[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۸۸
  • دوره جدید

از عشق سعدی تا زیبایی افلاطون، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیر آبادی

غزل، مثنوی و رباعیات که ندارد. ارباب سخن در همه قول‌ها فصیح است. عطر بهارنارنج و شمیم دلگشا که در چشم بر هم زدنی آمده و رفته‌اند؛ ولی آفرینش‌های شیخ اجل همیشه از آتش فرسایش در امان‌اند. شهر و کشور و دریاهای دور که نمی‌شناسد. به چهارگوشه جهان سر کشیده و با روایت‌هایش در جان کالبدمان تصویر می‌سازد. به سان فردوسی پاک‌نهاد خاکش را می‌پرستد و به قامت گران‌مایه حافظ، عاشق‌پیشه است. اخلاق‌مدار و اهل راز. در دوران سیاه مغول زیست کرد و برای مریدان بی‌شمارش، آرامش و خردمندی به ارمغان آورد. آخر نیازهای روح و جان ایرانیان را می‌شناخت. بناها فرو می‌ریزند و تمدن‌ها از پهنه تاریخ پاک می‌شوند و اربابان زورگو لعن و نفرین؛ اما اسطوره‌ها تا ابد خواهند ماند. به راستی مردم چه خوب اسطوره‌هایشان را برمی‌گزینند. نقش آنان تا ابد بر سپهر فرهنگی ایران و جهان می‌درخشد.
گلستان و بوستان ثمره عمر جاویدانش است و تنها رسالت سرآمدان فرهنگی آفرینش نیست. دانش اکتسابی، قریحه ذاتی و ندای وجدان، آنها را مکلف می‌سازد در همه عرصه‌ها به دل‌مشغولی مبتلا شوند و در برابر رویدادهای پیرامون، بی‌تفاوتی پیشه نکنند. آحاد جامعه همواره کلام سرآمدان فرهنگی را می‌پذیرند؛ چراکه تسلسل واژگان آنها از جاه‌طلبی مبراست و طیف‌های مردمی ‌به خوبی تفاوت میان اندیشه‌های آنها و دسیسه‌های منفعت‌طلبان را درک می‌کنند. در این میان، رجال عرصه فرهنگ و ادب از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. اگرچه با نگاهی سطحی‌مآبانه حاصل ممارست‌های آنها فقط در مضامین زیباشناسی خلاصه شده و واژگان دلپذیرشان بر جان و دل می‌نشیند؛ جان‌مایه کلام آنها دلمشغولی‌های اصلاح محیط پیرامون و معراج به مدینه فاضله را به دنبال دارد. مشاهیر ادبی ایران در هیچ برهه‌ای از آلام مردمی ‌فارغ نبوده‌اند و حتی در زمان صدارت حاکمان جور و هجمه شنیع بیگانگان، به تهییج روح و جان مردم همت گمارده‌اند. چه کسی می‌تواند ادعا کند زبان گران‌مایه پارسی در فقدان فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا، خیام و دیگر اربابان سخن دوام یافته و به عنوان میراثی ارزشمند به نسل‌های آینده انتقال می‌یافت. چه کسی می‌تواند برای تمدن دیرینه ایرانی نشانه‌هایی گهربارتر از ادبای این سرزمین ارائه کند و ماحصل کوشش آنها را در چارچوب کلامی ‌محصور سازد. به عبارت دیگر، حتی آشفته‌ترین اذهان منتقدان هم یارای محدود کردن گرانمایگان ادب پارسی را در محدوده ادبی و هنری نخواهد داشت؛ چراکه بوستان و گلستان و شاهنامه از چارچوب‌های زمانی و مکانی رها شده و در هر برهه زمانی می‌توان قیاسی برای حکایت‌ها و حماسه‌های آنها در جهان پیرامون یافت.
دل‌مشغولی اربابان سخن پارسی نیز در نوع خود گواهی بر تمدن دیرینه ایران در حوزه ادبیات پارسی است. لسان‌الغیب سودای عاشقی در جان و دل دارد و در راه وصل معشوق، تا والاترین منزلگاه‌های عرفان عروج می‌کند. حکیم طوس آمیزه‌های رشادت، حماسه و پاکدامنی را در قالب واژگان به ابدیت پیوند می‌زند و گواهی بر قیام همیشگی ایرانیان در برابر ضحاکان زمانه است. سعدی بسان حکیمی ‌جامعه‌شناس، دغدغه اصلاح جامعه را در عرصه اخلاق در جان و دل می‌پروارند و در عرصه پند، چونان مرشدی متبحر و دلسوز، همه عمر خود را به آموزش پرداخته است. صدها سال پیش، شیخ اجل بر این حقیقت واقف شده بود که افکار عمومی ‌برای اندرزهایی که به صورت تکلیفی و دستوری ارائه می‌شوند، حوصله و تمایلی ندارد. به همین دلیل، بزرگمرد ادبیان سخن پارسی به حکایت‌ها و قصه و تمثیل‌های پرفراز و نشیب روی آورد تا تأثیرگذاری پندهای گهربار خود را دوچندان کند. 
سعدی را می‌توان دلسوزترین شاعر پاک نهاد ایرانی مجسم کرد. بزرگمردی که به راستی در پی تکامل اخلاقی ایرانیان است و سودای رشد و نمو معنوی همشهریان و هم‌وطنانش بر مدار اخلاق را دارد. شیوایی کلام شیخ اجل به شیوه معجزه‌واری به رشته تحریر درآمده است. محتوای آشکار و نهان گلستان و بوستان با گذر زمان دچار کهنگی و سرگشتگی نمی‌شود؛ چراکه آفت‌های روح و جان آدمی ‌از زمان ازل تاکنون بر مدار پلشتی‌هایی چون حرص، آز، شهوت، ظلم، تجاوز، خودبینی، غرور، شکم‌بارگی و غفلت از پروردگار استوار شده و در برهه‌های مختلف زمانی، فقط شکل ظاهری آنان تغییر یافته است. با درک این مسئله است که سعدی بزرگ همه همت خود را به کار می‌گیرد تا نسل‌های ایرانیان را به پرهیز از راه‌های ناصواب دعوت کرده و آنها را به گسترش عدل و نیکی رهنمون سازد. 
در کمال ناباوری، مؤلفه‌هایی چون هجمه ناجوانمردانه مدرنیته و چالش‌هایی که بر جامعه سایه افکنده، سبب شده است از آثار جاودانه اربابان درایت غفلت کنیم و در بهترین حالت، شاهد به انزوا رفتن حماسه گرانمایه آنها در کتابخانه‌های گرد و غبار گرفته و مهجور باشیم. اینک انگشت اتهام بی‌مبالاتی در عرصه فرهنگ به سوی همه ماست؛ مردم، رسانه‌ها و مسئولان. همه ما آن‌چنان که شایسته است به یادآوری و بازخوانی آثار به جا مانده از فرهیختگان این مرز و بوم همت نگماشته‌ایم و امروزه، پندها و نصایح ارزشمند سرآمدان فرهنگ فارسی فقط در مجامع خرد فرهنگی بازخوانی می‌شوند و بس. غزل، مثنوی و رباعیات که ندارد. ارباب سخن در همه جستارها بی‌همتاست.
جاودانگی مصرع «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند» در میان ملت‌های دور و نزدیک، نشان از ژرف‌اندیشی شیخ سترگ شیرازی دارد. او با هم‌قطاری تعداد محدودی از کلمات در کنار یکدیگر توانست ناب‌‌ترین خصایص بشری را به جامعه انسانی یادآوردی کرده آنها را دعوت به مدارا، هم‌نوع‌دوستی و صلح بسیاری دیگر از خصایص ناب انسانی کند. مضامینی چون «همبستگی»، «برابری»، «همدردی»، «پیوستگی» و «مسئولیت‌پذیری» آن‌چنان در جان کلام سعدی می‌درخشد که از سفلی‌ترین خاستگاه‌های فکری تا ژرف‌‌اندیش‌ترین نظریه‌‌پردازان فلسفی را تحت تأثیر خود قرار داده و آنها را مجذوب خود می‌کند. اصولاً این خاصیت بزرگمرد شعر پارسی است که در پناه کلمات خرد، تدریس گرانمایه‌‌ترین مؤلفه‌‌های انسانی را پردازش کند. وی همانند آموزگاری دلسوز کوشیده است آداب اجتماعی و ارزش‌های راستین را برای دلشدگانش یادآوری نماید. اعجاز گویش شیخ اجل در اینجاست که معجزه کلام وی با گذشت اعصار رنگ نباخته و ریشه‌های اصیلش با گذشت ایام در خاک ادب فارسی عمیق‌‌تر می‌‌گردد.  
پی‌نوشت: مدون‌ترین اندیشه‌های دوره باستان درباره زیبایی‌شناسی در آثار افلاطون دیده می‌شود. زیبایی و هنر از نظر او، ارکان اصلی تربیت‌اند. افلاطون در موضوع زیبایی به دنبال خاستگاه عینی زیبایی است؛ چیزی که همه زیبایی‌ها از آن برخوردارند. به باور او، بیان ماهیت زیبایی دشوار است و موفقیت در این زمینه، امکان فهم زیبایی آفریده‌های انسانی را آسان خواهد کرد. او در تحلیل و بیان حقیقت زیبایی، آن را تناسب و‌ هارمونی، انطباق با فرهنگ یونان، سودمندی و لذت نمی‌داند؛ بلکه زیبایی را امری فراحسی و عینی می‌داند که نهایت سیر سالکان و زیبایی‌ها به آن می‌انجامد و چنین زیبایی سرمدی، مطلق و فی‌نفسه و همان ایده و منشأ زیبایی است که به عالم مثل تعلق دارد و اشیای زیبا به اندازه بهره‌مندی‌شان از آن، زیبا هستند. او در تحلیل زیبایی به عشق نیز توجه دارد و در مقوله هنر نیز هنرها را تقلید از روگرفت می‌داند و اینک، چه کسی ژرف‌تر از سعدی توانسته است اصول تربیتی را در قامت برازنده زیبایی و هنر بگنجاند؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی