[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۱۱
  • دوره جدید

معادلات نافرجام، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

جدای از اینکه دولت باید به فکر تأمین بودجه سال ۹۹ باشد باید فکری به حال بدهی‌های خود بکند که شمار آن بسیار و منابع برای جبران آن وجود ندارد.
دولت یازدهم از زمانی که با شعار‌های ‌رنگی وارد گود تبلیغات برای انتخابات شد، به امید معادلاتی بود که در پس توافقات جهانی وجود داشت. 
گفت‌وگوهای زمین مانده و توافقاتی که امید داشتند عملی شود و گره از مشکلات اقتصادی کشور باز کند. در این شرایط و پیش‌بینی‌های انجام شده حسن روحانی کلید به دست وارد معرکه تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری شد. درحالیکه کسری بودجه به شدت به دولت و دولت به مردم فشار‌ می‌آورد و نرخ ارز پا بر پلکان صعود گذاشته بود...

عادت گران شدن ارز در اواخر دولت محمود احمدی‌نژاد هم گریبان ملت را گرفته بود، صندوق‌های‌متعددی اعم از فرهنگیان و تأمین اجتماعی  مورد دست‌درازی قرار گرفته بود و منابع برداشت شده آسیب فراوانی به بنیه این صندوق‌ها و روزنه‌های‌حمایت از اقشار مردم زده بود. در پس اختلاس‌های‌بزرگ آنهم توسط معتمدین ملت در بدنه دولت و دو قوه‌قضائیه و مقننه اعتمادعمومی به حداقل ممکن رسیده بود و اصلاح‌طلبان با استفاده از این فرصت و طرح مبحث ایجاد دولت تدبیر و امید با امید انجام گفتگوهای بین‌المللی و ترمیم فرصت‌های اقتصادی مردم را مجاب به حضور در انتخابات کرده‌اند.
هر چند نمی‌توان کثرت آرای خاموش را نادیده گرفت اما حسن‌روحانی با اکثریت آرای موجود و شمارش شده رئیس دولت یازدهم شد. از همان روزهای نخست و امید به انجام مذاکرات بین‌المللی قرار شد هر ۱۰۰ روز یک گزارش به مردم ارائه شود. آن زمان  مذاکرات در سطح بین‌المللی به اوج خود رسیده بود محاسبات درست از آب درآمد وتوفیق در مذاکرات  فرصتی بزرگ  برای تیم مذاکره کننده روحانی به وجود آورد و رهبر معظم انقلاب با صدور فتوایی ساخت بمب اتمی را حرام اعلام کردند.
فعالیت‌های‌هسته‌ای‌ در آن تاریخ  به حداقل ممکن و در حد نیاز کاهش یافت و پروژه ایران‌هراسی نیز شکست خورد. اما دولت حسن روحانی سرمست از پیروزی و پایکوبی ملت در خیابان‌ها‌، از تنش‌ها و ضربات احتمالی غافل شد. سال ۱۳۹۴ بلافاصله پس از امضای برجام ۱۷ رئیس‌جمهور وارد ایران شدند. ۳۳وزیر‌خارجه نیز بدون اتلاف وقت به ایران آمدند و همه در پی کسب امتیاز از بازار ۸۰ میلیون نفری ایران بودند. 
خیلی‌ها ‌آمدند و در صنایع مختلف قرارداد بستند اما این موفقیت که با هدف بهبود شرایط اقتصادی ایران در تعامل با اقتصاد جهانی طراحی شده بود خیلی زود مورد ضربه قرار گرفت. مخالفت‌های‌داخلی به علاوه بر برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری  در آمریکا و روی کار آمدن جمهوری‌خواهان ضربه کاری و نهایی را به برجام وارد کرد. انگار جماعتی  ۲۰ ماه از عمر خود را  به همراه افکار عمومی به دنبال پوچی کشانده بودند.
انگار همه در اشتباه ورویای صلح بودند  غیر از جمهوری‌خواهان جنگ طلب. در این کره خاکی هستند کسانی که منافعشان به جنگ و جنگ طلبی و فروش سلاح گره خورده است. باید هراسی وجود داشته‌باشد تا سفره سازندگان سلاح رنگین شود.غرب از فروش سلاح به جهان سوم سود‌ می‌برد، شرق  نیز از فروش سلاح به جهان سوم سود‌ می‌برد. میدان جنگ‌های‌خونین و نیابتی در جهان سوم قرار دارد.  برخی در منطقه سبز سکونت ‌می‌کنند  و خیلی‌ها در منطقه سرخ. بدون جنگ، اقتصاد بزرگ  فروشندگان جنگ افزارهای نوین کساد‌ می‌شود. هر روز یک مدل جنگ افزار برای به خون  کشاندن  انسان‌ها ‌رونمایی می‌شود.
نخبگان به یک نقطه خاص از جهان مهاجرت  می‌کنند و خواسته و ناخواسته در طراحی سلاح‌های‌نوین نقش آفرینی ‌می‌کنند.
نقطه سر خط- دولت به شدت بدهکار است و اقتصاد تک‌محصولی است. در تمام این ۴۰ سال قادر نبودیم به جای نفت محصولی برای فروش و ارزآوری جایگزین کنیم. حالا راه فروش نفت بسته شده است و فروش نفت به حداقل رسیده است. چینی‌ها دراین فرصت بازار ایران را به دست گرفته‌اند.
بدون چینی‌ها‌ امکان تهیه حداقل‌ها نیز در بازار وجود ندارد. نفت و پتروشیمی ایران مورد نظر چینی‌هاست و اکثر اقلام مصرفی از چین برای داخل تهیه و تأمین می‌شود. دولت باید راهی برای کسب درآمد پیدا کند، راهی جز تعامل با اقتصاد جهانی وجود ندارد و دولت نیز این امر را به خوبی می‌داند. این فقر‌می‌تواند بحران آفرین باشد اگر خیلی زود ترمیم نشود. ترمیم جایگاه و ارزش پول ملی نیازمند توجهی جدی است. این فقر ‌می‌تواند بحران‌آفرین باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی