[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۷
  • دوره جدید

سینما علیه کشتار جمعی، روزنامه شیراز نوین

درخت گردو به عنوان تازه‌ترین ساخته محمد حسین مهدویان، خبرسازترین اثر به نمایش درآمده در جشنواره سی و هشتم بود. به عقیده برخی، این فیلم برخلاف آثار قبلی فیلم‌ساز که برای مخاطب داخلی ساخته شده اند کارکرد خارجی دارد و برای جشنواره‌های خارجی ساخته شده است. حتی خود مهدویان نیز در گفت و گویی با یکی از خبرگزاری‌ها به این موضوع اشاره داشته و گفته است در طول ساخت فیلم حتماً به مخاطب جهانی فکر می‌کردم. به نظرم آمد موضوع فیلم انسانی و قابل درک و موقعیت قابل تکثیری برای همه جای دنیاست و استفاده از سلاح کشتار جمعی بحران بشری است که باید مردم دنیا به طور دقیق و با جزئیات بفهمند که وقتی می‌گوییم استفاده از سلاح کشتار جمعی یک عمل غیرانسانی است. منظور ما چیست؟ مهران مدیری نیز به عنوان بازیگر درخت گردو در نشست خبری این فیلم با اشاره به حضورش در جبهه‌های جنگ تحمیلی گفت: من نه تنها در جبهه برای رزمندگان اسلام نمایش اجرا می‌کرده‌ام؛ بلکه جنگیده‌ام و یکی از دلایل بازی در این فیلم این بود که من خودم در دل این فاجعه بودم. او در ادامه گفت: من عاشق مردم کرد هستم. در دوران جنگ تحمیلی در کردستان بودم و سال‌ها با این مردم زندگی کرده‌ام و دوستان کرد بسیاری دارم. آنها بسیار شریف، اهل کتاب، باسواد و با وجود تمام محرومیت‌ها انسان‌های دوست‌داشتنی و آدم‌حسابی هستند. یکی دیگر از نکات قابل ذکر درباره فیلم درخت گردو اعلام انصراف پیمان معادی از حضور در جشنواره فیلم فجر امسال بود که با انتشار متنی با این تیتر  در صفحه اينستاگرامی خود خبرساز شد. من با کدام دل شاد بروم جشنواره که جشن بگیرم؟ نمی‌توانم؛ ولی جالب است که او در روز چهارم جشنواره و در نشست خبری فیلم درخت گردو هرچند حضور فیزیکی نداشت؛ ولی در تماسی تلفنی با اصحاب رسانه صحبت کرد.
یکی دیگر از آثاری که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، فیلم دوزیست بود.دوزیست ساخته برزو نیک‌نژاد در حقیقت یک فیلمفارسی متوسط است که باید در دهه پنجاه خورشیدی ساخته می‌شد؛ زیرا همه  ویژگی‌ها و شاخصه‌های فیلمفارسی مثل خشونت و هوس‌رانی را در خود دارد. فیلم آنگونه که از نامش پیداست، اشاره‌ای به نوع زیست قورباغه دارد و قرار است درباره دغل‌دوستان باشد و با روایت هم‌زمان و موازی سرقت یک گاوصندوق و یک عروسی آغاز می‌شود؛ ولی در ادامه ماجرای سرقت به فراموشی سپرده شده، مسئله اصلی داستان نجات دختری بی‌پناه از چنگال یک مرد هوس‌ران می‌شود. علاوه بر این، بیشتر خرده‌روایت‌های داستان اصلی نیز غیر از آنکه هیچ نقشی در پیشبرد قصه اصلی ندارند، در نیمه راه به حال خود رها شده و ناقص می‌مانند. به یاد بیاوریم داستان عاشقانه سعید پورصمیمی ‌و مدل تبلیغاتی شدن عطا را که تازه در بخش‌های پایانی فیلم، آن هم به صورت نصفه و نیمه پی گرفته می‌شود. نکته دیگر اینکه در این فیلم شخصیت‌ها و داستان هیچ عمقی ندارند و همه عناصر در سطح به سر می‌برند. شاید مهم‌ترین مشکل این فیلم به نوع نگاه سازنده آن برگردد که با امکانات محدود و بودجه‌ای اندک که معمولاً در مدیوم تلویزیون شاهد آنیم، به دنبال انبوه‌سازی و سری‌دوزی در مدیوم سینما بوده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی