[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۸۷
  • دوره جدید

منتقدان، خروج حاج‌ابراهیم را برنتابیدند سقوط از ارتفاع پست، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضاامیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

پدیده قاچاق هیمشه زشت و مذموم و ملالت‌بار است. فرقی نمی‌کند مشتقات افیون باشد که از سیستان به سوی دروازه‌های اروپا ترانزیت شود یا خاک حاصلخیز جلگه ایران که در شیخ‌نشین‌های خلیج باراندازی گردد. متأسفانه مبانی رفیع فرهنگی و هنری هم از این گرداب در امان نیستند. در حالی که سنگین ویروس چینی روی جامعه سایه افکنده، برخی از هنرمندان همه خطرات اکران آنلاین را بر جان می‌خرند و ماحصل زحمات و تلاش‌های خود را پیشکش مردم می‌کنند تا مگر جامعه، اندکی دچار حواس‌پرتی شود و هنر به داد روحیه مردم رسد. وقتی پای قاچاق فیلم به میان می‌آید، فرقی نمی‌کند اصغر فرهادی و کیارستمی بر صندلی کارگردانی‌نشسته باشند یا حاتمی‌کیا و حتی ده نمکی. مهم این است که درنهایت، بدنه فرهنگ عمومی‌ کشور تاوان آن را پس خواهد داد و پرونده اکران آنلاین در ایران خدشته‌دار خواهد شد. متأسفانه بیستمین فیلم حاج‌ابراهیم هم مورد تهاجم شنیع جریان‌های فرهنگ‌ستیز قرار گرفت؛ ولی خوشبختانه شمار بازدیدکنندگان قانونی آن‌قدر هست که فیلم در روزهای اول اکران در باشگاه میلیاردی‌ها قرار بگیرد و همچنان در صف مدعی‌های پرفروش‌ترین فیلم سال بماند. امید می‌رود فروش فیلم رویه منطقی خود را بپیماید و رقم گیشه‌های مجازی در پی بازدیدهای مردمی ‌و به صورت طبیعی بالا رود. در ادامه، مروری گذرا بر نگرش و سبک فیلم‌سازی ابراهیم حاتمی‌کیا داریم و نیم‌نگاهی بر نقدهای خروج می‌کنیم؛ فیلمی ‌که چند لحظه پس از اکران در شبکه‌های زیرزمینی به صورت غیرقانونی عرضه شد.
به آثار برجسته فیلم‌ساز نگاه کنید: از آژانس شیشه‌ای تا ارتفاع پست؛ از به نام پدر تا روبان قرمز؛ حتی از کرخه تا راین. به نظر نمی‌رسد ابراهیم حاتمی‌کیا برای حفظ منافع و پیدا کردن سرمایه‌گذار، ژست فیلم‌ساز انقلابی و کارگردان جنگی به خود گرفته باشد؛ بلکه بنابر آرمان‌ها و عقایدش، حال چه خوب و چه بد، فیلم می‌سازد و این صداقت حرفه‌ای، او را شایسته احترام می‌کند. از زاویه‌ای دیگر به کارنامه حرفه‌ای‌‌اش بنگرید. هرگاه عقاید انقلابی و آرمان‌های وطن‌پرستانه را با ژانر اجتماعی که همان دلمشغولی‌های مردم است درهم آمیخته، به موفقیت بیشتری رسیده است. در سوی مقابل، در هر فیلمی ‌که در بیان اندیشه‌ها و باورهایش دچار افراط و تفریط شده و مردم‌مداری را در حاشیه قرار می‌دهد، آبی به آسیب منتقدانش ریخته تا بی‌مهابانه بر افکار و ادبیات مصورش بتازند.
شاید این خاصیت مردم و افکار عمومی ‌باشد. هر کس و در هر جایگاهی که دغدغه‌های آنها را بیان کند، با آغوش باز برایش فرش قرمز پهن می‌کنند و هر جریان و خط فکری که به مردمانش به چشم نردبان نگاه کند، با وجود همه امکاناتی که برایش بسیج شده، در گوشه‌ای تنها خواهد ماند. بسیاری از مردم، پیش از آنکه به کارنامه و کردارهای قبلی فرد اهمیت بدهند، به سخنان کنونی‌اش می‌نگرند و به قضاوت می‌نشینند. شاید این خاصیت مردم ما باشد. 
همه فیلم‌های حاج ابراهیم سینمای ایران شاهکار نیستند. حتی همه فیلم‌هایش، فیلم خوب و متوسط هم نیستند. در بعضی از آثار آن‌چنان درخشیده که نظر مثبت سرسخت‌ترین منتقدانش را به خود جلب می‌کند و در بعضی آثار اسیر جریان‌های سیال ذهنش می‌شود. به نظر می‌رسد برای فیلم‌ساز، حاشیه‌های جنگ دست کمی ‌از متن فاجعه ندارند و هر بار به انحاء مختلف بدان پرداخته است. متأسفانه او این اصل اساسی سینما را نمی‌پذیرد که همه فیلم‌هایش عاری از خطا نیست و گاهی دچار سرگشتگی‌ها و کاستی‌هایی هم شده است. این رشته عقاید سرسختانه سبب می‌شود بی‌مهابانه برای منتقدانش تیغ انتقاد از نیام صبر برکشد و آنها را متهم به بی‌انصافی و نشناختن اسلوب سینما و سطحی‌نگری کند. 
البته در نظر داشته باشیم دست او برای ساخت و پرداخت فیلم‌های سخت جنگی هیچ‌وقت خالی نبوده و حجم حمایتی که در حوزه‌های ساخت و اکران از ابراهیم حاتمی‌کیا شده، از کمتر فیلم‌سازی شده است. با این حال، به نظر می‌رسد کارگردان آژانش شیشه‌ای با تیزهوشی و در حالی که ندای وجدانش را حس می‌کند، کمتر در جناح‌بندی‌ها و ورطه تسویه‌حساب‌های سیاسی گرفتار شده و بیش از آنکه وام‌دار راست‌ها و چپ‌ها باشد، به عقاید و باورهایش وفادار مانده است. همچنین، حاتمی‌کیا هیچ وقت برای ساخت آثارش با شتابزدگی عمل نکرده و تا وقتی که به درک همه‌جانبه‌‌ای از موضوع نرسد، به روی صندلی داغ کارگردانی نمی‌نشیند. به همین دلیل است که فاصله زمانی چند ساله میان کارنامه حرفه‌ای‌اش خودنمایی می‌کند و منتقدان و تماشاگرانش برای تماشای محصول او بی‌تاب هستند.
از سوی دیگر، حاج ابراهیم فیلم‌ساز در سال‌های اخیر از شاهکارهای کارنامه حرفه‌ای‌اش دور افتاده و نتوانسته آثار ماندگاری همانند ارتفاع پست و آژانش شیشه‌ای و روبان قرمز را تکرار کند. این درجازدگی شاید ریشه در ویترین افتخاراتش هم داشته باشد. تقریباً همه حضورهای او در آوردگاه‌های سیمرغ منجر به کسب تندیس زرین شده است. انگار داوران همه ادوار جشنواره، طبق قانونی نانوشته، خود را مجاب می‌دانند شماری از تندیس‌های مهم را برای حاتمی‌کیا و یارانش کنار بگذارند؛ غافل از اینکه فراوانی در اهدای سیمرغ به بی‌انگیزگی فیلم‌ساز می‌انجامد و او را در خلق و آفرینش مفاهیم نو ناتوان می‌سازد. در ادامه، نگاهی به نظر منتقدان درباره بیستمین اثر حاتمی‌کیا با عنوان «خروج» داریم. فیلمی ‌که به باور بسیاری از منتقدان یک عقبگرد بزرگ برای حاج ابراهیم در ادامه کارهای ضعیفش است. آیا به راستی با حاتمی‌کیای متفاوتی از ارتفاع پست و آژانش شیشه ای روبرو هستیم؟

سقوط بزرگ
علی منصوری 

اگر بخواهم یک وصف محترمانه درباره‌ آخرین فیلم حاتمی‌کیا بیان کنم، باید بگویم فیلم خروج دقیقاً مصداق یک فیلم بد است. یک فیلم جاده‌ای که از فرمول همیشگی حاتمی‌کیا بهره می‌برد که شاهکار‌هایی مثل آژانس شیشه‌ای نیز حاصل همین فرمول است. اما خروج به علل مختلف نمی‌تواند از آن به خوبی بهره‌مند شود تا فیلم خوبی همچون آژانس و تا حدودی بادیگارد از آن بیرون بیاید. هرچند رد پای رسیدن به خروج را می‌توان در بادیگارد مشاهده کرد؛ خروج به واقع یک سقوط چندپله‌ای از حد استاندارد کارگردان بزرگ ایرانی است. کارگردانی که گاه می‌شناسیمش و امیدوار می‌شویم که سر از خاک برآرد و بر فراز آسمان سینمای ایران به پرواز درآید و گاه آن‌قدر نمی‌شناسیمش که ترجیح می‌دهیم فرض کنیم حاتمی‌کیا نیست که این فیلم را ساخته است. اما به واقع فیلم خروج را حاتمی‌کیا ساخته و متأسفانه فرامرز قریبیان بازی کرده و فقط خروج است که می‌توانست دو تن از بزرگان سینما را این‌قدر بد جلوه دهد. قاعده‌ همیشگی فیلم‌های عموابراهیم در خروج نیز وجود دارد؛ یعنی یک کهنه رزمنده‌ دورافتاده از جامعه، به یکباره بر علیه روند اشتباه جامعه‌ پس از جنگ، طغیان می‌کند و محکم و استوار بر سر حرف خود می‌ایستد و نظم فعلی جامعه را به نقد می‌کشد. در این بین نیز حرف‌هایی دلسوزانه از به انحراف رفتن مسیر جامعه از آرمان‌های انقلاب و جنگ می‌گوید و مثل تمام فیلم‌هایش، ادای احترامی ‌نیز به شهدا و مقام شهید برخواسته از یک مکتب انقلابی می‌کند و آن را بزرگ می‌انگارد. فرمولی که برای کشفش می‌توان تا ابد پیشانی ابراهیم حاتمی‌کیا را بوسید و از او تشکر کرد. در پایان باید گفت با دیدن خروج تنها چیزی که نصیب تماشاگر می‌شود شاید حسرت و دل‌تنگی‌ای باشد که حاصل ساخت چنین فیلمی ‌از یکی از بهترین کارگردانان ایران است.
کارگردان معترض
مینا سهیلی

در ابتدا چیزی به نام ژانرِ «دفاع مقدس» وجود نداشت. احتمالاً زمانی که حاتمی‌کیای جوان «دیده‌بان» و «مهاجر» را می‌ساخت و از دغدغه‌ مادام‌العمرش به «دفاع هشت‌ساله» حرف می‌زد، کسی فکرش را نمی‌کرد یک ژانر بومی ‌در حال ساخته شدن باشد. جالب است که باز همین کارگردان جریان‌ساز به سراغ کلمه کلیدی این سال‌ها یعنی «اعتراض» رفته است. اصلاً پیش از آغاز فیلم باید امتیازی جداگانه برای همین درک بالای فیلم‌ساز قائل شد. فیلم‌سازی که وقتی کلمه مذاکرات روی بورس بود «چ» را ساخت و بحث داعش را با یک درام سلحشورانه پاسخ داد. اینک او معترض است. مطلعم که در حال حاضر ژانر یا برچسبی با عنوان «فیلم اعتراضی» نداریم؛ اما حقیقتاً آدم‌ها را از مواضع اعتراضی‌شان بهتر می‌توان شناخت تا ناله‌های بی‌انتهایشان؛ گویای همان برچسب «فیلم‌های اجتماعی» که روز به روز عقیم‌تر می‌شود و باید جایش را به عبارت دقیق‌تری بدهد. شواهد و قرائن نشان می‌دهد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فیلم «خروج» اولین فیلم اعتراضی است که مهم‌ترین سوژه‌های سیاسی را مورد عتاب و خطاب قرار داده است. فیلم خروج سوژه‌ای مهم دارد. در سکانس نخستش، مرزِ «عالی» را رد می‌کند و در برخی دیگر از سکانس‌ها به نفس‌نفس می‌افتد، البته که در بیشتر اوقات متوسط باقی می‌ماند. بعضی از قاب‌های باشکوهش از ناب‌ترین قاب‌های سینمای ایران هستند و موسیقی شبه‌حماسی تکمیلشان می‌کند. شخصاً منتظر هستم حاتمی‌کیا خروجی دیگر بسازد و دلسرد نشود. خروجی که این‌بار پرده میانی‌اش جانکاه‌تر از این حرف‌ها باشد، رمقی برایمان باقی نگذارد و زمان به راحتی طی نشود. خروجی که جاده‌اش مسیری باشد برای غربال شدن ترسو‌ها از نترس‌ها. درحالی‌که این جاده در این خروج، غربال‌گر نیست. در نهایت، به عنوان کسی که به سینمای حاتمی‌کیا علاقه‌ وافری دارم، این نقد را (درست یا غلط) به نیت هرچه بهتر شدن کارش نوشتم. حس فیلم چنان صادقانه است که با وجود نقاط ضعفش، همچنان به شما لذت بصری و موسیقایی خواهد داد.

سینمای شعارزده
میثم کریمی‌

«خروج» تکرار ایده‌ها و عقاید همیشگی ابراهیم حاتمی‌کیا در عرصه فیلم‌سازی است. سینمای ابراهیم حاتمی‌کیا در چند سال گذشته سرشار از شعارزدگی بوده که نتیجه آن، ساخت فیلم عجیب و غریبی به نام «به وقت شام» است. حالا در فیلم «خروج»، ابراهیم حاتمی‌کیا باز هم به سراغ سر دادن شعار‌های اجتماعی و آرمانی خویش رفته و قصد داشته از دل آن اثری اعتراضی روانه سینما کند که نتیجه، با در نظر گرفتن فرمت امروز سینما، چیزی نزدیک به فاجعه است. فیلم‌سازی که در سال‌های دور آثار ماندگاری همچون «بوی پیراهن یوسف» و «آژانس شیشه‌ای» در کارنامه هنری اش داشت که مخاطب ایرانی به راحتی می‌توانست با شخصیت‌های آن زندگی کند، حالا در «خروج» به کشاورز‌هایی رسیده که کاریکاتور‌هایی باورنکردنی از انسان‌های معترض هستند. شخصیت‌پردازی و گسترش قصه، توفیق چندانی در «خروج» نیافته‌اند. آدم‌های «خروج» نسخه‌های به شدت ضعیف شده شخصیت‌های «آژانس شیشه‌ای» هستند که باز هم در مقابل دوربین قرار گرفته و به آن خیره می‌شوند و پرسش و پاسخی اعتقادی را مطرح می‌کنند. از همان جنس آدم‌هایی که هرگز از قالب کلیشه‌ای خود خارج نشده و بدل به شخصیت نمی‌شوند. مطابق انتظار، در فیلم جدید حاتمی‌کیا باز هم آدم‌ها به سه دسته تقسیم شده‌اند: ساده‌دل، ریاکار و دانای کل که شخصیت اصلی قصه است و هیچ شباهتی به آدم‌های اطرافش ندارد. با توجه به اینکه ابراهیم حاتمی‌کیا هرگز شوخی‌نویس خوبی نبوده، در «خروج» نیز شوخی‌های فیلم قدیمی‌ و کهنه هستند. نگاه عجیب و غریب ابراهیم حاتمی‌کیا به بخشی از جامعه نیز کماکان در «خروج» به چشم می‌خورد. جامعه‌ای که با ابزار مدرن کار می‌کند و اصولاً اعتقادی به باور‌های فیلم‌ساز ندارد. به نظر می‌رسد همچنان ابراهیم حاتمی‌کیا به خوبی نتوانسته جامعه پیرامونش را بشناسد. نتیجه عدم بلوغ حاتمی‌کیا در شناخت جامعه‌اش، اشاره‌های سطحی و دم‌دستی به شبکه‌های اجتماعی است که مخاطب امروز سینما را بهت‌زده می‌کند.

شناسنامه فیلم 
عنوان: خروج

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا
تهیه‌کننده: حبیب‌الله والی‌نژاد
مدیر فیلم‌برداری: وحید ابراهیمی
تدوین: عماد خدابخش
موسیقی: کارن همایون‌فر
چهره پرداز: مهرداد میرکیانی
 تدوین: عماد خدابخش
جلوه‌های ویژه میدانی: رضا ترکمان
طراح صحنه: مجید علی اسلام
صداگذار: علیرضا علویان
بازیگران: فرامرز قریبیان، پانته‌آ پناهی‌ها، جهانگیر الماسی، سام قریبیان، کامبیز دیرباز، گیتی قاسمی، محمدرضا شریفی‌نیا، محمد فیلی، مهدی فقیه، رامین پورایمان، محسن صادقی‌نسب، آتش تقی‌پور، اکبر رحمتی، حمید ابراهیمی.
محصول: سازمان هنری رسانه‌ای اوج

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی