طلای زمین، روزنامه شیراز نوین
طلای زمین
نقش گندم در امنیت غذایی راهبردی است. در معادلات اقتصادی قرن بیستویکم، برخی کالاها صرفاً نقش تجاری ندارند، بلکه به عناصر تعیینکننده ثبات ملی تبدیل شدهاند. گندم بهعنوان یکی از برجستهترین محصولات کشاورزی نهتنها غذای پایه میلیونها انسان را تأمین میکند، بلکه شاخصی مهم برای سنجش استقلال اقتصادی، تابآوری ملی و ظرفیت مدیریت بحران در هر کشور بهشمار میرود. تجربه نوسانات شدید بازار جهانی در سالهای اخیر نشان داده است که گندم میتواند از یک محصول زراعی، به یک مؤلفه ژئوپلیتیک تبدیل شود.
گندم در ساختار مصرف غذایی بسیاری از کشورها، بهویژه در جوامعی که نان غذای اصلی محسوب میشود، جایگاه محوری دارد. وابستگی مستقیم امنیت غذایی به این محصول باعثشده است که سیاستگذاری در حوزه آن، صرفاً یک موضوع کشاورزی نباشد، بلکه به بخشی از راهبرد کلان اقتصادی و حتی امنیت ملی تبدیل شود. در همین راستا باید در قیمتگذاری این محصول استراتژیک با دقت و درایت فراوان وارد میدان شد. افزایش بیضابطه بهای گندم به خالی شدن سفرهها میانجامد و هرگونه درنگ در قیمتگذاری منطقی به زیان کشاورزان است.
در سطح تولید، کشت گندم سهم قابلتوجهی در اشتغال روستایی دارد. چرخه کاشت، داشت و برداشت، به همراه حملونقل، ذخیرهسازی و صنایع تبدیلی، زنجیرهای گسترده از فعالیتهای اقتصادی را شکل میدهد. هرگونه افت در تولید داخلی، علاوه بر کاهش درآمد کشاورزان، میتواند به مهاجرت روستایی و تضعیف ساختار تولید ملی منجر شود. در سطح تجارت خارجی، گندم یکی از مهمترین اقلام مبادله ای در بازار جهانی است. کشورهایی مانند روسیه، ایالات متحده آمریکا، کانادا و فرانسه از بازیگران اصلی صادرات گندم بهشمار میروند.
تمرکز تولید در چند کشور محدود، سبب شده است که بازار جهانی این محصول نسبت به تحولات سیاسی و اقلیمی بسیار حساس باشد. برای نمونه، بحران ناشی از جنگ میان روسیه و اوکراین نشان داد که اختلال در صادرات دو کشور میتواند قیمت جهانی گندم را به سرعت افزایش داده و کشورهای واردکننده را با بحران ارزی و غذایی مواجه کند. در سطح ثبات داخلی، گندم مستقیماً با قیمت نان و سایر کالاهای اساسی مرتبط است. در بسیاری از کشورها، نان کالایی یارانهای است و دولتها برای جلوگیری از فشار تورمی بر خانوارها، قیمت آن را مدیریت میکنند. هرگونه افزایش ناگهانی در هزینه تأمین گندم، میتواند به افزایش هزینههای بودجهای دولت یا رشد قیمت مصرفکننده منجر شود. از این منظر، گندم نهتنها کالایی اقتصادی، بلکه متغیری تأثیرگذار بر ثبات اجتماعی است.
در این میان مسئله خودکفایی در تولید گندم نیز همواره محل بحث بوده است. برخی اقتصاددانان بر مزیت نسبی و تجارت آزاد تأکید دارند، درحالیکه گروهی دیگر باتوجهبه ریسکهای ژئوپلیتیک، بر ضرورت تأمین بخش عمده نیاز از داخل کشور پافشاری میکنند. واقعیت آن است که در شرایط بیثباتی جهانی، اتکای کامل به واردات میتواند پرهزینه و خطرناک باشد. در مقابل، خودکفایی بدونتوجه به بهرهوری نیز ممکن است منجر به مصرف بیرویه منابع آب و خاک شود. چالش منابع آب یکی از مهمترین ملاحظات تولید گندم در کشورهای خشک و نیمه خشک است. تولید سنتی و کم بازده، فشار سنگینی بر منابع زیرزمینی وارد میکند. بنابراین، راهبرد پایدار نه صرفاً افزایش سطح زیر کشت، بلکه ارتقای بهرهوری از طریق اصلاح بذر، توسعه آبیاری نوین، مکانیزاسیون و کشاورزی هوشمند است.
افزایش عملکرد در واحد سطح میتواند شکاف میان تولید و مصرف را بدون تخریب منابع طبیعی کاهش دهد. نکته مهم دیگر، مدیریت ذخایر راهبردی است. بسیاری از کشورها با تشکیل ذخایر استراتژیک گندم، خود را در برابر شوکهای قیمتی و کمبود عرضه بیمه میکنند. این ذخایر در زمان بحران، امکان تنظیم بازار و جلوگیری از جهش ناگهانی قیمت را فراهم میکند. نبود ذخیره کافی میتواند یک بحران خارجی را به سرعت به بحران داخلی تبدیل کند.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین