[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۵۰
  • دوره جدید

سفره مستضعفین، روزنامه شیراز نوین

 فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تورم موجود را نمی‌توان 40 درصد فرض کرد. فرض 40درصدی تورم دراقتصاد کشور آماری خودساخته از سوی دولت است که باور آن بسیار سخت است. دولت از ماه‌های گذشته با انتشار این خبرکه درسال 99 میزان پرداخت حقوق ودستمزد کارکنان خودرا 15 درصد افزایش خواهد داد به موج بزرگ تورم دامن زد. انتشار این خبر یک عملیات روانی نه چندان پیچیده برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی تیم اقتصادی دولت بود. دولت اگر مطابق همین آمار خودساخته هم بخواهد سبد خرید کارکنان خود را تقویت کند باز هم 25 درصد به آنان بدهکار است چرا که فرض اضافه حقوق 15 درصدی تا رقم 40 درصد تورم وبا یک محاسبه سرانگشتی بازهم دولت را به کارکنان خود بدهکار نگه می‌دارد...

دولتی که مردم با مشارکت درامر انتخابات به آن مشروعیت داده‌اند درواقع قدمی برای بهبود وضعیت معیشتی آنان برنداشته ودرتمام این سال‌ها مردم فقط شاهد درگیری درحوزه قدرت و ثروت بوده‌اند وچرا سهم‌خواهی این افراد از سفره انقلابی که مستضعفین وارث آن هستند تمامی ندارد به یک پرسش بی‌جواب در چهل سال گذشته تبدیل شده است.
دولت نهم ودهم را مثال نمی‌زنیم چرا که اگر هم گله‌ای‌ هست دگر حوصله‌ای‌ نیست. اما دولت یازدهم ودوازدهم که هم اکنون مشغول تخریب عمیق حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی واجتماعی است باید درفرصت باقی مانده به خودآید تا وضعیت را سامان بخشد. یکی از مشکلات بزرگ کشور درحوزه سیاست،  بدون اعلام گزارش رفتن مسئولان از حوزه قدرت مطلق است.
 درواقع این افراد تا درحوزه قدرت مطلق قرار دارند هیچ گزارشی از عملکرد خود به مردم اعلام نمی‌کنند و پس از گذر از دوران هشت ساله بدون هیچ پاسخی به ملت ناپدید ‌می‌شوند و باقی قضایا. داستان استیضاحی هم که بعضی نمایندگان مجلس دهم کلید زدند با عملیات زیرمیزی خنثی شد و حتی به مرحله پس گرفت امضا‌ها‌ درخصوص استیضاح فلان وزیر رسید. در واقع درهیچ مرحله‌ای‌ نمایندگان مردم! از دولت در مورد وضعیت پریشان اقتصادی پرسش نکردند و دلیل آن را هم ‌می‌توان فساد حاکم دراحوال اقتصادی بعضی نمایندگان جویا شد. عدم طرح این موضوع مهم درمجلس که چرا دولت درحوزه اقتصاد، ارزش پول ملی را تا این حد تنزل داده به موضوع مهم وپرسشی بزرگ در اذهان عمومی تبدیل ساخته است.
ما زمانی ‌می‌توانیم در حوزه جنگ نرم درمیزگردی تخصصی با حضور صاحب‌نظران شرکت کنیم که درد کشیده زیر خط فقر و بیکاری باشیم درغیر این صورت تمام سخنرانی‌های انجام شده ودرحال انجام دراین رابطه بی اعتبار است. دولت عملاً در حوزه تهاجمی جنگ نرم هم سرباز دارد، هم افسر وهم صاحب‌رسانه است.
طراحی تخریب اعتماد عمومی توسط افسران جنگ نرم باموفقیت کامل درحال انجام است و رسانه‌های داخلی بزرگترین خدمت را به دولت درانتشار اخبار این موفقیت ارایه ‌می‌دهند. درسانه‌های داخلی درحال انتشار اخبار تورم درحوزه اقتصاد هستند اما با کمال تأسف تیتر و یا خبری درخصوص فاجعه کاهش ارزش پول ملی منتشر نمی‌شود وحتی اقتصاد‌دانان وصاحبان سرمایه نیز دراین مورد صحبتی نمی‌کنند.
دیگر نمی‌توان صاحبان سرمایه را به عنوان کارآفرین مورد خطاب قرار داد چرا که اقتصاد متمایل به قاچاق، کارآفرینی نمی‌کند و درپرداخت مالیات وسهم بیمه تأمین اجتماعی نقشی ندارد.
نقطه سر خط-  دولت باید به جای افزایش حقوق ودستمزد کارکنان خود که مهر تأییدی برتورم سال آتی است به مهار تورم وحفظ ارزش پول ملی همت ‌می‌کرد. هرچه دربین ملت پول‌پاشی بیشتر شود تورم هم افزایش خواهد یافت. در واقع با درصد تورم سال آتی و میزان افزایش حقوق‌ها‌ باز هم‌ می‌توان ادعا کرد درهمین نقطه وگاهاً پایین‌تر ایستاده‌ایم. چرا که اعلام رشد تورم به خودی خود تورم زاست.
متأسفانه تیم اقتصادی دولت درسطوح ملی واستانی بی‌کفایتی خود را به اثبات رسانده است. یکی از دلایل این بی‌کفایتی‌ها‌ جداسازی صف کارمندان از کارگران است. دولت درحالی که دستش در جیب صندوق‌های کارگری است اما فکری به حال ترمیم دریافتی‌های آنان نمی‌کند.
اعتراض نمایندگان کارگران هم چونان سال‌های گذشته بی‌تأثیر خواهد بود. سازمان بزرگ تأمین اجتماعی کارگران کشور را‌ می‌توان در مثالی به شترمرغ تشبیه نمود. چرا که به هنگام برداشت‌های غیر مجازنقدی، این صندوق به نهادی دولتی و با حاکمیت آن تبدیل ‌می‌شود و به هنگام ارایه خدمات وهمسان‌سازی حقوق کارگران به سازمانی ناتوان و بحران‌زده تبدیل ‌می‌شود.
یکی از دلایل اجباری شدن بحث بیمه‌های تأمین اجتماعی و برخورداری از تحکم قضایی دراین رابطه همین داستان شترمرغ است. چرا که کارگران بی‌نوا باید حق‌السهم بیمه‌ای‌ خود را به نرخ روز به این سازمان‌ بحران‌زده پرداخت کنند اما درموعد مقرر اجرای تعهدات  به نرخ گذشته و نه همسان‌سازی شده، بهره‌مند شوند. با نگاهی به دریافتی بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی به این فاجعه بزرگ پی می‌بریم که خبری از عدالت نیست. 
در واقع عده‌ای،‌ سازمانی برای رفاه خودشان تأسیس کرده‌اند و در این وادی نیزموفق بوده‌اند. 
به‌نظر می‌رسد باید دولت را وادار کرد در دو حوزه مهم یکی بازگرداندن ارزش پول ملی ومهار تورم ودوم استفاده ازتیم اقتصادی لایق وتوجه به معیشت ملت همت گمارد. این اقتصاد نابسامان را باید به سامان رساند و پاکدستان هرچند به افسانه تبدیل شده، اما باید وارد میدان جهاد و شهادت شوند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی