[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۸۸
  • دوره جدید

پیام مردم به منتخبان ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

انتخابات اخیر مجلس ثابت کرد گروه‌های سیاسی و فعال اقتصادی در دو جناح قادر به کسب اکثریت آرا نیستند. این عدم برخورداری از اکثریت آرا را می‌توان به یک شکست سیاسی تعبیر کرد و این قبیل گروه‌ها باید در رفتار خود در منظرعمومی‌ تجدیدنظر عمیقی داشته باشند؛ چراکه انتخابات‌های آتی پیش روست.
صف‌آرایی این گروه‌ها با قرار دادن یا ندادن مهره در ویترین انتخاب، به خودی خود نشان از عملکرد بسته سیاسی اقتصادی آنان دارد. گروه‌های درون‌گرا که حاضر به بازی با مهرهای جدید نسیتند؛ مهره‌هایی که برای حضور در عرصه‌های رقابتی و مسئولیتی، یا تربیت نشده‌اند یا آمادگی پذیرش مسئولیت‌های مهم را ندارند...

  این اتفاق در صف اصلاح‌طلبان افتاده است. اصلاح‌طلبانی که نتوانستند در انتخابات اخیر حائز حداقل‌های آرای مردمی ‌شوند، حالا سکوت اختیار کرده و انگار در لاک خود فرورفته‌اند؛ هرچند به دلیل تمام ‌کاستی‌ها و ناکامی‌های گذشته، در برابر اذهان کنجکاو و پرسشگر عمومی ‌مسئول‌اند و باید پاسخگو باشند. درواقع، آنان با این شکست و انزوا به پذیرش از دست دادن پایگاه‌های مردمی‌ خود صحه گذاشتند.
اصلاح‌طلبان حتی اگر فرصت به اصطلاح از دست رفته را در اختیار داشتند، باز هم در انتخابات مورد اقبال عمومی ‌قرار نمی‌گرفتند. هرچند در بهمن 98 پیش‌دستی کردند و لیستی ارائه ندادند؛ باز هم اعتقاد داشتند ایستادن در صف تأیید صلاحیت‌ها به معنای رد صلاحیت است؛ اما به خوبی روشن بود عدم مشارکت حداکثری و تمام‌قد آنان در رقابت‌ها، به معنای علم به از دست دادن پایگاه‌های مردمی ‌بود. از اسفند ماه گذشته تاکنون، هیچ اظهارنظری از سوی سه نفر از نمایندگان شیراز در خصوص مسائل و مشکلات روز نمی‌شود. انگار ابتدای اسفند، پایان دوره چهار ساله آنان بوده و کار برای مردم خاتمه یافته است!
وجود مشکلات پیش رو، حکایت از کم‌کاری نمایندگان دوره دهم دارد. منتخبان دوره یازدهم نیز در بهمن 98 بر پایه وجود این مشکلات تا توانستند بر ناکارآمدی مجلس دهم و دولت یازدهم تأکید کردند. حالا منتخبان دوره یازدهم مجلس با انبوهی از کارهای انجام نشده و بعضاً بحرانی روبرو هستند. آیا منتخبان یازدهم برای رفع مشکلات و بحران‌های پیش رو برنامه‌ای دارند و قادر به حل آن هستند؟ اموری که بیش از هر چیز نیازمند اعتبار و تأمین منابع مالی، خصوصاً بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی است؛ چراکه در یکی دو دهه گذشته ثابت شده دولت منابعی برای هزینه‌کرد در پروژه‌های بزرگ عمرانی و زیرساختی ندارد.
این واقعیت را خصوصاً یکی از منتخبان یازدهم که در دو دوره هشتم و نهم مجلس حضور داشته، به خوبی می‌داند و باید با برنامه‌ای دیگر به صحنه ورود می‌کرد؛ چراکه با علم به تهی بودن خزانه دولت، سر دادن شعار بهبود بخشیدن امور، کاری بس سؤال‌برانگیز است.
یکی از پرسش‌های مطرح در این زمینه، عدم توفیق در بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی در پروژه‌های عمرانی و زیرساختی در گذشته، خصوصاً دو مجلس هشتم و نهم است که نه منجر به پیشرفت شده و نه ایجاد اشتغال. به طور وضوح، رونق در اجرای پروژه‌های بزرگ و کوچک و زیرساختی، هم جلب مشارکت سرمایه‌گذار را به دنبال دارد و هم ایجاد اشتغال حین اجرا و ضمن بهره‌برداری و افتتاح، حالا اما کشور در بن‌بست تولید و اشتغال قرار دارد و باید دید با وضعیت تحریم‌ها و تهاجم کرونا و تعطیلی مضاعف اندک واحد‌های تولیدی، چه سرنوشتی در پیش خواهیم داشت، چرا که در مقایسه با یکی‌دو سال گذشته شرایط سخت‌تری داریم.
به طور وضوح، برای بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی، اول نیازمند دفع فساد داخلی هستیم و دوم، رفع تحریم‌های اقتصادی که تحریم‌های بانکی بر پیشانی آن است. منتخبان یازدهم مجلس باید بدانند و آگاه باشند برای اجرای برنامه‌های احتمالی خود باید در اولین قدم با فساد موجود سرشاخ شوند. آن‌ها بدون درگیری و دفع فساد، قادر به اجرای برنامه‌های احتمالی خود نیستند؛ چراکه هرچند جناح سیاسی رقیب در انتخابات گذشته شکست سختی خورده، اما مهره‌ها و متحدان آنان در رگ و ریشه دستگاه‌های اجرایی به اندازه کافی حضور مؤثر دارند و باید دید با موج تغییر مدیران، می‌توان مویرگ به مویرگ نیروهای مخالف سیاسی را نیز در تمام ‌رده‌ها تغییر داد. اتفاقی که در شکست برنامه‌های اقتصادی و معیشتی دو دولت یازدهم و دوازدهم نیز افتاد، بر همین مبنا بود. درواقع، نوک حرم دولتی خواستار اجرای بعضی برنامه‌ها خصوصاً عواید برجام بود؛ اما اضلاع حرم دولتی مجال توفیق این برنامه‌ها را نداد و نمی‌دهد. درواقع، یکی از مهم‌ترین مشکلات دو دولت یازدهم و دوازدهم، استمرار فساد در طول این دوران بود. باید دید بازیگران این صحنه هم‌اکنون چگونه محاکمه و محکوم شده و می‌شوند. اما آنچه نقداً از دست رفته تلقی می‌شود، اول اعتماد عمومی ‌است و دوم، منابع مالی به تاراج رفته که شواهدی مبنی بر بازگشت آن هزاران میلیارد در دست نیست. چراکه با بازگشت آن هزاران میلیارد دلار، دولت نباید در شرایط سخت مالی قرار داشته باشد.
نقطه سر خط - اصولگرا‌ها نیز وضعیت چندان مناسبی به لحاظ مقبولیت‌های عمومی ‌ندارند. از این رو که با برندی دیگر وارد عرصه انتخابات و حداقل‌ها شدند و حالا انتظارات دیگری از آنان می‌رود؛ چراکه این نیروهای ارزشی با این برند باید کاری کنند کارستان، خصوصاً که یکی از اعضای این لیست دو دوره سابقه و تجربه حضور در مجلس را داشته است.
اصلاح امور یا همان اصلاحات نیز نمی‌تواند صرفاً در انحصار یک گروه سیاسی باشد. از این جهت است که مهره‌های انحصارطلب در آن جبهه در ارزیابی عمومی ‌حذف یا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند و در یک کلام، رأی نمی‌آورند. اگر اصولگرایان نیز موفق به اصلاح امور و توفیق در برنامه‌ها شوند، می‌توانند از منظر عمومی ‌اصلاح‌طلب باشند؛ چراکه هر فعالیتی که منجر به بهبود روند موجود شود، اصلاح امور تلقی می‌شود. باید به انگ‌های سیاسی واکنش نشان داد و جهت را به سمت منافع عمومی ‌چرخاند. با استحصال منافع عمومی ‌است که توفیق در رشد و توسعه اتفاق می‌افتد. گفتن «نه» به جبهه‌های سیاسی انحصارطلب، یک اصلاح سیاسی تأثیرگذار بر تمام ‌شئون از سوی مردم بود که با قاطعیت و پیامی ‌مشخص مخابره شد. امیدواریم  این پیام مشخص و قاطع مورد توجه قرار گیرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی