[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۵
  • دوره جدید

متولد سال سخت، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com


سرنوشت بعضی نسل ‌ها با محرومیت و مظلومیت عجین شده است. آن‌ها در حالی از کیفیت زندگی پراصالت پیشینیان محروم ماندند که چشم‌انداز روشنی از روزهای خوش هم پیش روی خود نمی‌بینند. صحبت از مردان و زنان دهه شصت است. آنهایی که این روز‌ها در آستانه میانسالی قرار دارند و درهر مقطع از زندگی با محرومیت‌های دوچندانی دست و پنجه نرم‌ می‌کنند. سال‌های ابتدایی دهه شصت مقارن با تجاوز رژیم بعث و شرایط دشوار جنگی بود و بسیاری از کودکان دیروز، هنوز خاطرات ناگواری از بمباران ‌ها و موشک‌پرانی‌های متجاوزان دارند. والدین برای یافتن دارو شیر خشک نوزادان مرارت‌های بسیاری به جان خریدند و کودکان با کمترین امکانات تفریحی و سرگرمی روزگار گذراندند..

زیرساخت‌های‌آموزشی به دلیل انفجار جمعیتی توان پاسخگویی نداشت و بسیاری از دانش‌آموزان در کلاس‌های‌ درس پرجمعیت و غیراستاندارد به تحصیل مشغول بودند. این مسئله سبب شد به بسیاری از استعدادهای کودکان و نوجوانان به دلیل ازدحام جمعیت در مراکز آموزشی توجه نشود و شاهد فرصت سوزی‌های ‌بی‌شماری باشیم. به یاد داریم که کودکان و نوجوانان برای شرکت در کلاس‌های ‌زبان انگلیسی، رایانه و حتی فعالیت‌های‌ورزشی باید مدت‌های‌زیادی در لیست انتظار باقی‌ می‌ماندند و والدین برای ثبت‌نام فرزندان‌شان در مدارس معتبر، چه رنج‌هایی به جان خریدند. در زمینه امکانات ورزشی و سرگرمی‌های‌کودکان نیز در دهه شصت با بحران‌های‌زیادی روبرو بودیم. سرانه فضای سبز و پارک‌ها‌ در آن دوران در بدترین دوران خود قرار داشت و برای بسیاری از کودکان، چاره‌ای‌جز وقت‌کشی در کوچه‌ها‌ و زمین‌های‌خاکی باقی نمانده بود. بسیاری از کودکان دهه شصت تقریباً هیچ تصوری از یک شهربازی حداقلی در کلانشهر نداشتند و توپ‌های‌پلاستیکی چندلایه، به یگانه تعریف آنان از تفریح و لذت و سرگرمی تبدیل شده بود.متولدان دهه شصت در حالی به سن جوانی و تشکیل زندگی رسیدند که در دوران تحصیل توجهی به پرورش روانی آنها برای آغاز زندگی مشترک نشد و امروزه، نتیجه کار چنان شده است که آمارهای طلاق متولدان دهه شصت به طور باورنکردنی و لجام گیسخته‌ای‌ در حال انفجار است. متولیان آموزش و پرورش از یاد برده بودند که تعالی روانی کودکان و نوجوانان به همراه تکنیک‌های‌ارتباطی، دارای اهمیت بیشتری نسبت به مفاهیم درسی است و باید سرمایه‌گذاری‌های ‌همه جانبه‌ای ‌برای آن انجام داد. شاید اگر کودکان دهه شصت به صورت ناگهانی و بدون آمادگی به زندگی مشترک پرتاب نمی‌شدند، امروز شاهد سونامی فروپاشی زندگی‌های‌ زناشویی و ازدیاد طلاق‌های ‌عاطفی نبودیم. هرچند در دوران معاصر هم آن چنان که شایسته است توجهی به پرورش روحی و روانی دانش‌آموزان و آموزش‌های‌زندگی مشترک نمی‌شود؛ در دهه‌های‌شصت و هفتاد، صحبت از این قبیل مسائل در زمره پررنگ‌ترین خط قرمزهای خانواده‌ها ‌و آموزش و پرورش به حساب‌ می‌آمد و نتیجه آن، رویایی با طیفی از آسیب‌های‌اجتماعی در دوران معاصر است. یکی دیگر از بحران‌های‌فزاینده‌ای‌که متولدان دهه شصت همچنان با آن دست به گریبان هستند، مسئله اشتغال است. در سال‌های‌پایانی دهه هفتاد، در هر شهرستان کوچک و قریه‌ای‌ شعبه‌ای از دانشگاه‌های‌غیرانتفاعی تأسیس شد و جوانانی که از دانشگاه‌های ‌معتبر جا مانده بودند، چاره‌ای‌جز ادامه تحصیل در آنها نداشتند. به طور کلی، فارغ‌التحصیلی از این قبیل مراکز آموزشی کار چندان دشواری به حساب نمی‌آمد؛ اما مشکل کار اینجا بود که بسیاری از دانشجویان از بنیه علمی کارآمدی برخوردار نبوده و به انگیزه مدرک‌گرایی به ادامه تحصیل‌ می‌پرداختند. از سوی دیگر، بازار کار ظرفیت هجمه سراسری متولدان دهه شصت را نداشت و امروزه شاهد هستیم بسیاری از جوانانی که در آستانه میانسالی قرار دارند، همچنان از یافتن شغل مناسب و کسب درآمد حداقلی محروم مانده‌اند. شاید متولدان دهه شصت، همان فرزندان مظلوم بحران باشند. شرایط روزگار و جبر زمانه سبب شد آنها تجربه غم‌انگیزی از کمبود شیر خشک و دارو، سرانه فضای آموزشی اندک، یاد نگرفتن تکنیک‌های ‌زندگی مشترک و زورآزمایی با غول بیکاری را تجربه کرده و در سال‌های ‌نه چندان دور نیز آبستن بحران‌های‌سالمندی باشند. گویی مظلومیت با متولدان دهه شصت عجین شده است.
اینک بیم آن‌ می‌رود  که سایه سنگینی از سلسله بحران‌ها‌ تا پایان عمر بر سر متولدین مظلوم این دهه بماند و آنها با بحران‌های ‌فزاینده‌ای در میانسالی و کهنسالی روبرو شوند. امری که با شرایط کنونی جامعه چندان دور از ذهن نیست. انگار سرنوشت بعضی از نسل‌ها ‌با محرومیت و مظلومیت عجین شده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی