[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۳
  • دوره جدید

زمزمه ویرانی، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

کمربند زلزله در ایران یک خط فرضی نیست. از سرسبزترین خطه شمال کشور گرفته تا لرزه‌هایی که کلبه‌های‌خشتی بم را ویرانه کردند؛ از سرپل ذهاب و کرمانشاهان تا زلزله مهیبی که جنوب فارس را در هم نوردید. گسل‌های‌زلزله بر مدار ایران همیشه بیدارند. این بار خشم زمین گریبانگیر شهر شش هزار ساله ایران شده و شیراز و همه متعلقاتش با لرزش‌های‌مهیبی روبرو هستند. اگرچه زلزله اخیر در مقیاس یک فاجعه عظیم انسانی نبود و قربانیان زیادی نگرفت؛ با این حال در نظر داشته‌باشیم که شمار خانه‌های‌خشتی و کاهگلی در شیراز و استان فارس بی‌شمار است و هر لحظه بیم آن‌می‌رود سقف خانه‌های ‌لرزان بر سر مردمان شریف روستا و بافت فرسوده آوار گردد... 

مردم مستضعفی که در میان گره‌های‌اقتصادی گرفتار آمده‌اند، دیگر توانی برای نوسازی خانه‌های‌خشتی ندارند و خرده درآمدهای آنها صرف معیشیت حداقلی‌ می‌گردد. متأسفانه در مقام عمل کارنامه بانک‌ها‌ و سایر دستگاه‌ها‌ و نهادهای مسئول هم چندان روشن نیست و گواه این اتهام به انبوهی از سرپناه‌های‌کاهگلی باز‌می‌گردد که در بافت فرسوده شیراز و قریه‌ها‌ همچنان پابرجا مانده‌اند.
البته همیشه خانه‌های ‌فرسوده نیستند که در خط مقدم بروز فاجعه قرار دارند. چنانچه از اخبار و نظر کارشناسان بر‌می‌آید گروهی از برج‌های‌بلندمرتبه شیراز هم بر غارهای آهکی بنا شده‌اند و با غرش مهیب زمین به دل خاک فرو خواهند رفت. در این میان پرسشی مطرح ‌می‌شود که چگونه روند ساخت‌و‌ساز آنها با چشم‌پوشی از آزمایش‌های‌ خاک‌شناسی و فراموشی اسلوب ایمن‌سازی صورت گرفته است؟ آیا در راستای اخذ مجوز همه فرایندهای قانونی به صورت کامل طی شده است؟ چنانچه این ساختمان‌ها ‌بر زمین‌های‌لرزان غارهای‌های‌آهکی استوار شده باشند چه کسی پاسخگوی اقشاری از جامعه خواهد بود که همه سرمایه خود را به متولیان ساخت آنها سپرده‌اند؟ در اینجاست که از همه دستگاه‌های ‌ذی‌ربط به سردمداری دستگاه قضایی و شهرداری‌ها ‌و سایر ارگان‌های ‌ذی‌ربط درخواست ‌می‌شود تا پرونده ویژه‌ای ‌برای بررسی میزان ایمنی پروژه‌های‌بزرگ شیراز باز کرده و در صورت مشاهده هرگونه تخلف و قانون‌گریزی، سودجویان را مجازات کنند. در نظر داشته‌باشیم معمولاً اقشار مستضعف و میانی جامعه ایران به حاشیه‌نشینی در برج‌های‌حاشیه شهر از سر جبر زمانه تن در داده‌اند و همه ارکان کشور در قبال امنیت و آرامش آنها مسئول هستند.
زلزله پیامدهای آشکار و نهان ناگواری بسیاری به دنبال دارد. تجربه نشان داده مردمان آسیب‌دیده تا سال‌ها‌ و حتی دهه‌های ‌متمادی تاوان خشم زمین و بی‌مبالاتی‌ها‌ را پس‌می‌دهند. متأسفانه کمک‌های‌ مردمی هم تا مدت کوتاهی پس از وقوع فاجعه ادامه دارد و با مرور زمان، شاهد به فراموشی سپرده شدن درد دردمندان و بی‌خانمانی بی‌خانمانان در میان انبوهی از خبرهای بد هستیم. بسیاری از مردم از یاد بردند که با اهدای چند بطری آب و تعدادی پتوی مسافرتی، رسالت اجتماعی آنها به پایان نخواهد رسید و نباید وضعیت بحرانی مردم مناطق بحران‌زده را به فراموشی سپارند. شاید بسیاری از مسئولان هم از یاد برده باشند که عکس‌های‌تمام قد در مناطق زلزله‌زده کارنامه درخشانی از آنها بر جای نمی‌گذارد و در مقام عمل باید به یاری مردم آسیب‌دیده شتافت. ما هنوز به یاد داریم چه فجایع انسانی ناشی از کمبود پزشک متخصص و داروهای حیاتی در سرپل ذهاب به وقوع پیوست و ساکنان مظلوم مسکن مهر در کرمانشاه همچنان چه روزگاری دشواری را سپری ‌می‌کنند. 
متأسفانه موقعیت جغرافیایی ایران در کانون بحران‌های‌طبیعی قرار دارد و چنانچه شاهد اجرایی شدن قوانین مقاوم‌سازی و راهکارهای آموزشی و حمایت‌های ‌روانی نباشیم، بی‌رحمانه در زمره قربانیان خشم زمین قرار خواهیم گرفت. آن چه عصرهنگام در خان‌زنیان شیراز روی داد، خدایی نکرده‌ می‌تواند زمزمه‌هایی از یک ویرانی بزرگ باشد. باید با چشمانی باز در راستای مدیریت بحران اقدام کرد و گام‌هایی اساسی در جهت مقاوم‌سازی برداشت. کمربند زلزله در ایران یک خط فرضی نیست.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی