[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۴۸
  • دوره جدید

انسجام، تنها مسیر عبور از بحران، روزنامه شیراز نوین

ایران، در آزمون بزرگ اتحاد؛
 انسجام، تنها 
مسیر عبور از بحران

بحران، تعریفی ندارد جز دوره‌ای از فشار مضاعف که ساختارهای معمول و آرامش روزمره را به چالش می‌کشد. از منظر تاریخ و جامعه‌شناسی، هیچ جامعه‌ای نتوانسته است بدون اتکا به ظرفیت‌های درونی، به‌ویژه سرمایه‌ی اجتماعی و انسجام ملی، از دوران‌های سخت و خطیر عبور کند. امروز، ایران در گذرگاهی قرار گرفته است که آزمون این سرمایه‌ی اجتماعی را بیش از هر زمان دیگری ضروری می‌سازد.
دوران ما، دورانی است که «بحران» دیگر یک پدیده موقتی نیست، بلکه یک وضعیت مستمر است که لایه‌های مختلف زندگی «اقتصادی، فرهنگی و امنیتی» را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، دو راه بیشتر پیش رو نداریم: یا اجازه دهیم فشارها و عوامل خارجی و داخلی، رشته‌های اتصال ما را یکی‌یکی بگسل‌اند، یا با تأکید بر نقاط مشترک و میراث مشترک، انسجام را به بالاترین سطح ارتقا دهیم.
نکته‌ای که همواره باید به‌خاطر داشت این است که بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توان به بدخواهان یک ملت تقدیم کرد، ایجاد تفرقه در میان خود آن ملت است. دشمنان بیرونی، اغلب در ناتوانی در شکست مستقیم، مسیر تحریک اختلافات هویتی، سیاسی و اقتصادی را در پیش می‌گیرند. وقتی جامعه تبدیل به مجموعه‌ای از گروه‌های متخاصم می‌شود که انرژی خود را صرف چالش‌های درونی می‌کنند، انرژی لازم برای دفاع از مرزها و مقابله با چالش‌های واقعی تحلیل می‌رود.
این تشتت، در حوزه‌‌ اقتصاد، خود را با نوسانات شدیدتر، کاهش اعتماد به زنجیره‌های تأمین و در نهایت، کاهش بهره‌وری نشان می‌دهد. در حوزه‌ی فرهنگی، به شکل خدشه‌دار شدن روایت ملی و سردرگمی نسل جدید نسبت به جایگاه تاریخی خود متبلور می‌گردد. از‌این‌رو، حفظ یکدلی صرفاً یک شعار اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقای ملی است.
ضرورت بازتعریف «ما» در برابر «دیگری»
انسجام، به معنای همسان‌سازی فکری نیست. جامعه پویا، جامعه‌ای است که در آن تضاد دیدگاه‌ها وجود دارد، اما این تضاد هرگز نباید از خطوط قرمز وفاداری به اصل نظام ملی و میهن فراتر رود. ما باید بپذیریم که در حوزه‌های مختلف (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی)، نقاط قوت و ضعف متفاوتی داریم، اما در یک کشتی نشسته‌ایم.
مسئولیت مقامات: نهادهای تصمیم‌گیرنده در کشور بار سنگین‌تری بر دوش دارند. حفظ اعتماد عمومی در بحران مستلزم شفافیت در گفتار و عملکرد است. هرگونه تصمیم‌گیری که به تبعیض یا بی‌عدالتی در توزیع امکانات منجر شود، مانند سنگی است که در این قایق واحد شکاف ایجاد می‌کند. دولت باید با قاطعیت ساختارهای حمایتی را به‌گونه‌ای طراحی کند که حس تعلق و مشارکت را در تمامی اقشار تقویت کند، نه اینکه احساس حاشیه‌نشینی را دامن بزند.
مسئولیت نخبگان و رسانه: رسانه‌ها و کنشگران اجتماعی باید رسالت خود را در پرهیز از خبرسازی‌های دوقطبی و انتشار تحلیل‌های رادیکال به یاد آورند. نقش رسانه در بحران، تلطیف فضا، ترویج گفت‌وگوی سازنده و پررنگ کردن داستان‌های موفقیت‌آمیز اتحاد و همیاری مردم است. نخبگان باید پل ارتباطی باشند، نه موانع تشدیدکننده.
اما بزرگ‌ترین سرمایه ما، خود مردم هستند. تاریخ انقلاب و دفاع مقدس سرشار از صحنه‌هایی است که مردم در اوج اختلاف نظر، در برابر دشمن خارجی متحد شدند. این ذخیره‌ فرهنگی، یک پشتوانه‌ خاموش است که باید فعال شود.
حفظ یکدلی نیازمند کوچک‌ترین اقدام‌ها نیز هست: احترام گذاشتن به حریم خصوصی و عقاید متفاوت، پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده در فضای مجازی، و یادآوری مداوم این اصل که «ما برای رسیدن به فردای بهتر، امروز باید باهم باشیم». هر شهروندی که با همدلی یک همسایه، حمایت از یک تولیدکننده داخلی یا پرهیز از بزرگ‌نمایی مشکلات تعامل می‌کند، در واقع در خط مقدم حفظ انسجام ملی در حال نبرد است.
در پایان، اگر ایران بتواند از این گردنه سخت با حفظ و تقویت رشته‌های اتصال درونی خود عبور کند، نه‌تنها از بحران‌های کنونی سربلند بیرون خواهد آمد، بلکه به جایگاه مستحکم‌تری در عرصه‌‌ منطقه‌ای و جهانی خواهد رسید. اتحاد در بحران، نه یک انتخاب، که فرمول قطعی پیروزی و تضمین بقای هویت ماست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی