گاراژ فردوسی شیراز؛ زخمی بر پیکر تاریخ، فریادی در سکوت، روزنامه شیراز نوین
گاراژ فردوسی شیراز؛
زخمی بر پیکر تاریخ، فریادی در سکوت
عبدالرضا حیدریاردکانی
گاراژ فردوسی، بنایی که روزگاری شاهد رونق و شکوفایی اقتصاد شیراز بوده، امروز به ویرانهای فراموششده بدل گشته و فریاد سکوتش، داغی است بر دل تاریخ و فرهنگ این دیار. گاراژ فردوسی در محدوده پل علی بن حمزه و دروازه اصفهان، نه فقط یک بنای آجری فرسوده، که یادگاری از دوران گذار و تحول در شیراز است. اوایل قرن بیستم، با ورود خودروها به ایران، نیاز به فضاهای خدماتی و تعمیرگاهی احساس شد و گاراژهایی مانند فردوسی، نقطهعطفی در تاریخ حملونقل شهری به شمار میآیند. این بنا با معماری خاص خود، که تلفیقی از سبکهای سنتی و مدرن است، شاهد ورود نخستین اتومبیلها به شیراز، دادوستدهای تجاری و رفتوآمدهای مردمی بوده است. آرکهای آجری بلند، بالکنهای تزیینی و فضاهای داخلی وسیع، هرکدام داستانی از گذشته را روایت میکنند؛ داستانی که امروز در غبار فراموشی و بیتوجهی، رو به زوال است. اما آنچه گاراژ فردوسی را از یک بنای تاریخی صرف متمایز میسازد، موقعیت مکانی آن است. این گاراژ در یکی از شریانهای حیاتی شهر، در قلب بافت تاریخی شیراز قرار دارد. سالهاست که این بنای باشکوه، در میان مغازههای مدرن و پرزرقوبرق، همچون غریبهای تنها، زیر بار بیمهری و غفلت، قامت خم کرده است. نمای آجری آن که زمانی مایه افتخار بوده، امروز ترک خورده و دیوارهایش شرح پریشانی را فریاد میزنند. سقف فروریخته و پنجرههای شکسته، گواه از بیتوجهی مسئولان و بیتفاوتی عابران است. این ویرانی سازمان یافته، تنها یک خسارت فیزیکی نیست؛ بلکه نمادی از رویکردی است که میراثفرهنگی را در اولویتهای خود قرار نمیدهد. گویی تاریخ برای ما تنها یک برگه کتاب است که ورق میخورد و فراموش میشود؛ نه یک گنجینه زنده که باید پاس داشته شود. در عصری که شهرهای جهان برای حفظ و احیای بناهای تاریخی خود هزینههای هنگفتی میکنند و از آنها بهعنوان جاذبههای گردشگری و موتورهای محرکه اقتصاد بهره میبرند، ما نظارهگر فروریختن تدریجی یکی از همین داشتههای ارزشمند خود هستیم. اینکه گاراژ فردوسی امروز به پاتوقی برای کارتنخوابها و محلی برای انباشت زباله بدل شده، نقطه مثبتی برای شیراز نیست. این بنا میتوانست با اندکی تدبیر و سرمایهگذاری، به یک مرکز فرهنگی، هنری، یا حتی تجاری تبدیل شود که هم هویت تاریخی شهر را پاس بدارد و هم برای جوانان اشتغالزایی کند. تصور کنید فضایی که بازسازی شده و در آن گالریهای هنری، کافههای سنتی، یا فروشگاههای صنایعدستی برپا شده باشد؛ فضایی که بازدیدکنندگان را به سفری در تاریخ شیراز دعوت کند. مکانی که میتوانست موزهای روباز از ماشینهای کلاسیک ایران و شیراز شود. یک موزه و نمایشگاه دائمی که خود بهتنهایی جاذبه عصر نو در این بافت بهشمار آید. ولی افسوس که در چند قدمی دروازه نامور اصفهان و ورودی بازار وکیل و پل تاریخی علی بن حمزه که طرحهای بازآفرینی و محوطهسازی در آنها بسیار اتفاق افتاده و رسانهای شده، به خواب بیتفاوتیها رفته است. باید دست به کار شد.
از مسئولان میراثفرهنگی، گردشگری و شهرداری شیراز مصرانه میخواهیم که با نگاهی جدیتر به این میراث فراموششده بنگرند و برای نجات گاراژ فردوسی، طرحی نو دراندازند. پیش از آنکه آخرین آجرهای این بنا نیز فرو ریزند و صدای فریاد تاریخ، در میان هیاهوی شهر گم شود.
آینده شیراز در گرو پاسداشت گذشته آن است و گاراژ فردوسی، بخشی جداییناپذیر از این گذشته پرافتخار.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین