[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۸۷
  • دوره جدید

شیخ شیوا، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

سطحی‌نگری ابعاد مختلفی دارد و شاید گزنده‌ترین نوع آن، در عرصه فرهنگ متجلی شود. مضامین رفیع فرهنگی ریشه در عمیق‌‌‌ترین کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی ورزشی دارد و نشانه‌هایی از کمرنگی آن در میان گروهی از طیف‌های مدنی، مسبب بروز نابسامانی است. سال‌هاست که در زمینه پاسداشت میراث فرهنگی، نشانه‌هایی از سطحی‌نگری و برخورد‌های سلیقه‌ای به چشم می‌آید. به نظر می‌رسد هنوز بسیاری از ما درک دقیق و همه‌جانبه‌ای از حماسه رجال بی‌تکرار این سرزمین نیافته‌ایم...

 چرا که حضور پرمایه آنها تنها به خاک این سرزمین غنا و معرفت ادبی ارزانی نکرده است؛ بلکه میراث ماندگار آنان می‌تواند در زمینه‌های مختلفی برای ما اعتبار و رونق روزافزونی به همراه داشته باشد. امروزه تلاش زیادی از سوی دشمنان این سرزمین می‌شود تا طیف‌های مختلف جامعه در آتش هویت‌ستیزی و فقر فرهنگی تباه شوند و به طور حتم، یکی از دستاوردهای پرمایه برای مقابله با این توطئه شوم، همانا پرداختن به اصالت‌های ماندگاری است که آوردگاه‌های جهانی در مقابل آنها قیام می‌کنند. 
مسلم بدانیم در صورتی که ایرانیان با اندیشه‌ها و افق‌های فکری پیشینیان بلندمرتبه خود آشنا شوند، دیگر در مسیر هر جریان هنجارستیز و فرومایه‌ای کرنش نمی‌کنند و آستانه تأثیرپذیری آنان ارتقای چشمگیری می‌یابد. در زمینه‌های اقتصادی نیز میراث جاودانه‌ای از مفاخر فرهنگی برایمان به یادگار مانده است. حضور بزرگان بی‌بدیلی نظیر سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی سبب شده شهر شش‌هزارساله به راستی پایخت فرهنگی ایران و خاورمیانه باشد و با اندکی سرمایه‌گذاری در این زمینه می‌توان به سود‌های شگفت‌انگیزی دست یافت. از یاد نبریم که اقتصاد نوین جهانی بر پایه گرشگری بنا شده و بسیاری از کشور‌ها در حالی که از خاستگاه‌های اصیل فرهنگی محروم مانده‌اند، در زمینه گردشگری به موفقیت‌های بزرگی دست یافته‌اند. این رسالت جامعه مدیران است که هویت شیراز را در پناه بزرگان این شهر دوباره تعریف کنند و عموم جامعه را از برکات همه‌جانبه آنها منتفع سازند. به یاد داشته باشیم سهم عمده‌ای از تاریخ و تمدن ایران، وام‌دار رجال فرهنگی آن سرزمین است. گرانمایگانی که با اندیشه‌های رفیع خویش بن‌‌مایه‌‌های فرهنگ آن خطه را جلا داده و برای مأمن خویش، جاودانگی را به همراه آورده‌اند. این یادگار ارزشمند سرآمدان فرهنگی است که همانند رودی پرخروش، مسیر خود را از دل خارای خفقان و گذر ایام برمی‌شکافد و در بستر جامعه روان می‌شود. 
اقوام متجاوز زیادی کوشیدند با به آتش کشیدن کتابخانه‌های ایران باستان، مظاهر قدرت ایرانیان را از بین ببرند؛ اما ویرانه‌‌های ابنیه سترگ و معدود نسخه‌های خطی به ‌جا مانده از مشاهیر ایرانی، یادگارهای تمدن راستین وطن را تا به امروز زنده نگهداشته و اکنون، وظیفه صاحبان اندیشه است تا قشر عامی ‌جامعه را با تفکرات ناب پیشینیانشان آشنا کنند. بزرگداشت سعدی، این شاعر والامقام، یکی از اقدامات تحسین‌برانگیزی است که در سال‌های اخیر به همت دلسوزان فرهنگ و هنر پارسی مورد توجه قرار گرفته تا شاید بدین وسیله، اذهان عمومی ‌نیم‌‌نگاهی به واژگان متعالی و مفاهیم روح‌‌نواز او داشته باشد. ادیبان ارزشمندی چون سعدی، حافظ، خواجوی کرمانی، مولانا، خیام، شمس، فردوسی و بسیاری دیگر از مشاهیر ادبی پارسی‌‌زبان، به‌ راحتی توانایی درهم‌نوردیدن مرزهای جغرافیایی، سیاسی و نژادی را در اعجاز کلام خود دارا هستند و ایجاز کلامشان در پهنه گیتی بی‌همتاست. به همین دلیل است که صاحب‌نظران ملل‌ دور، خود را چنان وام‌دار ادبای بومی ‌ایران‌زمین می‌دانند که با فروتنی، تمام ‌اندیشه‌هایشان را وام‌دار مشاهیر پارسی قلمداد می‌نمایند.
روز سعدی، ادیب گرانمایه نظم و نثر پارسی، فرصت مغتنمی ‌است تا نسل‌های جدید از کلام رفیع وی که در پرتو حکایت‌های روح‌نواز متجلی می‌شود، بهره‌‌مند شده و جان در مسیر پند‌های متعالی او قرار دهند. شاید در پناه روحانیتی که در شاه‌‌بیت‌ها و حکایات نابش نهفته است، بتوان رجعتی به «انسانیت» و «نوع‌دوستی» و «مسئولیت‌‌پذیری» داشته باشیم و از حرص‌ و ‌آزهایی که پیرامونمان را در برگرفته، اندکی مبرا بمانیم. به طور حتم، با پیروی از نهضتی دیرینه که توسط بزرگان ادب پارسی آغاز شده، می‌توان جامعه را به سوی آرمان‌‌شهری که مدینه فاضله ماست، سوق داد. جامعه‌ای که سودای کمال‌گرایی سرلوحه اذهان همه عناصرش شده و وسوسه تکامل معنوی را در سر می‌پرورانند. در راستای نیل به این اهداف، باید در همه ابعاد فیزیکی و معنوی سرمایه‌گذاری کرد. وضعیت آرامگاه سرآمدان ادبی می‌تواند به نحو شایسته‌تری در کانون توجه قرار گیرد و اندیشه‌های والای آنان در لابه‌لای اخبار ناامیدکننده، به فراموشی سپرده نشود. سطحی‌نگری ابعاد مختلفی دارد و شاید گزنده‌ترین نوع آن در عرصه فرهنگ متجلی شود.
پی‌نوشت: اول اردیبهشت ماه جلالی در تقویم ملی ایرانیان هم‌زمان با سالروز تولد شیخ اجل، سعدی، که فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند، یادروز سعدی نام گرفته است. شیخ مصلح‌الدین سعدی بی‌تردید بزرگ‌ترین شاعری است که بعد از فردوسی، آسمان ادب فارسی را با نور خیره‌کننده‌اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألؤیی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تأثیر آن کاسته نشده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی