[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۵
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

روزهای دلواپسی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

حافظه تاریخ به یاد می‌سپارد که عملکرد ما در روزهای سیاه کرونا چگونه بوده است. مردم ایران در سده معاصر تجربه‌های تلخی را پشت سر گذاشتند؛ ولی انگار هیچ‌یک از آنها همانند روزهایی که میزبان این ویروس مهاجم هستیم، نیست. از قحطی جنگ جهانی دوم که در ایران رواج پیدا کرد تا شیوع وبا و طاعون؛ از حماسه هشت سال دفاع مقدس که ردای شهادت بر قامت بهترین فرزندان میهن ایران کرد تا تحریم‌هایی که چهاردهه است گلوی ملت ایران را می‌فشارند؛ در میان همه این بحران‌های کلان، ما میزبان خرده‌بحران‌هایی نظیر سانچی، پلاسکو، هواپیمای اوکراینی، سیل‌های مهیب، زلزله‌های ویرانگر و موارد زیادی از این دست هم بودیم که فضای جامعه و افکار عمومی ‌را برای مدتی متأثر کرد

اما به نظر می‌رسد کووید 19 مثل هیچ کدام از این‌ها نیست. این پدیده ناشناخته به صورت هم‌زمان بر تمام ‌مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، سیاسی و همه رویدادهای جاری در زندگی مردم تأثیر گذاشت و هر لحظه بر حجم قربانیان خود می‌افزاید. در ابتدا گمان می‌رفت سایه سنگین کرونا برای چند روز و چند هفته بر سر مردم سنگینی کند و رفته رفته از آسیب‌های ناشی از آن رهایی یابیم؛ اما امروز بسیاری از محققان بر این باورند که ویروس خفاش و مورچه‌خوار مهمان زودگذر ما نیست و شاید تا ماه‌های زیادی نتوانیم به زندگی عادی بازگشته و همچنان از هم‌نشینی با عزیزانمان محروم بمانیم.
در نگاهی کلان‌تر، به نظر می‌رسد کووید 19 بدترین برهه زمانی را برای حمله به گربه خاورمیانه برگزیده است. بی‌ثباتی‌های اقتصادی سبب شده بسیاری از مردم به دهک‌های فرودست پرتاب شده و در حساب‌های بانکی ایرانیان، چیزی به عنوان پس‌انداز موجود نباشد. به همین دلیل است که در زمان قرنطینه حجم تردد در بالا و پایین شهر قابل قیاس با یکدیگر نیست و در محله‌های جنوبی، همچنان دست‌فروشی و خرده فعالیت‌ها برای امرار معاش ادامه دارد. در حقیقت، اقتصاد ایران دیگر مجالی برای تکانه‌ها و محرک‌های غیرمترقبه ندارد و اقشار فرودست جامعه، بزرگ‌ترین قربانیان کرونا به حساب می‌آیند. اگرچه در میان قربانیان کرونا نشانی از مقامات ارشد کشور هم دیده می‌شود؛ بحران گرسنگی و فقر همه دستورات قرنطینه و ایزولاسیون را نفی کرده و گرسنگان جامعه را برای فعالیت‌های روزمره به خیابان می‌فرستد. به همین دلیل، باید بسته‌های حمایتی دولت و همه دستگاه‌ها و نهادها زودتر برای اقشار بی‌بضاعت از راه برسد و به صورت لحظه‌ای، نیازهای معشیتی مردم را تأمین کند. به یاد داشته باشیم کووید 19 آن‌قدر مهاجم و خطرناک هست که عالی‌ترین نقاط کلانشهرها را آلوده ساخته و برای همیشه در خانه‌هایی که در مسیر مسیل‌ها ساخته شده‌اند، بماند. 
به موازات عقده‌های معیشتی که گریبانگیر بسیاری از ایرانیان است، ما در عرصه‌های روانی هم وضعیت خوبی نداریم؛ چرا که ملت ایران همواره در مسیر پمپاژ خبرهای بد از سراسر جهان قرار دارد و رسانه ملی که روزی روزگاری مدیوم اول کشور بود، نقش چندانی در ترمیم روحیه آحاد جامعه نداشته و بنیه روانی مردم در سال‌های سخت به حال خود رها شده است. البته بهای فعالیت فرهنگی هم که نقش بسزایی در تخلیه انرژی‌های منفی دارند سنخیتی با درآمد اقشار میانی و ضعیف جامعه نداشته و در این برهه است که مدیوم‌های آلوده زیرزمینی به جذب مخاطب مشغول می‌شوند. 
با نیم‌نگاهی به جامعه ایران درمی‌یابیم که شیوع افسردگی و خشونت‌های خانگی دست‌کمی ‌از گستردگی کرونا نداشته و دولت‌مردان وظیفه دارند در کنار مقابله با کووید 19، راهکاری برای مقابله با بحران‌های روانی و خشونت‌های پنهان بیابند. بحران‌هایی که در در ماه‌ها و سال‌های آینده نشانه‌های ویرانگر خود را به صورت خاموش و تدریجی برملا خواهد کرد و جامعه متحمل هزینه‌های گزافی خواهد شد. به همین دلیل، از دولتی که با شعار تدبیر و امید توانست مقبولیت عمومی ‌را از آن خود کند، انتظار می‌رود که در بروکراسی کمک‌های معیشتی گرفتار نیاید و برای افسردگی‌زدایی در بطن جامعه قدم‌های تأثیرگذاری بردارد. اولین قدم تأثیرگزار می‌تواند انعکاس آینه‌وار اخبار و رویدادها به مردم باشد. چنانچه رئیس دولت از بحران‌هایی که در بحبوحه آن هستیم و آسیب‌هایی که در آینده انتظارمان را می‌کشد، با صراحت و با شجاعت با مردم سخن گوید به طور حتم شاهد اشاعه جو مثبتی در جامعه خواهیم بود و همراهی مردم با تصمیمات کابینه بیشتر خواهد شد.
باید به یاد داشته باشیم ویروس مهلک خاور دور به سان هیچ یک از بحران‌هایی نیست که تابه‌حال با آنها روبرو بوده‌ایم. ملت ایران در روزهای پرتلاطم بمباران، در زیرزمین خانه‌ها و پناهگاه‌ها به دور یکدیگر جمع می‌شدند و با یکدلی و مهر شرقی توانسیتم وبا و طاعون و قحطی را پشت سرگذاریم. اما امروز چاره‌ای جز فاصله‌گذاری اجتماعی و در خانه ماندن نداریم و بهترین روزهای سال و عطر بهار نارنج در حالی عبور می‌کنند که باغ دلگشا، حافظیه، تخت جمشید، سعدیه، باغ ارم، سینماها و ورزشگاه‌ها از جمعیت خالی است. حافظه تاریخ به یاد می‌سپارد که عملکرد ما در دوران سیاه کرونا چگونه بوده است. 

سید مرتضی جعفری
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

سلام مخصوصا به لحاظ انتخاب تیتر تبریک می گم یک دنیا حرف داره

ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی