[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۹۲
  • دوره جدید

فرصت‌های سوخته، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

بهترین زمان برای توسعه چه زمانی بوده است که شاید در فرصت‌‌سوزی‌ها سوخته است و آیا فرصتی برای توسعه داشته‌ایم که به آن نپرداخته‌ایم؟ پاسخ به این پرسش بسیار مهم و حائز اهمیت است؛ چرا که باید با خودمان صادق باشیم  و مشکلات را حل و فصل کنیم.
باید به تاریخ و پیشینه چهار دهه گذشته کشور نگاهی از سر تعمق داشته باشیم. با پیروزی انقلاب، کشور دچار درگیری با ضدانقلاب شد، افرادی که به قولی پسمانده‌های رژیم گذشته بودند و باید از همه جا پاکسازی می‌شدند. کارخانه‌های بزرگ و صاحب برندی در کشور و در مناطق خاص و استراتژیک استقرار داشتند که در ماجرای همین پاکسازی‌ها و تسویه‌حساب‌های شخصی و نپرداختن به امر مهم نوسازی در کشمکش‌های سیاسی تعطیل شدند و فرصت‌های اقتصادی و اشتغال بسیاری از دست رفت...

 تحریم‌های اقتصادی آغاز شد و نمی‌توان تحریم‌ها را نادیده گرفت؛ چراکه آغاز تحریم‌ها و آغاز جنگ هم‌زمان اتفاق افتاد و علاوه بر تضعیف بنیه اقتصادی، با بمب موشک به جان تأسیسات شهری و صنعتی افتادند تا اقتصاد را ویرانه کنند. اتفاقات بدون وقفه روی می‌دادند، در داخل کشور هم گروه‌های مخالف سیاسی، مبارزه مسلحانه را آغاز کرده بودند و در کنار موج ترور، پرچم تجزیه کشور را افراشته بودند و در بعضی مناطق، چون کردستان، به شدت با نیروهای حاکمیتی درگیر شده بودند و فرصت‌های اقتصادی استان‌ها را با ایجاد این ناامنی‌ها به نابودی کشانده بودند. درواقع، تمام این تحرکات با هدف نابودی اقتصادی طراحی و اجرایی می‌شدند و اما ما در غفلت و ناباوری قرار داشتیم که باید به هر قیمتی از زیرساخت‌های اقتصادی، خصوصاً اعتماد عمومی ‌محافظت می‌کردیم.
باید به جرأت گفت که ایجاد و ادامه این روند، نابودگر زیرساخت‌های امنیتی، سرمایه‌گذاری و اقتصادی کشور بود که شاید یا عمداً از کنارش به سادگی گذشتیم و  وضعیت فعلی اقتصادی اجتماعی بدون تأثیر از پیشینه چهار دهه گذشته نیست. 
جنگ نظامی‌ که پایان یافت، جنگ‌های سیاسی داخلی بر سر قدرت آغاز شد. با خاتمه عملیات‌های نظامی‌، عملیات‌های تخریب شخصیت‌ها و دولت‌ها به صورت علنی آغاز گردید. دولت‌ها یکی پس از دیگری، نه دستاوردی داشتند و نه مؤید و مکمل دولت‌های گذشته بودند و به قولی، ساز خود را کوک می‌کردند. درواقع، جناحین سیاسی نه مؤید یکدیگر نبودند و نه برنامه عملیاتی جدیدی داشتند و به این ترتیب، موج فساد و افشاگری گریبان ملت را گرفت. درواقع، این روند گریبان توسعه کشور را گرفت و انگار طی یک برنامه دقیق و حساب شده، قرار بود در این کشمکش‌ها فرصت‌های توسعه را ببازیم و از دست بدهیم که باختیم و از دست دادیم. مؤید این واقعه بیکاری، عدم توفیق در جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، رکود و تورم جاری است.
دولت‌های سازندگی، اصلاحات، عدالت‌گستر و تدبیر و امید، در برخورد با فساد و توفیق در عملیات توسعه، دستاوردی نداشتند که هیچ، متهم به فساد و کارایی لازم و فریب افکار عمومی ‌برای کسب آرای انتخاباتی هم شدند. دولت‌ها شاید در نیمی ‌از روند فعالیت خود با مجلسی مواجه بودند که در جناح مقابل قرار داشت و ابزار استیضاح، کند کننده راه آنان بود. هرچند وعده‌های بسیاری داده شد؛ اما وعده‌ها تحقق پیدا نکرد و نه سرمایه‌گذاری آمد و نه بهبود روابط بین‌المللی اتفاق افتاد و درنهایت، جمعیت کارآمد و جوان کشور در بیکاری و فقر غوطه‌ور شدند. 
تکذیب کنندگان این سطور هم به طور قطع دولتی‌ها هستند که در دست به دست شدن قدرت بین دو جناح تأمین منافع می‌شدند و می‌شوند. یکی از دلایل عدم اقبال عمومی ‌به رسانه‌های داخلی نیز همین دروغ‌پردازی‌هایی بود که به مناسبت‌های مختلف از طریق رسانه‌ها به نفع دو جناحین سیاسی و دولتی منتشر شد. افتتاحیه‌هایی که به بهره‌برداری خط تولید ختم نمی‌شد و بیشتر نمایشی بود یا اعلام حجم سرمایه‌گذاری‌های خارجی که تأثیری در رشد اقتصادی نداشته و بیکاری مؤید آن است. 
قاعدتاً بعد از جنگ و پایان تنش‌های نظامی، ‌باید به دنبال سازندگی و ترمیم توان اقتصادی می‌رفتیم؛ اما بیشتر دنبال نفاق و سهم‌خواهی از قدرت رفتیم. از سال 57 تاکنون هنوز پاکسازی‌ها و تسویه‌حساب‌ها پایان نیافته است. هر مجلسی که نو می‌شود یا هر دولتی که حاکم می‌شود، در آغازش با موج تغییرات مدیریتی مواجهیم. تغییراتی که نه در کارآمدی مدیران تأثیر داشته و نه مانع روند سیستماتیک فساد شده است.
در تمام این دوران، آن‌قدر که بر طبل سیاست کوبیده شد، بر طبل توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کوبیده نشد. وضعیت فعلی در کنار شعارهای رنگین، مؤید همین نابسامانی‌هاست. اقتصاد متکی بر واردات، تورم، بی‌توجهی به تولید و مهم‌ترین ابزار آن که نیروی انسانی قلمداد می‌شود و باید با نوآوری و رونق‌بخش‌های پژوهشی نسبت به به‌روزگردانی تولید اقدام می‌شد و البته تنش‌های سیاسی بین‌المللی و ماندگاری تحریم‌ها، اختلاس‌ها، بر باد رفتن سرمایه‌های کشور به نوعی نه فرصت‌سوزی که کشتار اقتصادی اجتماعی قلمداد می‌شود و باید هرچه زودتر نسبت به ترمیم این فرهنگ غلط اقدام نمود. کشور این روزها با بروز جنگ بیولوژیکی، توان اقتصادی خود را به نمایش گذاشت. دولت توان حمایت از اقشار را برای اجرای برنامه قرنطینه ندارد. ساختارهای ملی و ارزانی برای حمایت از اقشار وجود دارد؛ اما دولت به ظاهر توان مالی اجرای این راهکارهای راهبردی را ندارد. دولت از خودش نمایی از فقر به نمایش گذاشته است و مردم را به خیرین واگذار نموده، در گفتار دولت این مردم هستند که باید امور مربوط به مردم را رسیدگی کنند و به درستی معلوم نشد چرا ملت باید دولت داشته باشند. دولتی که باید برای مردم مطابق اصول قانون اساسی بستر‌های لازم رفاه اجتماعی را در هر شرایطی فراهم کند. در حقیقت، این توان و اقتدار دولت‌ها را نشان می‌دهد. شانه خالی کردن از زیر بار این مسئولیت، به سرمایه‌های اجتماعی آسیب وارد می‌کند، مگر آنکه دولت بی‌خیال سرمایه‌های اجتماعی شده باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی