[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۴۵
  • دوره جدید

آتش به جان توریسم، روزنامه شیراز نوین

آتش به جان توریسم

چراغ‌های مهمان‌پذیرها روشن نیستند. تنش‌های سیاسی آتش به جان صنعت گردشگری ایران انداخته و جذاب‌ترین قطب تمدنی و تاریخی جهان نشانی از رونق توریسم ندارد. گردشگران داخلی به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی توانی برای ایران‌گردی ندارند و مسافران بین‌المللی هم در این کارزار سخت به ایران نمی‌آیند.
باید توجه داشت که رکود صنعت توریسم در ایران فقط یک آمار نیست؛ بلکه زنگ خطری برای اقتصاد، فرهنگ، دیپلماسی عمومی و هویت ملی است که در کشاکش آن گرفتار آمده‌ایم. سرزمینی که از تخت‌جمشید تا میدان نقش جهان، از کویر لوت تا جنگل‌های هیرکانی، از حافظیه تا طوس خراسان گنجینه‌ای بی‌نظیر از تاریخ و طبیعت را در معرض تماشا قرار می‌دهد، امروز با کاهش چشمگیر ورود مهمانان خارجی روبه‌روست.
این اتفاق نه‌تنها صنعت گردشگری را متأثر می‌کند، بلکه لایه‌های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی ایرانیان را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. وقتی چراغ مهمانخانه ایران کم‌فروغ شود، پیامدهای آن به‌سرعت در بازار، هنر، اشتغال و تصویر جهانی کشور نمایان می‌شود.
در وهله اول، نخستین و ملموس‌ترین پیامد کاهش گردشگران خارجی، ضربه مستقیم به اقتصاد ملی است. از صنعت گردشگری به‌عنوان یکی از صنایع پاک یاد می‌شود که ارزآوری قابل‌توجهی داشته و بدون نیاز به صادرات منابع خام می‌تواند درآمد پایدار ایجاد کند. با ورود گردشگر خارجی به کشور، طیف گسترده‌ای از اصناف از حضور او منتفع می‌شوند و رکود توریسم به‌معنای کاهش جریان ارز، رکود کسب‌وکارهای کوچک و افزایش فشار بر اشتغال است. بسیاری از مشاغل خرد که وابسته به گردشگران هستند، در سکوت و بی‌سروصدا آسیب می‌بینند. دومین پیامد، تأثیر اجتماعی و فرهنگی این موضوع است. گردشگری فقط تبادل پول میان ملت‌ها نیست؛ بلکه در جریان این رویداد شاهد تبادل فرهنگ هستیم. هر گردشگر سفیری است که تجربه خود را به جهان منتقل می‌کند. وقتی آمار گردشگری ایران دچار زوال شود، فرصت گفت‌وگوی فرهنگی و اصلاح تصویرهای نادرست کاهش خواهد یافت. به یاد داشته باشیم کشور پهناور ایران در برخی از رسانه‌های جهانی به‌صورت غیرواقعی معرفی می‌شود و با حضور گردشگران است که می‌توانیم روایت واقعی‌تری از مهمان‌نوازی مردم، امنیت شهرها و غنای فرهنگی این دیار ارائه کنیم. از منظر دیپلماسی عمومی نیز کاهش گردشگران خارجی یک عقب‌گرد بزرگ محسوب می‌شود. در جهان امروز، قدرت نرم نقش تعیین‌کننده‌ای در مناسبات بین‌المللی دارد. کشورهایی که توانسته‌اند با جذب گردشگر، تصویر مثبت و جذاب از خود ارائه کنند، در عرصه سیاسی و اقتصادی نیز دست بالاتری دارند. وقتی یک توریست با خاطره‌ای خوش کشور را ترک می‌کند، در واقع به یک رسانه زنده تبدیل می‌شود که جاذبه‌های ایران را در جهان طنین‌انداز می‌کند. کم شدن این سفیران غیررسمی به‌معنای کاهش سرمایه اجتماعی ایران در افکار عمومی جهان خواهد بود. پیامد دیگری که می‌توان از آن یاد کرد، در حوزه آسیب به جاذبه‌های تمدنی است. بسیاری از آثار تاریخی و موزه‌ها بخشی از بودجه نگهداری و مرمت خود را از محل فروش بلیت و خدمات گردشگری تأمین می‌کنند. 
در برهه‌ای که تعداد بازدیدکنندگان خارجی کاهش می‌یابد، درآمد این مراکز نیز دچار زوال شده و روند حفاظت و مرمت آثار باستانی با دشواری انجام می‌گردد. در درازمدت، این مسئله می‌تواند به فرسودگی بیشتر بناهای تاریخی و کاهش کیفیت خدمات فرهنگی منجر شود. در حوزه اشتغال نیز پدیده زوال توریسم قابل‌توجه است. راهنمایان گردشگری، مدیران تور، رانندگان، کارکنان هتل‌ها و صدها شغل مرتبط دیگر به‌صورت مستقیم به ورود گردشگر وابسته‌اند. کاهش تقاضا باعث بیکاری یا مهاجرت نیروهای متخصص این حوزه می‌شود. متأسفانه بسیاری از راهنمایان حرفه ای که سال‌ها برای یادگیری زبان‌های خارجی و شناخت تاریخ و فرهنگ کشور تلاش کرده‌اند، ممکن است به‌ناچار مسیر شغلی خود را تغییر دهند و از دست رفتن این سرمایه انسانی ارزشمند به‌سادگی جبران‌پذیر نیست. همچنین باید به تأثیر رکود گردشگری بر مناطق کمترتوسعه‌یافته توجه کرد. در بسیاری از شهرهای تاریخی و روستاهای هدف گردشگری، حضور گردشگران خارجی به‌مثابه موتور محرک توسعه محلی بوده است. اقامتگاه‌های بوم‌گردی، فروش صنایع‌دستی و تورهای طبیعت‌گردی فرصت اشتغال برای جوانان همان منطقه فراهم کرده و کاهش ورود گردشگر، امید به رونق اقتصادی این مناطق را کمرنگ می‌کند و موج مهاجرت به کلان‌شهرها را تشدید می‌سازد. از منظر روانی و اجتماعی نیز این موضوع بی‌تأثیر نیست. کشوری که مقصد گردشگران باشد، احساس پویایی و تعامل با جهان را تجربه می‌کند. حضور مهمانان خارجی نوعی اعتمادبه‌نفس ملی ایجاد کرده و حس دیده شدن در عرصه جهانی را تقویت می‌نماید. در مقابل، کاهش آمار گردشگران می‌تواند احساس انزوا و فاصله گرفتن از جریان‌های جهانی را در ذهن جامعه تقویت کند.
البته باید ریشه‌های این کاهش را نیز واقع‌بینانه بررسی کرد. عوامل متعددی ازجمله تحولات سیاسی، تحریم‌های اقتصادی، محدودیت‌های بانکی، ضعف در تبلیغات بین‌المللی، مشکلات صدور ویزا و زیرساخت‌های گردشگری می‌توانند در این روند نقش داشته باشند. رقابت شدید کشورهای منطقه نیز عامل دیگری است. کشورهایی که با سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه گردشگری، تسهیل قوانین و تبلیغات حرفه‌ای، سهم بیشتری از بازار جهانی سفر را جذب کرده‌اند، به‌طور طبیعی مقصدهای جایگزین برای گردشگران شده‌اند. اما این وضعیت هرچند نگران‌کننده، غیرقابل‌اصلاح نیست. ایران همچنان از نظر جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی در ردیف کشورهای منحصربه‌فرد جهان قرار دارد. آنچه نیاز است، برنامه‌ریزی جامع، ثبات در سیاست‌گذاری، بهبود زیرساخت‌ها، تسهیل فرایندهای اداری و تقویت دیپلماسی گردشگری است. باید تصویر ایران در رسانه‌های جهانی با روایت‌های مستند و جذاب اصلاح شود و از ظرفیت ایرانیان مقیم خارج از کشور به‌عنوان پل ارتباطی استفاده گردد. در پایان به این نکته اشاره داشته باشیم که کاهش حضور گردشگران خارجی در ایران فقط یک مسئله مربوط به صنعت گردشگری نیست؛ بلکه بحرانی در سطح ملی است که اقتصاد، فرهنگ، دیپلماسی و هویت اجتماعی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر چراغ گردشگری کم‌نور شود، سایه رکود بر بخش‌های مختلف جامعه گسترده خواهد شد. اکنون زمان آن است که با نگاهی راهبردی و فراتر از تصمیم‌های مقطعی، گردشگری را به‌عنوان یکی از ستون‌های توسعه پایدار کشور جدی بگیریم. ایران ظرفیت آن را دارد که دوباره به مقصدی جذاب برای جهان تبدیل شود؛ به شرط آنکه اراده‌ای ملی برای روشن نگه داشتن چراغ مهمانخانه این سرزمین شکل گیرد. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی