[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۰۱
  • دوره جدید

سقف‌های لرزان، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com


بنیان خانواده‌های‌ ایرانی دیگر بسان گذشته مستحکم و پرمایه نیست. آمار ازدواج، نرخ باروری، گسترش خانواده‌های تک فرزندی و در نهایت جدایی رسمی و عاطفی زوجین، نشان از بحران‌های‌فراگیری در جامعه ایران دارد که همه این آسیب‌ها‌ در میان انبوهی از اخبار نامطلوب سیاسی واقتصادی و ورزشی به فراموشی سپرده شده است. به طور حتم حفظ بنیان خانواده در حیطه وظیفه و اختیارات دستگاه و نهاد واحدی نمی‌گنجد؛ بلکه برای جلوگیری از جهانشمولی بحران‌ها ‌باید بسیجی همگانی از سوی همه عوامل ذی‌ربط صورت گرفته و با توسل به تخصص کارشناسان، به مقابله با آسیب‌های‌فزاینده‌ای‌نظیر فروپاشی بنیان خانواده‌ها‌ همت گماشت...

 با رصد جامعه با این حقیقت ناگوار روبرو‌می‌شویم که  قبح واژه طلاق در جامعه شکسته و در میان اطرافیان همه ما نشانی از افرادی که تجربه زندگی‌های ‌ناموفقی پشت سرگذاشته‌اند، به چشم‌ می‌آید. 
این در حالی است که در گذشته‌های‌نزدیک جوامع کوچک و سنتی به دلیل حکمفرمایی اصالت‌ها و ارزش‌ها از این پدیده مذموم در امان مانده و بحران طلاق به سرعت در حال گسترش قلمرو خود نبود. اینک فصل سرد جدایی کلانشهرهای ایران را یکی پس از دیگری در هم ‌می‌نوردد و مشکلات جامعه را دوچندان‌ می‌سازد. البته همیشه نمی‌توان زوج‌های ‌درمانده و افسرده را مجبور به ادامه زندگی مشترک کرد. گاه ادامه زندگی با فرد معتاد، بیمار روانی، خیانت‌کار، هنجارستیز و مواردی از این دست کار ساده‌ای ‌نیست و قانون برای حفظ حقوق و کرامت انسانی، راه را برای خلاصی زوجین باز گذاشته است. به همین دلیل باید به منظور کاهش آمار طلاق‌های‌عاطفی و قانونی، روش‌های‌پیشگیرانه را در دستور کار قرار داد و با راهکارهای علمی و عملی به مصاف بحران‌های‌ فراگیر رفت. 
در راستای کالبدشکافی بحران، با این حقیقت تکان‌دهنده روبرو‌می‌شویم که گروه عمده‌ای ‌از جوانان ایرانی از تکنیک‌های‌زندگی مشترک اطلاع چندانی نداشته و با تصمیمات هیجانی به زیر سقف‌های‌لرزان پرتاب‌می‌شوند؛ چراکه آموزش و پرورش در این زمینه سکوت پیشه کرده و حرفی برای گفتن ندارد. در کتاب‌های‌درسی نشانی از تدریس مهارت‌های‌زندگی مشترک نیست و بسیاری از جوانان با معادله چند مجهولی به نام تکنیک‌های‌زندگی مشترک روبرو هستند. البته مراکز آموزش عالی نیز در این زمینه کارنامه بهتری ندارند. سطوح آموزشی آنان به چند خرده واحد درسی خلاصه شده و نشانی از آشنایی جوانان با مسائلی که سبب اختلاف میان زوجین‌می‌شود به چشم نمی‌آید. به این ترتیب، زوج‌های‌جوان بدون آن که بر مهارت‌های‌زندگی مشترک آگاهی و تسلط یابند به یک باره زیر سقف‌های‌لرزان قرار‌می‌گیرند و آشکار است که پس از مدت کوتاهی، اختلاف‌ها آشکار شده و بنیان خانواده فرو می‌پاشد.
با آن که قسمت عمده‌ای‌ از گناه جدایی زوجین بر گردن کم کاری مراکز آموزشی و فرهنگی است؛ از یاد نبریم بحران‌های‌اقتصادی نیز نقش پررنگی در ازدیاد آسیب‌های‌اجتماعی و گسترش طلاق دارند. زوج‌های‌جوان با خرده وام‌های ‌ناچیزی راهی خانه بخت ‌می‌شوند و باید با توسل به آن تمامی مایحتاج زندگی را فراهم کنند. نرخ اجاره بها و قیمت لوازم خانگی هم با شتاب در حال صعود است و چنانچه والدین زوجین توان حمایت از جوانان را نداشته‌باشند، امکان تشکیل و ادامه زندگی مشترک دشوار خواهد بود. در روزهای مبادای امروزی هیچ یک از اقشار جامعه نمی‌توانند با حقوق‌های‌حداقلی صاحب نیازهای اولیه و ثانویه زندگی مشترک شوند و همه این بحران‌ها مسبب افزایش نارضایتی‌ها و فروپاشی خانواده‌های‌ایرانی به‌شمار‌می‌روند.
اما برای مقابله با آسیب‌های‌گزنده و جانفرسایی همانند طلاق چه راهکاری‌هایی وجود دارد. شاید در ابتدا متولیان امور فرهنگی و آموزشی باید از نگاه‌های‌ سنتی و غیرواقع گرایانه فارغ شده و با نگاهی علمی و منطقی، جوانان را برای تشکیل خانواده و زیست مشترک آماده سازند. به طور حتم همسرانی که بی‌مهابا به خانه بخت گسیل نشده باشند، کمتر در مسیر بحران‌ها شکننده خواهند بود و برای ادامه زندگی مشترک تمایل بیشتری از خود نشان‌ می‌دهند. 
این در حالی است که با بهبود وضعیت اقتصادی، بسیاری از گره‌های‌کور و بحران‌های‌مدنی رو به زوال رفته و زندگی مردم در موقعیت مطلوب‌تری قرار خواهد گرفت. هر چند که ناکامی‌های‌اقتصادی به عنوان خاستگاه بسیاری از آسیب‌های‌اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، جنایت و سلسله بحران‌های ‌امنیتی برشمرده ‌می‌شود. بنیان خانواده‌های ‌ایرانی دیگر بسان گذشته مستحکم و پرمایه نیست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی