[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۵۰
  • دوره جدید

حسرت روزهای رفته، روزنامه شیراز نوین

لیلا شیخی - نویسنده و کارشناس تئاتر 
این روزها که به دلیل شیوع ویروس مهلک کرونا در کشور حتی دست دادن به اعضای خانواده، دوستان و عزیزان هم یک خطر بالقوه محسوب می‌شود و به همین دلیل مدارس، دانشگاه‌ها، گردش و تفریح، خرید و حتی ملاقات بیماران در بیمارستان‌ها ایضاً نمایش فیلم در سالن‌های سینما و اجرای تئاتر در تالار‌های نمایش کشور به کلی تعطیل شده، به وضعیت تئاتر ایران فکر می‌کردم. به این موضوع که اگر چندسال پیش آن را همانند یک بیمار رو به موت می‌دیدیم، در این روزهای نحس کرونایی درباره تئاتر نیمه‌جان ایران چه می‌توان گفت و شنید؟ راستی آن روزها که همگی از وضعیت بد تئاتر می‌نالیدیم، چراغ تمامی ‌سالن‌های تئاتر و سینما در سراسر کشور روشن بود؛ حتی با کورسویی و این روزها که هیچ چراغی بر سردر سالن‌های سینما و تئاتر روشن نیست، چه باید گفت؟ آیا هرگز به چنین روزهایی فکر کرده بودیم؟ در این مقال نگاهی داشته‌ام به شکوه‌ها و شکایت‌های اهالی تئاتر از وضعیت آن روزها به امید روزهای بهتر و پربارتر برای هنر تئاتر ایران زمین. چند سال پیش دکتر قطب‌الدین صادقی، استاد دانشگاه، کارگردان و نویسنده تئاتر وضعیت تئاتر در ایران را خیلی معمولی ارزیابی کرد و گفت: «کارهای کوچک زیاد و کارهای بزرگ کم شده است. اطراف ما پر از کوچک‌ها شده‌ است. تئاتر کوچک، بازیگر کوچک، اجرای کوچک، سالن کوچک و حتی کارگردان کوچک. به طرف یک شلوغی بی‌نتیجه پیش می‌رویم که در آن تئاتر روحیه آماتوری پیدا می‌کند. همه چیز سر جایش است. تالار وحدت، تئاتر شهر و سالن‌های دیگر، جشنواره‌ها و تئاتر دانشجویی سر جایشان هستند؛ اما کار نخبه‌ حرفه‌ای صورت نمی‌گیرد و این خطر بزرگی برای تئاتر ماست.» در همان ایام، عبدالحی شماسی، نمایشنامه‌نویس و استاد دانشگاه  نیز درباره وضعیت تئاتر کشور گفته بود: «هر وقت کسی بخواهد صحبت کند، ناخودآگاه فکر می‌کند که این حرف‌ها را بارها و بارها تکرار کرده است. این موضوع به این دلیل است که معضل هنوز تکرار می‌شود؛ چون وضعیت مدام تکرار می‌شود. فکر می‌کنم هنرمندان وظیفه‌ای را که بر عهده دارند خیلی خوب می‌شناسند و ضرورت ارتقای فرهنگ را درک می‌کنند. این را به آن دلیل می‌گویم که تئاتر هیچ منفعت مالی برای هنرمندانش ندارد جز اینکه شاهد یک قدم بیشتر برای بالا رفتن سطح فرهنگ جامعه باشند، نفعی نمی‌برند که تازه امتیاز آن هم به همه می‌رسد. تا حدی که می‌توان در رفتارهای روزانه شاهد تغییر فرهنگ بود. هر گام که از این پلکان به بالا برداشته می‌شود، به همسو و همسان شدن فرهنگ معمولی مردم سراسر کشور می‌انجامد.» نغمه ثمینی، نمایشنامه‌نویس و مدرس دانشگاه، هم در همان روزها چنین اظهار نظر کرده بود که «در سال‌های اخیر، تئاتر وضعیت پرفراز و نشیبی را طی کرده و حواشی تئاتر حجیم‌تر از اصل تئاتر شده است. علی‌رغم اینکه همه سعی می‌کنند تولید داشته باشند و کار خوبی ارائه دهند؛ ولی گاه این حواشی مانع انجام کار می‌شود و نتیجه آن از دست دادن انرژی و بروز مسائل مهمی ‌است که می‌توانند مدام بزرگ‌تر شوند. به هر حال فکر می‌کنم در شرایطی که از بیرون جامعه تئاتری، کمتر دست کمکی به سوی تئاتر دراز می‌شود و در شرایطی که تئاتر خانواده‌ای مهجور است که سخت می‌تواند به دیگری متکی باشد، بدترین کار این است که میان خودش، فضای صلح و اعتماد را از دست بدهد. اگر این خانواده خودش را از حرف‌های درگوشی و اتهام نجات دهد، می‌تواند با بضاعتی که دارد گسترش تئاتر در کشور را شاهد باشد. همین بضاعت اندک تئاتر ایران را به عنوان یک پدیده به جهان شناسانده است.» ثمینی چنین ادامه می‌دهد: «آنچه من می‌بینم یک قدرت بالقوه برای مطرح شدن به صورت پویا در جامعه تئاتر است و البته تردید ندارم که خانه تئاتر می‌تواند نقش مهمی ‌در ایجاد این فضا داشته باشد، نقشی مهم و دشوار. اگر تئاتری‌ها نسبت به آن هم بی‌اعتماد شوند دیگر هیچ امیدی برای ایجاد ارتباط درست باقی نخواهد ماند.» خوب یادم است که چیستا یثربی، نمایشنامه‌نویس هم درباره وضعیت تئاتر کشور این گونه داد سخن داده بود که: «تئاتر در ایران هیچ‌گاه از یک وضعیت ثابت برخوردار نبوده و همواره بین مسائل فرهنگی و انواع هنری است و خیز داشته و در این میان به شدت وابسته مدیریت بوده است. در واقع مدیریت‌مدارترین شکل هنری تئاتر است؛ زیرا این هنر به راحتی می‌تواند تماشاگر را متحول کند و همواره سلیقه‌ها و نظرها در آن تأثیر می‌گذارند.» یثربی ادامه می‌دهد: «هرگز تئاتر آیین‌نامه مکتوب و مدونی نداشته است. برای مثال به جشنواره فجر نگاه کنید. سال 72 جشنواره غیررقابتی می‌شود. سال 76 دوباره رقابتی و سال قبل دوباره غیررقابتی. سال جدید شاید... و به قول فرشید ابراهیمیان، منتقد تئاتر و استاد دانشگاه «تئاتر ما در شرایطی که هنوز برای جلب و جذب و ارتباط کامل با تماشاگران مشکل دارد به سمت و سویی کشانده می‌شود که در اکثر مواقع فقط ارزش‌های استتیکی یا زیبایی شناسانه آثار اهمیت پیدا کرده‌اند. از سوی دیگر عدم ارتباط تئاتر با دستاوردهای علمی ‌و عدم استفاده از این دستاوردها در فرآیند خلاقیت، عواملی هستند که بر روند ارتباط تأثیر می‌گذارد که به وسیله فراهم کردن زمینه‌های آموزشی لازم و حضور در مجامع فرهنگی هنری بین‌المللی می‌توان به رفع آن پرداخت.» نکته آخر این یادداشت را از همایون علی‌آبادی، منتقد تئاتر وام گرفته‌ام که همان روزها در بخشی از یک مصاحبه گفته بود: «اگر روزی اجرای صحنه نداشتیم، باور کنیم که همه چیز بر صحنه رفتن نیست.»

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی