[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۵۰
  • دوره جدید

شلوارهای وصله‌دار، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

همین‌طور سرانگشتی هم بخواهیم حساب کنیم تعداد مشکلات و بحران‌های پیش آمده از قبل مدیریت نابلد در کشور از حد گذشته است. در یک هفته گذشته وحجم تبلیغات انجام شده نامزدهای انتخابات مجلس یازدهم گواهی براین داستان است که در تمامی زمینه‌ها‌ دچار مشکل هستیم واین مشکلات نخ نماشده است. تنها محلی هم که اوضاع واحوال را روبه‌راه نشان‌ می‌دهد رسانه ملی و تبلیغات دولتی است که معتقدند حجم سرمایه‌گذاری، صادرات و... افزایش داشته است وفراموش کردند بگویند قرارمان تا سال 1400 چه بود چه شد. قبلاً بقالی سر محل احیاناً دست به گران‌فروشی واحتکار کالاهای اساسی ومورد نیاز مردم ‌می‌زد و یک سازمانی درست کردند بنام تعزیرات حکومتی که شاید در بازرسی‌های خود از این دکان کوچک، برخورد نقدی هم صورت‌می‌گرفت که البته دردی از مردم دوا نمی‌کرد چراکه تخلف کردن و پول‌دادن به اصلاح امورختم نمی‌شود، خصوصاً آنکه پرداخت جریمه از میزان جرم وفرهنگ آسیب‌دیده کمتر باشد و اصولاً اینکه فرهنگ اجتماعی را به سمتی ببریم که افراد بگویند، خلاف ‌می‌کنم پولشو می‌دم، یک آسیب جدی در چهار دهه گذشته بوده است...

حالا کار از چند تُن شکر احتکار شده توسط افراد صاحب نفوذ و قاچاق ارز توسط فلان نماینده مجلس و خرید کالاهای غیر ضروری با ارز 4200 تومانی وفساد در ادارات وگرفتن رشوه و... گذشته و کار به گروه دکترها رسیده است. دکترهایی که حاضر نیستند از ویزیت خود کمی بکاهند، از دستمزد عمل جراحی کمی بکاهند، کارتخوان نصب کنند تا میزان درآمدهایشان برای پرداخت مالیات شفاف باشد. متأسفانه کار از این ساده‌اندیشی‌ها‌ گذشته و نوبت به احتکار دارو رسیده وهرچه شرایط روانی برای اشاعه یک بیماری بیشتر باشد سود پزشکان خصوصاً دارو فروش‌ها بیشتر ‌می‌شود.
این جهل عمومی تا چه زمان ادامه خواهد داشت، خدا می‌داند. فشار خبری برای انتشار کرونا و پُرشدن جیب یک عده خاص در نظام پزشکی کشور. گاهی به این موضوع فکر‌ می‌کنیم که شاید این ویروس خودساخته و آن خبر کذایی هر دو ساخته دست یک عده پول‌پرست سودجوست. آنانکه درچهار دهه گذشته دارو را درناصر خسرو فروختند و میلیارد میلیارد به اسم تحریم و انقلاب روانه جیب خودشان کردند.
اما دراین یک هفته تبلیغات متوجه شدیم همه، همه چیز را می‌دانند. از بیکاری خبر دارند از تأخیر در ازدواج جوانان وآسیب‌های اجتماعی و ازدواج سفید و داستان حجاب و مشکلات اقتصادی ملت خبردارند اما یک کلمه از کاهش ارزش پول ملی نگفتند! از رکود گفتند و از بی‌آبی و بی‌گازی نبود زیر ساخت‌ها‌ برای توسعه وسرمایه‌گذاری، گفتند وگفتند اما از کاهش ارزش پول ملی چیزی نگفتند. حتی افرادی که سابقه حضور درمجلس داشتند و چند باره برای ورود به مجلس داوطلب شدند همه چیز را می‌دانند، در واقع می‌دانند که توان برخورد با مشکلات را ندارند ونداشتند اما برای ورود به مجلس هراسان آمدند.
از گذشته گفتند که روزگارمان به این روز رسیده است وعلتش مدیران ناکارآمد بوده و هست، اما نگفتند در زمانی‌که ما درمجلس بودیم و برای انتخاب مدیران استانی دخالت‌های ناصواب‌ می‌کردیم، امروزمان محصول همان روش‌های غلط  دیروز خودشان بوده است وحالا باژست سازندگی برای فردا آمدند وباقی فضایا.
نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس باید به‌گونه‌ای‌ باشد که با یک دستفروش درکنار خیابان برخورد ‌می‌شود. آنی وبدون ملاحظه، جمع‌آوری بساط کذب درآن واحد، آنچه به اقتصاد درقالب دستفروشی ضرر می‌رساند، به اعتقادات و سرمایه گذاری ملت هم و البته میزان مشارکت آنان نیز ضرر‌ می‌رساند. کلام بسیار ساده والبته ارزشمند است چرا که با سیاست دور خودمان دیوار‌ می‌کشیم وخود را تافته جدا بافته از ملت می‌دانیم. حتی صف نخبگان را از صف خودمان جدا می کنیم وتنها خودمان را می‌بینیم. این فرهنگ باید اصلاح شود والبته برای اصلاح این روند باید هزینه داد. خود انقلاب اسلامی در ایران و تقدیم شهدا به پیشگاه حق تعالی پرداخت هزینه‌های حریت ملت ایران بود.
برای اصلاح امور و نه آنچه دلالان سیاسی اقتصادی ‌می‌گویند، باید هزینه پرداخت.به‌طور وضوح دیده شد که برای ورود به قوه مقننه پیش از آنکه فرهنگ‌سازی شود به دنبال نقطه‌ضعف بزرگ ملت که همون گرسنگی است، رفتند. نامزدها آنقدر که برای خوردن هزینه کردند برای فرهنگ وپشتیبانی از فرهنگ هزینه نکردند. در واقع به‌طور پیوسته این رخداد را شاهد بوده وهستیم. به‌طور مثال معنای نبود کاغذ وتحریم را نیز فهمیدیم. عده‌ای‌ کاغذ هوا‌ می‌کنند و عده‌ای‌ برای انتشار یک کتاب درمانده شدند. کارت‌های ملی در صف نبود کاغذ گیر کرد و بعضی با کاغذ خیابان فرش ‌می‌کنند.
بگذریم، ما اگر دنبال مشارکت در حوزه سیاست بوده وهستیم باید گفت مشارکت در این حوزه با سایر حوزه‌ها‌ بسیار متفاوت است. اگر مشارکت درحوزه سیاست فزونی داشت شاهد حضور تکراری بعضی سیاست‌مداران نبودیم. به‌طور قطع  افرادی از صف نخبگان بی‌شمار افرادی برای این امور پا پیش ‌می‌گذاشتند. اما اقتصاد دان در کشور برای ورود به مجلس فقط یک نفر است. آن‌هم بدون تأثیر درسنوات گذشته چرا که نوع رفتار وکردار آنان را در گذشته ودوره‌های پیشین مجلس تجربه کرده‌ایم. چرا که به فرموده حضرات امروز تأثیر فعالیت‌های غلط دیروزاست، پس چرا ملت باید دوباره به دیروز رأی بدهند. حالا یک روز از رأی گیری گذشته است و امیدواریم مردم به دیروز رأی نداده باشند.  بعضی افراد یک انتخاب غلط هستند چرا که رفتاردیروزشان مشکلات امروز را رقم زده است.
به ‌نظر می‌رسد افرادی که قرار است در چهار سال آینده نامزد ورود به مجلس دوازدهم شوند باید از هم اکنون فعالیت‌های تبلیغی خود را آغاز ودرعرصه‌های سیاسی اقتصادی واجتماعی تأثیر‌گذار باشند وکارنامه کارآیی خود را ارایه دهند. صلاحیت آنان نیز باید یکسال پیش از انتخابات دوازده تأیید یا تکذیب شود تا مردم بدانند با چه کسی طرف حساب هستند. اینکه سناتور‌های تاریخ گذشته از بی‌کسی احزاب دوباره و چندباره متقاضی ورود به مجلس ‌می‌شوند و در یک فرصت یک هفته‌ای‌ با پوستر رأی جمع ‌می‌کنند یک آسیب جدی به فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشور است. در واقع مردم با حضور پای صندوق‌های رأی در یک حالت بلاتکلیفی وتعارف قرار دارند. رأی دادن به پسر خاله مشتی رحمت که قبلاً کدخدا بوده یک اشتباه فاحش است که نباید تکرار شود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی