[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۴۸
  • دوره جدید

وقایع اتفاقیه، روزنامه شیراز نوین


وقایع اتفاقیه

شیشه عمر بسیاری از مطبوعات ترک‌برداشته و در سال آینده می‌شکند. کمبود نظارت‌ و فقدان حمایت‌ عرصه را بر اهالی مطبوعات تنگ کرده و گرانی چاپ و مواد اولیه به همراه جولان مافیا سبب می‌شوند بسیاری از مطبوعات ایران در سال 1405 کرکره‌ها را پایین بکشند و عطای خدمت‌رسانی در عرصه تحلیل و اطلاع‌رسانی را به لقایش ببخشند. بخش خصوصی هم آن‌قدر ناتوان و بی‌رمق است که توانی برای تبلیغات رسانه‌‌ای و حمایت نداشته باشد و از حمایت‌های دولتی هم خبرهای خوشی به گوش نمی‌رسد.
‌اینک اهالی مطبوعات و اصحاب‌رسانه‌ به‌حال خود رها شده‌‌اند و انگار بودن یا نبودن آن‌ها دیگر اهمیت چندانی برای هیچ‌کس ندارد.
ما به‌خوبی می‌دانیم که جهان امروز متعلق به رسانه‌‌هاست و جهت‌گیری‌ها و اعلام مواضع آن‌ها به راحتی بر ضمیر آشکار و نهان مخاطبان می‌‌نشیند و آن‌ها را به سمت‌و‌سوی صواب و دلخواه رهنمون می‌سازد. با در نظر گرفتن این حقیقت، شاهد هستیم که صفحات روزنامه‌‌های وطنی یکی پس از دیگری آب می‌‌روند و آتش تعدیل نیرو که پیش از این به جان صنایع و خطوط تولید کارگاه‌‌ها و کارخانه‌ها افتاده بود، اینک گریبان‌گیر رسانه‌‌های مکتوب و مجازی شده است. 
حال این پرسش مطرح می‌‌شود که چه کسانی و چه جریان‌‌هایی از غیبت مطبوعات متعهد ایران منتفع می‌شوند و جای خالی آن‌ها با چه آلترناتیوهایی پر خواهد شد؟
در این کارزار است که اپوزیسون جدایی‌طلب از غیبت مطبوعات وطنی سر از پا نمی‌شناسند. با گذشت ایام و با خلأهایی که در حوزه اطلاع‌رسانی به ‌وجود می‌‌آید، قلمرو رسانه‌‌های غیرخودی در فضای بی‌دروپیکر مجازی گسترش‌یافته و آن‌ها موفق می‌شوند طیف‌‌های خاکستری جامعه را به زیر سلطه بگیرند. به همین ترتیب بازار سیاه‌نمایی، امیدزدایی و دسیسه‌ها علیه ملت ایران شدت خواهد گرفت و غلبه بر آن‌ها کار چندان ساده‌‌ای نخواهد بود. با غیبت مطبوعات خلع‌سلاح خواهیم شد و در عرصه جنگ نرم، ابزار خود از دست می‌دهیم.
با مشاهده هزینه‌‌هایی که کمر مطبوعات را در‌هم‌شکسته، در سال 1405 شاهد از میان رفتن بسیاری از روزنامه‌‌ها خواهیم بود. در ابتدا برای جریان‌های نوشتاری مستقل چاره‌ای جز بخشیدن رکن چهارم دموکراسی به لقایش نمی‌ماند و پس از آن، نوبت به رسانه‌‌های جناحی خواهد رسید. 
در این میان، پرسشی به ذهن متبادر می‌‌شود. به‌راستی کدام‌یک از جریان‌های رسانه‌‌ای بیشترین حجم خدمتگزاری را به مردم ارائه می‌کنند؟ رسانه‌‌های راست و چپ به دلیل آن که از سوی احزاب موردحمایت‌ قرار می‌گیرند، نخواهند توانست لغزش‌های احتمالی آنان را به باد نکوهش گرفته و چاره‌ای جز اختیار سکوت در برابر خطاها و خروج از اعتدال‌ها ندارند. این در‌ حالی‌ست که رسانه‌های مستقل همانند دیده‌بانی تیزبین و مدعی‌العمومی منصف، به وقایع اتفاقیه نگریسته و با هر واژه و عبارتی که به رشته تحریر درمی‌آورند، سودای رجعت به مدینه فاضله را خواهند داشت. به همین دلیل، قربانی‌شدن مطبوعات مستقل عذاب الیمی برای کشور به‌حساب می‌آید.
البته بسیاری از اهالی مطبوعات هم اشتباه‌‌های استراتژیکی مرتکب شدند. حمایت‌های دولتی و اسپانسرینگ صنایع کلان در گذشته، سبب‌شـده شماری از رسانه‌ها به مشکلاتی که مردم با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اعتنایی نداشته باشند و رسالت اصلی خود را که همانا جانب‌داری از مردم و به‌ویژه دهک‌های فرودست است، از یاد ببرند. 
به همین دلیل، امروزه گسل عمیقی میان مردم و مطبوعات به‌وجودآمده و بسیاری از روزنامه‌ها عملاً از سبد فرهنگی خانوار حذف شده‌اند. در این وانفسا، راهکار عبور از بحران چیست؟ به نظر می‌رسد دولت باید اقدامات مؤثر و گام‌های عملی مقتدرانه‌‌ای را برای حمایت از رسانه‌های مکتوب و مجازی در دستور کار قرار دهد و از زوال بیش از پیش آن‌ها جلوگیری کند. در نظر داشته باشیم یکی از شاخصه‌های محبوبیت دولت‌‌ها، به آمارهایی بازمی‌گردد که در زمینه توقیف فیلم، تعطیلی مطبوعات و برگزار نشدن کنسرت‌ها ارائه می‌‌شود. 
رسانه‌های مکتوب و نوشتاری برای زنده‌ماندن چاره‌ای جز بازگشت به‌سوی مردم ندارند. رسالت ذاتی و استراتژی‌های اقتصادی، بر رسانه‌ها حکم می‌کند اهتمام مضاعفی بر بازتاب مشکلات مردمی داشته و دغدغه‌‌های جامعه را به منافع شخصی و جناحی خود ترجیح دهند. 
به‌این‌ترتیب، شاید مردم به‌سوی مطبوعات باز‌گردند و روزنامه‌‌ها دوباره در سبد فرهنگی خانوار قرار بگیرند. 
امید می‌رود شیشه عمر رسانه‌ها از این مهلکه سخت به سلامت عبور کند و بیش از این شاهد پایین آمدن کرکره مطبوعات به دلیل بی‌ثباتی‌ها و ابر بحران‌‌های اقتصادی نباشیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی