[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۰۴
  • دوره جدید

سلسله بحران ، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

بیکاری نیرو محرکه بحران است. در راستای تبارشناسی آسیب‌های اجتماعی با سلسله مؤلفه‌های‌تأثیرگذاری روبرو هستیم که در جایگاه مولد قرار گرفته و نطفه‌های‌شوم بحران را در کالبد خود پرورش ‌می‌دهند. یکی از شاخصه‌های‌اصلی در این زمینه به اشاعه بیکاری و فقدان امنیت شغلی باز‌می‌گردد. این آسیب‌های‌مولد به دو گروه عمده تقسیم‌ می‌شود. در جرگه نخست، جوانان باانگیزه و تازه نفسی قرار دارند که با فراغت از تحصیل به بازار‌کار وارد شده و به دنبال یافتن جایگاهی مناسبی همسو با توانمندی‌ها ‌و آموخته‌هایشان هستند. چنانچه صنایع و چرخه تولید به دلیل بی‌ثباتی‌های‌ اقتصادی از توانایی جذب آنها عاجز باشد، راه‌ها ‌و بی‌راهه‌های‌ دوچندانی پیش روی‌شان قرار ‌می‌گیرد...

شماری به شغل‌های‌دون پایه‌تر از تخصص خود روی آورده و جامعه ایران از پتانسیل و توانمندی‌های‌آنان محروم‌ می‌شود.گروهی دیگر از سرناچاری و عصیان‌زدگی عزم مهاجرت‌ می‌کنند و زندگی آنها در ترکیه و یونان و کشورهایی از این دست تباه‌ می‌گردد.
جرگه دیگری که از آشفته بازار بیکاری متحمل درد و رنج مضاعفی‌می‌گردند، شاغلانی هستند که در دوران میانسالی به دلایل بی‌ثباتی‌های‌اقتصادی و التهابات سیاسی، در معرض امواج ویرانگر تعدیل نیرو و تعطیلی واحد کارآفرینی قرار گرفته و با دستان خالی و جسم فرسوده به جرگه دردمند بیکاران تبعید ‌می‌شوند. بیکاری ناگهانی و شوک اقتصادی سبب‌ می‌شود سفره‌های ‌این قشر زحمتکش ناگهان خالی شود و خط فقر در جامعه قلمرو خود را افزایش دهد؛ چرا که حداقل درآمد مجالی برای پس انداز نمی‌گذارد و بدنه اقتصادی خانوارها سسست و شکننده است. با آسیب‌شناسی عوامل مؤثر در پیدایش و ازدیاد بحران بیکاری در می‌یابیم سلسله رخدادها و رشته عواملی در بروز این مسئله نقش دارند و چالش بیکاری بر یک دلیل واحد استوار نیست.
جامعه‌ای ‌را تصور کنید که در آن نرخ سودهای بانکی از ارقام پانزده تا بیست و پنج درصد شناور است و اقلیت سرمایه‌داران بدون هیچ ریسک و تلاشی، در پایان هر ماه مبلغ تضمین شده‌ای ‌را دریافت ‌می‌کنند. در نظر داشته‌باشیم چرخ‌های‌صنعت با حمایت‌های‌ مالی بانک‌ها‌ دارای ارتباط تنگاتنگی هست و بازپرداخت دیون با ارقام نجومی، هیچ توجیه منطقی و شرعی ندارد. این در حالی است که جامعه کارگری، کارمندی، کارگاه‌ها ‌و صنایع بزرگ در صف اول پرداخت مالیات قرار دارند و برخی از شغل‌های‌ واسطه‌گری بدون پرداخت هیچ درصدی از درآمد هنگفت خود به صندوق بیت‌المال، هر روز فربه‌تر از گذشته‌ می‌گردند. در چنین حالتی، بسیاری از صاحبان صنایع خرد و کلان دچار ضررهای هنگفت یا حتی ورشکستگی شده و ترجیح ‌می‌دهند باقیمانده سرمایه خود را از مدار تولید و صنعت و اشتغال خارج کرده و با خاطری آسوده به بانک‌ها‌ واگذار نمایند و از سود بی‌زحمت و بی‌دردسر آن در پایان ماه بهره‌مند گردند. 
قدم بعدی در راستای مقابله با فرآیند شوم بیکاری، ارائه طرح‌های‌حمایتی برای صاحبان مشاغل خرد و کلان است. در اقتصاد نوین جهانی، دیگر دولت‌ها‌ و بخش خصوصی در جبهه‌های‌متخاصم و رقابتی قرار نمی گیرند؛ بلکه بخش خصوصی بازوی توانمند دولت محسوب شده و با حمایت از آنها شاهد شکوفایی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ورزشی خواهیم بود. 
در نظر داشته‌باشیم کاهش نرخ بیکاری ارتباط مستقیمی با سیر نزولی آسیب‌هایی نظیر اعتیاد، بزهکاری، وقوع جرم، فروپاشی بنیان خانواده‌ها‌ و بسیاری از ناهنجاری‌های‌دیگر دارد. بنابراین، این صنایع خرد و کلان هستند که ‌می‌توانند با استفاده از نیروی کار متخصص و پرورش نیروهای کارگری مقدمات شکوفایی چرخه صنعت، افزایش تولید ناخالص ملی و دستیابی به اهداف فاخر اقتصاد مقاومتی را فراهم آورده و کشور را به سوی مرزهای تعالی رهنمون سازند.
 به طور حتم توقف سلسله بحران‌ها، رسالت خطیری برای همه ارکان جامعه خواهد بود و شیوع بیکاری ‌می‌تواند بن‌مایه‌های‌کلان و تأثیرگذار کشور را در مسیر آسیب قرار دهد. نیروی محرکه همه بحران‌ها‌ با شیوع بیکاری شتاب‌ می‌گیرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی