[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۸۸
  • دوره جدید

پیمان مجدد؛ از دل سوگ تا صحن نبرد، روزنامه شیراز نوین

به گزارش ایرنا، نزدیک سحرگاه بود که مردم از شهادت رهبر انقلاب آگاه شدند؛ اگرچه هنوز اشک‌های سوزان از دیدگان جاری بود، اما میدان امام‌حسین‌(ع) تا صحن مطهر احمدی شاهچراغ‌(ع) در شیراز، صحنه‌ای متفاوت از حضور امت اسلامی را رقم زد؛ قابی چندکیلومتری از تلفیق اشک و استواری.
جمعیت آن‌قدر پرشمار بود که وقتی نخستین گروه از عزاداران رهبر انقلاب، پا به حرم مطهر حضرت شاهچراغ‌(ع) گذاشتند، دنباله جمعیت همچنان خیابان پیروزی را در پیوند با خود داشت.
موج جمعیت به چندین راهپیمایی هم‌زمان می‌ماند؛ گویی یک راهپیمایی گسترده در خیابان کریمخان زند، یکی در خیابان پیروزی و دیگری در ابتدای بلوار ۹ دی برپا بود؛ این جمعیت عظیم به‌خودی‌خود پیامی قدرتمند داشت که بی‌نیاز از گفتن است و هیچ‌کس نمی‌تواند از آن چشم بپوشد؛ اما در دل این مراسم با شکوه، محتواهای شگرف و پنهانی نیز نهفته بود که جای شنیدن داشت.
در میان جمعیت چندده‌هزارنفری راهپیمایی شیراز، کمتر چشمی یافت می‌شد که گریان نباشد یا چهره‌ای که گلگون نشده باشد؛ اگرچه نام‌و‌نشان یکدیگر را نمی‌دانستند، اما برادرانه و خواهرانه به هم می‌گفتند: 
«یتیم شدیم»؛ یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند و دست هم را به گرمی می‌فشردند.
اما آنچه بسیار به چشم می‌آمد، این بود که هیچ‌یک نمی‌گذاشتند اشک بر چهره‌شان باقی بماند؛ گویی شرم داشتند از اینکه مبادا دشمن این اشک‌ها را به ضعف تعبیر کند؛ اگرچه همه در دل سوگوار بودند، اما هنگامی که گام برمی‌داشتند، یک کل استوار و قدرتمند می‌شدند؛ اشک از دیده می‌زدودند، سرها را بالا می‌گرفتند و مشت‌های خود را گره می‌کردند؛ آنگاه با صلابت، فریادهای «الله‌اکبر» و «هیهات من الذله» سر می‌دادند، رجز می‌خواندند و بانگ برمی‌آوردند که «ای رهبر آزاده، راهت ادامه دارد».
مردم انقلابی با دل‌هایی استوار ایستاده بودند و با صدایی رسا به یکدیگر می‌گفتند اکنون زمان گریه نیست، بلکه وقت ایستادن و عمل به وصایای رهبر است.
تجدید پیمان با راه رهبر
آن‌ها اگر پیشتر شعار می‌دادند که «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم، آماده» و یا مؤمنانه فریاد می‌زدند «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» و «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست»، هنوز بر همان پیمان استوار بودند؛ چنین می‌خواندند که «گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز»، فریاد می‌زدند که «ما اهل کوفه نیستیم»، «راهت ادامه دارد» و یک‌صدا می‌گفتند «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست».
مردم انقلابی شیراز هم‌صدا با همه ایران، چنان‌که در دنیا طنین اندازد، شعار دادند «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد»، «می‌جنگیم، می‌میریم، ذلت نمی‌پذیریم»، «ما را سر ترسیدن نیست» و البته همچنان «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل».
فریاد انتقام‌خواهی مردم
سوگواران شیرازی که در سوگ رهبر فرزانه و پدر دینی و معنوی خود می‌گریستند، با دل‌هایی که پریشانی و استواری را درهم‌آمیخته بودند، فریاد انتقام‌خواهی سر دادند. شعارهای «سپاه با اقتدار، انتقام، انتقام» و «خیبر خیبر یا صهیون» را سر می‌دادند و می‌گفتند «ما را سر ترسیدن نیست و امروز روز لباس رزم پوشیدن است».
ایستادگی ریشه‌دار در اعماق باورها
این راهپیمایی، اجتماع عظیمی برای تجدید پیمان با راه رهبری بود که عشق و ولایت‌پذیری نسبت به او، ریشه در باورهای ژرف دینی مردم مسلمان داشت؛ این باورها در سراسر مسیر چندکیلومتری راهپیمایی جلوه‌گر بود؛ گاه با دست‌نوشته‌ای صمیمانه و گاه با شعارهایی پرطنین.
برافراشته‌شـدن پرچم عزا در حرم مطهر شاهچراغ(ع)
هم‌زمان با اعلام خبر جان‌گداز شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، پرچم سرخ عزا جایگزین پرچم گنبد مطهر حرم حضرت احمد‌بن موسی شاهچراغ(ع) در شیراز شد و دارالعباده سومین حرم اهل‌بیت(ع) در ایران اسلامی یکپارچه رنگ و بوی ماتم و سوگواری به خود گرفت. با اعلام خبر شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر فرزانه و مجاهد انقلاب اسلامی، فضای معنوی حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) غرق در اندوه و ماتم شد؛ بلافاصله پس از اعلام این ضایعه بزرگ، پرچم عزا بر فراز گنبد این بارگاه ملکوتی به اهتزاز درآمد تا نشان‌دهنده همدردی و هم‌نوایی خادمان و زائران این آستان با خیل عظیم داغداران امت اسلامی باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی