وقت باید به آن پرداخته شود و با این شرایط اصلاً وقت چنین کارهایی را نداریم.
چه انگیزه‌ای باعث شد به سمت دوچرخه‌سواری کوهستان بیایید؟
این انرژی که در طبیعت هست و اینکه باید دوچرخه‌سواری کوهستان را هم در طبیعت انجام دهیم، باعث می‌شود ما این انرژی را از طبیعت بگیریم و اصلاً قابل مقایسه با رشته‌های سالنی نیست. در سالن فضا بسته است و آن حسی که از دوچرخه سواری به انسان دست می‌دهد، در سالن و مکان‌های این چنینی وجود ندارد و این یکی دیگر از جذابیت‌های این رشته برای من است.
در بازی‌های آسیایی زنجیر پاره کردید و با بدشانسی مدال را از دست دادید. از آن بازی‌ها بگویید.
 فکر می‌کنم دیگر همه در جریان آن قضیه باشد. زنجیر من در همان استارت مسابقه پاره شد و حدود شش دقیقه تایم من را گرفت تا بتوانم زنجیر را درست کنم و برگردم. تا نزدیکی‌های نفر چهارم هم رسیدم. می‌دانستم که از پسش برمی‌آیم؛ چون رقیبی بود که می‌شناختمش، ولی زمان مسابقه محدود بود و ۶ دقیقه را نتوانستم جبران کنم. اگر یک دور  دیگر باقی بود نفر چهارم را می‌گرفتم.
حتماً آن لحظه حس بدی داشتید.
 قطعاً. وقتی مسابقه تمام شد اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چرا؟ ولی وقتی نتایج را دیدم  از یک لحاظ خوشحال بودم و به خودم افتخار کردم که زمانم با نفر دوم یکی بود و اگر بدشانسی نمی‌آوردم، حداقل می‌توانستم مدال نقره را بگیرم. در واقع این موضوع از این نظریک نشانه برای من بود که فهمیدم راه درست را رفته‌ام و کارهای که کرده ام درست بوده.
ایراد از کجا بود که این اتفاق افتاد؟
خب مثل هر چیزی دیگری ممکن است برای یکی از هزار دستگاه مشکل این چنینی به وجود بیاید. ابتدای مسابقه هم خیلی حساس است و فشار زیاد. این اتفاق هم در همان فشار رخ داد. متأسفانه چون استارت من هم خیلی پرفشار بود، چون می‌خواستم نفر اول باشم، این اتفاق برای دوچرخه ام افتاد.
در مسابقات توردوفرانس و سطح بالا دوچرخه‌های جایگزینی هم وجود دارد که اگر دوچرخه‌ای خراب شد سریع عوض کنند؛ ولی ظاهراً در کراس کانتری این اتفاق نمی‌افتد.
 بله. در کراس کانتری قوانین فدراسیون جهانی این اجازه را نمی‌دهد و باید همان دوچرخه آماده شود و مسابقه از سر گرفته شود.
دوچرخه مسابقات  شما با دوچرخه تمرین فرق دارد؟
بله. ما مجبور هستیم این کار را بکنیم. متأسفانه وقتی بخش خصوصی از دوچرخه سواری کنار کشید، ما از دو نظر دچار مشکل شدیم. یکی از این لحاظ که نتوانستیم مربی خارجی خوب داشته باشیم و هم اینکه هزینه‌ها زیاد شد و نمی‌توانیم مثل گذشته از پس هزینه‌ها بربیاییم. بنابراین مجبوریم از این راهکار استفاده کنیم. دوچرخه‌سوارانی که در آسیا رقیب ما هستند، هر سال دوچرخه‌شان را عوض می‌کنند؛ اما ما چنین شرایطی را نداریم و مجبوریم برای جایگزین آن فکر دیگری بکنیم که بتوانیم همچنان در آن رقابت باقی بمانیم. البته من با همین وضعیت باز هم امسال نفر اول رنکینگ آسیا بودم و تا فروردین‌ماه اختلاف من با نفر دوم رنکینگ آسیا خیلی زیاد بود، اما متأسفانه به خاطر همین مشکلات، این فاصله‌ها کم شد و من الان نفر دوم آسیا هستم. این افت نشان می‌دهد چه اتفاقات بدی افتاده.
به جز بحث دوچرخه و تجهیزات، شما جایی گفته بودید که مربیان هم نقش حمایتی خوبی ندارند. درست است؟
بله. من آن را در مورد کادر فنی تیم ملی گفته بودم. به این خاطر که واقعاً توقع ندارم به منی که نفر اول کشور هستم و فاصله‌ام با نفرات بعدی فاصله مشخص و نسبتاً زیاد است، گاهی اوقات شک و شبهه دارند و می‌گویند چرا مسابقات لیگ را شرکت نمی‌کنی؟ در صورتی که من بارها گفته ام و خودشان هم می‌دانند که حتی دارم مسابقات خارجی را با هزینه شخصی هم شرکت می‌کنم، برای اینکه هم امتیاز بین‌المللی دارد و هم می‌تواند در رنکینگ شرایطم را بهتر کند. همچنین بتوانم آماده شوم برای مسابقات قهرمانی آسیا که شانس داشتم برای گرفتن سهمیه المپیک! اما این صحبت‌های مربیان تیم ملی دلسرد کننده است. اینکه در این جایگاه باشیم اما باز هم به جای حمایت کردن به این شکل صحبت کنند، کار جالبی نیست. به من می‌گویند انتخابی ما بر اساس لیگ‌های کشوری است، نه بر اساس مسابقات قهرمانی آسیا و مسابقات بین المللی!
یعنی ممکن است یک بار در این مسابقات شرکت نکنید و انتخابتان نکنند؟
بله. این جمله را یک بار به من گفته اند!
در مسابقات قهرمانی آسیا امسال انتظار از شما زیاد بود؛ چون در صورتی که نفر اول می‌شدید به المپیک راه میافتید. چرا این اتفاق نیفتاد و پنجم شدید؟
من یکی از بالاترین شانس‌های گرفتن سهمیه بودم. آماده‌سازی خوبی هم انجام دادم و  با هزینه شخصی سه ماه به اردوی اروپا رفتم. فقط ۲۰درصد آن را فدراسیون داد. بعد هم با کمیته المپیک صحبت کردیم و خانم دکتر طاهریان و دکتر صالحی امیری حدود ۶۰درصد هزینه‌ها را پس از اینکه برگشتم، کمک کردند. اما هزینه لوازم و همه اینها را من از جیب خودم دادم که هزینه کمی ‌هم نیست. برای مسابقات قهرمانی آسیا هم انقدر فشار روی من بود که بتوانم نتیجه پول‌هایی که قرض گرفته‌ام را بگیرم و تمام برنامه‌هایی که داشتم را اجرا کنم. انقدر از لحاظ روحی روانی به هم ریختم که می‌خواستم برگردم! این شد که در مسابقات قهرمانی آسیا از لحاظ روحی شرایط خوبی نداشتم. از طرفی هم چین هر سال سرمایه‌گذاری خیلی خیلی زیادی می‌کند برای بزرگ‌ترین رویداد سالیانه دوچرخه‌سواری، به خصوص که امسال انتخابی المپیک هم بود. بنابراین انتظار داشتم رقبای من خیلی آماده باشند. با این حال دوچرخه‌سواری از کشوری به جز چین نبود که بخواهد با من رقابت کند و من تنها کسی بودم که با ورزشکاران چینی رقابت کردم و نفر بعدی پشت سر آنها بودم. الان هم این امکان وجود دارد که اگر کشور چین بتواند سهمیه را از مسیر دیگری بگیرد، این سهمیه به کشور دوم برسد که ایران است.
حرف پایانی؟
چیزی که خیلی دوست دارم به خانواده‌ها بگویم این است که قیمت دوچرخه به اندازه قیمت گوشی موبایل است. خانواده‌ها به جای اینکه گوشی بخرند برای بچه که بنشیند یک گوشه و هیچ کاری انجام ندهد، می‌توانند برای آنها دوچرخه بخرند که هم سلامتی می‌آورد و هم تحرک را بالاتر می‌برد. یکی دیگر از موضوعاتی که خیلی وقت‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنیم، قهرمان‌پروری است. اگر ورزشکاران سرشناس و نخبه‌ای که در هر استان هستند را بیشتر حمایت کنند و کاری کنند که بیشتر دیده شوند، مطمئناً ورزشکاران دیگری هم می‌آیند به سطح آن‌ها می‌رسد. یعنی اگر ما را حمایت کنند و به جامعه بشناسانند، این تأثیر را دارد که بقیه بیایند وارد این رشته شوند و این به پیشرفت ما هم کمک خواهد کرد. اما متأسفانه چنین چیزی را تا الان خیلی ندیده‌ایم. در پایان هم تشکر می‌کنم از خانواده‌ام که بزرگ‌ترین حامی‌ من هستند و اگر آنها نبودند من هیچ وقت تا اینجا نمی‌رسیدم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی