[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۹۱
  • دوره جدید

معیشت زیر سایه تیترها، روزنامه شیراز نوین

معیشت 
زیر  سایه تیترها

در جهان امروز، اقتصاد تنها در کارخانه‌ها، بانک‌ها و بازارها شکل نمی‌گیرد؛ بخش مهمی از آن در رسانه‌ها ساخته می‌شود. آنچه مردم درباره قیمت‌ها، آینده معیشت، ثبات بازار و حتی امنیت اقتصادی باور می‌کنند، بیش از آنکه از آمار رسمی تأثیر بگیرد، از «روایت‌هایی» تأثیر می‌پذیرد که رسانه‌ها تولید و بازتاب می‌کنند. به بیان ساده‌تر، اقتصاد همان‌قدر که واقعیت دارد، تصور هم دارد و رسانه‌ها سازندگان اصلی این تصورند. سال‌هاست اقتصاددانان از مفهومی به نام «انتظارات» حرف می‌زنند؛ انتظاراتی که می‌تواند پیش از هر اتفاق واقعی، بازار را جابه‌جا کند. این انتظارات از کجا می‌آید؟ از شبکه‌ای پیچیده از خبرها، تحلیل‌ها، گفت‌وگوها، تیترها، شایعات و حتی کلیپ‌های کوتاهی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود. رسانه‌ها نه فقط گزارش‌دهنده اوضاع اقتصادی، بلکه شکل‌دهنده ذهنیت جمعی درباره وضعیت اقتصاد هستند. وقتی رسانه‌ها مداوم از «گرانی»، «قحطی»، «کمبود» یا «ورشکستگی بازار» حرف می‌زنند، حتی اگر این گزاره‌ها در واقعیت شدت بالایی نداشته باشد، مردم واکنش نشان می‌دهند؛ خریدهای احتیاطی آغاز می‌شود، تقاضا بالا می‌رود، قیمت‌ها ناگهان تکان می‌خورند و تولیدکننده با دیدن این رفتارها، عرضه را محدودتر می‌کند تا از ریسک ضرر احتمالی جلوگیری کند. در این نقطه، آنچه رخ می‌دهد نه از اقتصاد واقعی، بلکه از اقتصاد روایت‌ها سرچشمه می‌گیرد. از سوی دیگر، رسانه‌هایی که بیش از حد تصویر گل‌وبلبل از اقتصاد ارائه می‌دهند نیز به گونه دیگری آسیب می‌زنند. وقتی واقعیت معیشت مردم با آنچه رسانه‌ها روایت می‌کنند فاصله داشته باشد، اعتماد عمومی فرومی‌ریزد. مردم می‌دانند قیمت‌ها چیست، دخلشان چقدر است و هزینه‌های‌شان چطور سنگین‌تر شده است. اگر روایت رسمی با تجربه عینی آن‌ها هماهنگ نباشد، شکاف اعتماد به وجود می‌آید؛ شکافی که پر کردنش از هر سیاست اقتصادی دشوارتر است. این وسط، رسانه‌های اجتماعی نقشی دوگانه و گاهی خطرناک دارند؛ از یک سو، بستری شده‌اند برای انتشار سریع اخبار اقتصادی و تحلیل‌های فوری و از سوی دیگر به دلیل نبود سازوکارهای نظارت حرفه‌ای، کوچک‌ترین خبر بدون منبع می‌تواند مثل جرقه‌ای بازار را ملتهب کند. یک توییت ناشناس درباره افزایش قیمت یک کالا می‌تواند تقاضایی مصنوعی بسازد که دولت و بازار را برای روزها گرفتار کند. همین‌جاست که اهمیت «مسئولیت رسانه‌ای» دوچندان می‌شود.رسانه‌های حرفه‌ای وظیفه دارند میان روایت‌سازی و واقعیت‌نمایی تعادل برقرار کنند. نه باید با بزرگ‌نمایی بحران‌ها، نااطمینانی را تشدید کنند و نه با پنهان‌کاری و خوش‌نمایی، مردم را از حقیقت دور نگه دارند. مهم‌ترین نقش رسانه در اقتصاد، ایجاد تصویری شفاف، صادقانه و مبتنی بر اطلاعات دقیق است؛ تصویری که به شکل‌گیری انتظارات واقع‌بینانه کمک کند. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران نیز باید بدانند که هر تصمیم اقتصادی بدون روایت صحیح، نیمه‌کاره می‌ماند. اگر مردم فلسفه یک سیاست، جزئیات آن، زمان‌بندی، آثار کوتاه‌مدت و مزایای بلندمدت آن را ندانند، ممکن است تصمیمی که در اصل درست است، در افکار عمومی اشتباه جلوه کند. تجربه نشان داده حتی سیاست‌های مؤثر اقتصادی بدون «روایت‌سازی درست» با شکست مواجه می‌شوند. مردم باید بدانند قرار است چه اتفاقی بیفتد و چرا.
در فضای امروز که جنگ روایت‌ها از جنگ اقتصادی هم شدیدتر است، رسانه‌ها باید به ابزار اعتمادسازی تبدیل شوند. این اعتماد زمانی ساخته می‌شود که روایت رسانه‌ای با واقعیت زندگی مردم تناقض نداشته باشد. مردم از رسانه‌ها انتظار ندارند مشکلات اقتصادی را پنهان کنند؛ انتظار دارند آن‌ها را درست و بدون هیجان‌سازی توضیح دهند. در نهایت باید پذیرفت که اقتصاد در خلأ شکل نمی‌گیرد؛ اقتصاد در ذهن مردم، در رفتار روزمره، در گفت‌وگوهای خانوادگی و در برداشت عمومی از آینده شکل می‌گیرد. رسانه‌ها نگهبانان و مهندسان این برداشت جمعی هستند. اگر روایت درست، دقیق و منصفانه باشد، اقتصاد نیز در مسیر درست حرکت می‌کند. اما اگر روایت‌ها غلط، تحریف‌شده یا هیجانی باشد، اقتصاد واقعی نیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و حتی سیاست‌های درست هم نتیجه مطلوب نمی‌دهد. اقتصاد روایت‌ها، اقتصادی است که در آن رسانه‌ها نه فقط منعکس‌کننده وضعیت معیشت‌اند، بلکه همراه با مردم و سیاست‌گذاران، بخشی از ساختار واقعی اقتصاد را می‌سازند. این مسئولیت سنگین، اگر جدی گرفته شود، می‌تواند زمینه‌ساز ثبات روانی بازار و به‌تبع آن ثبات اقتصادی باشد؛ اما اگر نادیده گرفته شود، نتیجه‌اش چیزی جز تشدید بی‌اعتمادی و افزایش تلاطم نخواهد بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی