[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۳۰
  • دوره جدید

عجم زنده کرد، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com


شاهنامه بخوانیم. در هر هجای واژگانش طنین حماسه مستور است و استعاره‌های‌جاودانش خاک این سرزمین را با منت سرمه دیدگان ‌می‌کند. گویی اعجازی ابدی برای همه دوران‌هاست. گویی فردوسی والا مقام بر این حقیقت واقف بود که جلگه حاصلخیز ایران هیچ گاه از هجوم فرومایگان و اقوام بدوی در امان نخواهد ماند. گویی سراینده شاهنامه به درستی‌می‌دانست که زبان و آیین و رسوم سرزمین پارس تا چه اندازه در معرض هجمه اقوام بیگانه قرار‌می‌گیرند و در پستوی زوال به فراموشی سپرده خواهند شد. به همین دلیل بود که مرجع گرانمایه‌ای ‌را برای همه حماسه‌سازان این سرزمین بر جای گذاشت تا با خوانش آن علیه هر چه ظلم و جور و تباهی و مکاتب بدوی است بایستند و بیرق ایران بر فراز البرز، بینالود، سهند، دنا، خرمشهر و سیستان افراشته گردد... 

 

مردم این سرزمین هم به ارزش‌های‌نهفته در سطور زرینش پی برده بودند. ایران برای همیشه مهد آزادگی ‌می‌ماند. از قیام سربداران گرفته تا رشادت‌های‌سردار جنگل؛ از باقرخان و ستارخان که عرصه را بر قزاق‌های‌روس تنگ کردند تا دلیران تنگستان که نقش همه قلعه‌های‌استعار را بر خاک کشیدند. حتی بمباران شیمیایی حلبچه و موشک باران شهرهای ایران هم بر حمیت رزمندگان و اراده مردمان این سرزمین خللی وارد نکرد و در بیت‌مقدس‌ها‌ و کربلاها سرفرازانه بر تن بهترین فرزندان میهن ردای فاخر شهادت پوشاندیم. آخر ایران همیشه سرزمین حماسه بوده است.
اما در دوران معاصر ما متهم به فراموشی هستیم. افکار و اعمال‌مان را مرور کنیم. صدا و سیما در مقام رسانه ملی تا چه اندازه به حکیم طوس ادای دین کرده است؟ آیا آموزش و پرورش آن چنان که شایسته است از فردوسی برای دانش‌آموزان‌ می‌گوید؟ دستگاه‌های‌فرهنگی و شبه فرهنگی تا چه اندازه مقدمات آشنایی مردم را با ابیات حماسی شاهنامه مهیا کرده‌اند؟ چه کسی به یاد دارد افسانه‌های‌حقیقی ضحاک و سیاوش و سودابه و رودابه در آوردگاه‌های‌نمایشی شهر به روی صحنه رفته باشد؟ کدامیک از رسانه‌های‌مکتوب و مجازی با پژوهشگران شاهنامه به گفتگو نشستند؟ سینما در مقام جهانشمول‌ترین هنرهای معاصر در این زمینه چه کرده است؟ وقتی فیلم رقت‌انگیز 300 با همه تحریف‌های‌تاریخی و سیاه‌نمایی‌هایش ساخته شد ما به چند بیانیه دانشجویی و محکومیت نرم بسنده کردیم و امکاناتی به خدمت فیلمسازان توانمند این سرزمین در نیامد تا شکوه پرمایه ایران باستان و محورهای رفیع شاهنامه را به تصویر کشند. 
کارنامه ما در پیشگاه حکیم طوس روشن نیست. از یاد برده‌ایم چه مفاهیم گرانبهایی در میان ابیات سترگ شاهنامه مستور است و تا چه اندازه ‌می‌تواند در روزگار معاصر به کار ما آید. این سرزمین همیشه از دیوهای سپید و ضحاک و افراسیاب و شغادهای دوران در عذاب بوده است و همیشه بزرگ مردمانی از جنس سیاوش‌ها ‌و رستم‌ها ‌و کاوه‌های‌آهنگر به خونخواهی برخاسته‌اند. شاید از یاد برده‌ایم که اسلوب رفیع زبان پارسی تا چه اندازه در هجمه گویش‌های‌بیگانه به زوال‌می‌رود و در بحبوحه‌گفتگوها و متون‌های ‌روزمره نشان چندانی از آنها نیست.
انزوای شاهنامه به معنای مغلوبه شدن در آوردگاه جنگ نرم است. دشمن سرسختانه‌ می‌کوشد ما را ملتی بی‌ریشه، دوستدار خشونت و بدوی نشان دهد و با دست یازی به مضامین ارزشی و فرهنگی است که‌ می‌توان در برابر چنین هجمه‌های‌مزدورانه‌ای‌مقاومت کرد و در اندیشه نسل‌های‌نوظهور بارقه‌هایی از از اصالت و معنا گرایی را تزریق نمود. آوردگاه‌های‌ماندگاری نظیر شاهنامه نشانه‌های ‌میهن‌پرستی، قیام در برابر ظالمان زمانه، منش پهلوانی و اهمیت پیوندهای خانوادگی را با نجابت جار‌می‌زنند و این در حالی است که همه این‌ها ‌در پرتو ادبیات ناب داستانی ارایه‌ می‌شود. حکیم ابوالقاسم فردوسی در اعصار پیشین به درستی دریافته بود که از طریق اسلوب‌های‌داستانی تا چه اندازه ‌می‌توان بر ضمیر آشکار و نهان مردمان رسوخ کرد و مؤلفه‌های ‌وطن‌پرستی و اتحاد در برابر بیگانگان را در اذهان جامعه پرورش داد. به همین دلیل بود که شخصیت‌های‌جاودانه‌ای ‌را در اندیشه والای خود رسم کرد و قصه‌های‌آنها را با هوشمندی با یکدیگر درآمیخت. او در حالی مخاطبانش را در خان هفتم به اوج ‌می‌رساند که در جنگ رستم و سهراب دیدگانش غرق در اشک و خون است. حکیم طوس با داستان سیاوش و آرش چنان ملودرامی از عشق به این خاک پاک نهاد و نجابت ایرانیان رسم را ‌می‌کند که هیچ افسانه و حقیقتی با گذشت سده‌ها ‌یارای زورآزمایی با آن را ندارد. سراینده شاهنامه از مضامین ارزشمند الهی هم در کنار اندیشه‌های‌وطن‌پرستی و حماسه‌سازی غافل نبوده است. مبانی توحید و نبوت را در زمزمه قهرمانانش‌ می‌گنجاند که از پروردگار یکتا طلب آمرزش و استقامت برای براندازی بنیان ظلم‌ می‌کنند. 
به همین دلیل است که شاهنامه، منظومه جاودانه پارسی زبانان لقب‌می‌گیرد و عمق اندیشه و اصالت ایرانی را با قامتی افراشته به رخ جهانیان‌می‌کشد. 
مردمانی که همیشه از خشونت و جنگ و قتل عام بیزار بوده‌اند و نشانه‌های‌ماندگاری از صلح دوستی و فرهنگوری و ارزش‌مداری آنان بر صدر والاترین آوردگاه‌های‌جهانی‌می‌درخشد. باید بی‌رحمانه قضاوت کرد. جریانی که بر صدرنشینی بزرگان فرهنگ و هنر و ادبیات این سرزمین را بر نمی‌تابد، دشمن است. شاهنامه بخوانیم...

پی نوشت:
به روایتی، اول بهمن ماه سال ۳۱۹ هجری شمسی، مقارن با سالروز ولادت «حکیم ابوالقاسم فردوسی»، ارباب سخن، حکیم طوس و استاد گرانمایه پارسی زبانان است. بزرگمردی که زبان پارسی را جاودانه کرد.
بسی رنج بردم در این سال سی
                                                                                                                                            عجم زنده کردم بدین پارسی

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی