[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۵۰
  • دوره جدید

شاید سینما...، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

جامعه‌ای را تصور کنید که در میان اخبار بد گرفتار آمده و در محاصره بحران‌های تحمیلی است. وضعیت اقتصادی خانوارها وخیم است و کالاهای اساسی همچنان با نرخ دلار بیست هزار تومانی قیمت‌گذاری شده و یکی پس از دیگری از سبدهای خرید خانوار حذف‌ می‌شوند. از آوردگاه‌های سیاسی اخبار امیدبخشی برای آینده روشن مخابره نمی‌شود و گویی تسویه حساب‌های جناحی برای برخی مقدم بر مصلحت نظام و کشور است. مستطیل سبز هم به عنوان پرطرفدارترین ورزش‌ها روزهای مبادای خود را پشت سر‌می‌گذارد و باید همانند دهه‌های پیشین منتظر رشادت‌های لحظه آخری ماند تا شاید تیم ملی فوتبال در جایی شبیه ملبورن باز هم از سر اتفاق و پیشامدها حماسه بیافریند و مسافر جام جهانی شود... 

وضعیت اجتماعی جامعه هم در شرایط چندان مطلوبی نیست و شاخصه‌های طلاق و اعتیاد و سلسله آسیب‌های اجتماعی به دلیل خلاءهایی که در زمینه فرهنگ‌سازی وجود دارد، در شرایط بحرانی قرار گرفته است. در کنار همه این ناکامی‌ها، گاهی اخباری از فساد و رانت و اختلاس مضامینی از این دست مخابره ‌می‌شود و بی‌رحمانه بر روح و جان مردم تازیانه‌ می‌زنند.
در این شرایط است که مؤلفه‌های فرهنگی و هنری همانند یک ابرقهرمان از راه رسیده و روح مخاطبان را جلا ‌می‌دهند. با این پیش فرض که سینما به جهانشمول‌ترین هنرها تبدیل شده، به جشنواره فیلم فجر ‌می‌رسیم که هر ساله در موسم بهمن‌ماه چلچراغ سینما را در پایتخت ایران روشن کرده و مخاطبان وطنی را بر سر شوق ‌می‌آورد. متأسفانه کمبود سخت‌افزارهای فرهنگی سبب شده بسیاری از شهرها و کلان‌شهرهای ایران از برگزاری این فستیوال شکوهمند محروم بمانند. در نظر داشته‌باشیم که سبد فرهنگی علاقه‌مندان هنر هیچگاه خالی نخواهد ماند و چنانچه دستگاه فرهنگ نتواند بسترهای لازم را مهیا کند، علاقه‌مندان هنرهفتم آثار مورد علاقه خود را از شبکه‌های زیرزمینی که قرابتی با فرهنگ و ارزش‌های ما ندارد، از سر ناچاری تهیه خواهند کرد.
خوشبختانه پایتخت فرهنگی ایران در این زمینه کارنامه روشنی دارد. اگرچه بسیاری از سینماهای نوستالژیک شیراز ویرانه شده و در حریق بی‌مبالاتی سوخته‌اند، اما همه این‌ها‌ بهانه‌ای‌ برای خاموش ماندن چلچراغ جشنواره در شهر راز نشد و فانوس تابناک جشنواره فیلم فجر شیراز به همت دستگاه فرهنگی فارس و با همکاری بخش توانمند خصوصی در منزل نوزدهم روشن شد. با این حال در نظر داشته‌باشیم برگزاری جشنواره در سه نقطه از کرانه‌های کلان‌شهر مطلوب شهروندان نیست و باید از همه خرده امکانات موجود بهره‌برداری کرد و ساخت سالن‌های نمایش مدرن را در بحران بودجه‌ای‌ به فراموشی نسپرد. به طور حتم تالار مرکزی شیراز ‌می‌تواند آوردگاه مناسبی برای برپایی این ضیافت پرشکوه باشد و نام رفیع شیراز را اندکی به جایگاه واقعی‌اش نزدیک کند. تالاری که زمزمه‌های خوبی از رونق و سازندگی آن در آینده نزدیک به گوش ‌می‌رسد و باید منتظر روزهای نزدیک ماند.
در نگاهی کلان‌تر باید به این نتیجه رسید که جامعه ایران در روزهای سخت نیازمند آوردگاه‌هایی برای تخلیه انرژی‌های منفی است و به راستی چه مضامینی تأثیرگذارتر از مبانی هنر در روح و جان مخاطبان رسوخ کرده و مقدمات تعالی جامعه را فراهم ‌می‌سازد. خوشبختانه با همه کم کاری‌ها‌ و کاستی‌هایی که در این زمینه وجود دارد، هنوز مردمان شریف این سرزمین از سینما، تئاتر، موسیقی، نقاشی و جمیع مؤلفه‌های روح نواز رویگردان نشده و با آغوش باز رهسپار سالن‌های اکران، پلاتوهای نمایشی شده و در بسامدی کمتر به گالری‌های نقاشی برای به آرامش رسیدن سر می‌زنند.
به‌طور حتم این مسئله یک موهبت بزرگ و پنهان برای مسئولان کشور است و باید با تقویت زیرساخت‌ها‌ زمینه را برای منتفع شدن آحاد جامعه از مبانی رفیع فرهنگی مهیا کرد. 
سی و هشتمین جشنواره سینمایی پایتخت هم‌زمان با نوزدهمین فستیوال فیلم فجر شیراز در لایه‌های پنهان خود در بردارنده این مهم بود که ایرانیان همچنان به دنبال راهکاری برای گریز از بحران‌هایی هستند که آنها را به محاصره در آورده و هنوز فرصت مغتنمی برای دولتمردان وجود دارد تا وظایف خود را نسبت به مردم شریف ایران به جا آورند. 
ملتی که در تمامی بزنگاه‌های تاریخی پشتوانه محکمی برای انقلاب و آرمان‌های نظام بوده‌اند و حضور گسترده آنها در صحنه‌های راهپیمایی و انتخابات به نومیدی همیشگی دشمنان انجامیده است. مسلماً با اتکا به ملت‌های افسرده، خودباخته، ناامید و آنهایی که از شادی و نشاط محروم مانده‌اند نمی‌توان ارکان رفیع اقتصاد مقاومتی را به مرحله اجرا درآورد و آینده‌ای‌ روشنی ساخت. 
شاید سینمای ایران در مقام نجیب‌تری سینمای جهان بتواند در این شرایط کمی حال همه ما را خوب کند. سینمایی که استوارانه در برابر امواج مخرب جنگ نرم ایستادگی کرده و هر یک از داستان‌ها‌ و خرده داستان‌هایش نشان از اصالت مردم این سرزمین دارد. سینمایی که با بزرگانش معتبرترین آوردگاه‌های بین‌المللی را فتح کرده و هیچ وقت از قحط‌رجال در مضیقه نبوده است. سینمایی که ‌می‌تواند تمدن و صلح دوستی ایرانیان را در مجامع جهانی جار بزند و آبی بر آتش خشونت‌طلبی‌ها‌ و جنگ‌افروزی‌های استعمارگران تاریخ بریزد. شاید سینما بتواند حال این روزهای ما را اندکی خوب کند. 
سینما همیشه سینماست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی