[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۹۳
  • دوره جدید

شهر بیدار در خواب محافظه‌کاری، روزنامه شیراز نوین

 زهرا جعفری- شیرازنوین
از منظر یک خبرنگار مدیریت شهری با بیش از ۲۶ سال تجربه در همراهی و رصد شوراها در فضای مدیریت شهری ما، نوشتن از تجربه، کمتر از آنچه باید جدی گرفته شده است. بسیاری از مدیران و اعضای شوراها، سال‌ها در متن تصمیم‌گیری، اختلاف‌نظر، تصویب، نظارت و آزمون و خطا قرار می‌گیرند؛ اما وقتی دوره مسئولیتشان به پایان می‌رسد، سهم افکار عمومی از همه آن تجربه‌ها، معمولاً چند مصاحبه پراکنده، چند گزارش مناسبتی و انبوهی از حرف‌های ناگفته است.
از این جهت، انتشار کتاب «شهر بیدار» به قلم سیدابراهیم حسینی، رئیس شورای ششم شهر شیراز، اقدامی درخورتوجه و قابل‌اعتناست؛ اقدامی که دست‌کم از این حیث، شایسته تحسین است که نویسنده خواسته تجربه حضور خود را به متن تبدیل کند و آن را در معرض قضاوت قرار دهد.
من با نزدیک به سه دهه فعالیت مستمر در حوزه مدیریت شهری و شوراها، با ادوار مختلف شورا، نوع نگاه اعضا، فراز و فرود تصمیم‌گیری‌ها و نسبت میان شعار و عمل در این عرصه آشنا بوده‌ام. 
حسینی را نیز در این پنج سال (از زمان ورودش به شورای ششم) به‌عنوان فردی پخته، اهل مطالعه، برخوردار از سواد و تجربه در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شناخته‌ام؛ فردی که هم در معارف دینی دستی دارد و در برخی مباحث نیز از سطح معمول گفت‌وگوهای روزمره شورا فراتر می‌رود. بنابراین همین میزان شناخت، سطح انتظار را از کتاب او بالاتر می‌برد.
 «شهر بیدار» کتابی است که می‌توانست اثری مهم‌تر، صریح‌تر و ماندگارتر در ادبیات مدیریت شهری باشد؛ اما امروز ، بیش از آنکه یک روایت عمیق و نقادانه از تجربه حکمرانی محلی باشد، نوعی ثبت محترمانه و محتاطانه از دریافت‌ها و آموخته‌های نویسنده است.
 عنوانی بیدار، متنی محتاط
نخستین نکته قابل‌تأمل، خود عنوان کتاب است: «شهر بیدار».
این عنوان، عنوانی معمولی نیست. «شهر بیدار» از همان ابتدا بار معنایی سنگینی را بر دوش می‌کشد. چنین عنوانی این انتظار را در خواننده ایجاد می‌کند که با اثری مواجه خواهد شد که به عمق مسائل شهر نفوذ کرده از خواب‌رفتگی‌های ساختاری، غفلت‌های مدیریتی، نیازهای مغفول مردم، نارسایی‌های تصمیم‌گیری و نسبت شهر با آگاهی عمومی سخن می‌گوید.
اما کتاب، در عمل، بیشتر بر «آموخته‌های فردی نویسنده» متمرکز است تا بر «بیداری شهر» در معنای واقعی و ملموس آن.
به بیان صریح‌تر، شهر در این کتاب بیشتر یک پس‌زمینه است تا یک متن زنده و پرتنش. در حالی که شهر، به‌ویژه در تجربه یک رئیس شورا، باید با همه پیچیدگی‌هایش دیده شود؛ ازجمله اولویت‌بندی پروژه‌ها، نحوه تخصیص منابع، رابطه شورا با شهرداری، ضعف یا قوت نظارت، حاشیه‌نشینی، مشکلات زیرساختی، نارضایتی‌های مردمی، فاصله بین وعده و اجرا و مسئله اعتماد عمومی.
وقتی عنوان کتاب «شهر بیدار» است، خواننده انتظار دارد خود شهر، با تمام رنج‌ها، صداها، مطالبه‌ها و تناقض‌هایش در متن حاضر باشد؛ نه فقط دریافت‌های شخصی نویسنده از دوران مسئولیت.
 کتابی درباره آموختن 
مزیت کتاب آن است که نویسنده کوشیده از «آموخته‌ها» سخن بگوید؛ نه صرفاً از موفقیت‌ها. این انتخاب، در ظاهر، انتخابی هوشمندانه و فروتنانه است. اما مسئله اینجاست که هر آموختنی در عرصه مدیریت عمومی، معمولاً با هزینه همراه است؛ هزینه‌ای که گاه مردم می‌پردازند، گاه ساختار شهری و گاه سرمایه اجتماعی.
اینجاست که یکی از خلأهای جدی و سؤال‌برانگیز کتاب خود را نشان می‌دهد:
«در کتاب از آموخته‌ها صحبت می‌شود، اما کمتر روشن می‌شود که این آموخته‌ها دقیقاً در مواجهه با کدام خطاها، تعارض‌ها، کندی‌ها، ناکامی‌ها یا بن‌بست‌های اجرایی شکل گرفته‌اند.»
واقعیت این است؛ شورای شهر، محل درس‌آموزی انتزاعی، ذهنی و غیرملموس نیست. محل تصمیم‌هایی است که بر زندگی روزمره مردم اثر می‌گذارد. هر آموخته مدیریتی باید در نسبت با یک واقعیت عینی سنجیده شود.
برای نمونه، وقتی از تجربه حضور در شورا سخن گفته می‌شود، انتظار می‌رود نویسنده مشخص‌تر به این دست مسائل نزدیک شود:
 شورا در این دوره تا چه اندازه توانست از جایگاه نظارتی خود به شکل مؤثر استفاده کند؟
 در چه مواردی نظارت به سمت مماشات و مصلحت‌اندیشی رفت؟
 در چه جاهایی شورا به‌جای سیاست‌گذاری کلان، درگیر مسائلی شد که شأن آن را کاهش داد؟
 در چه بخش‌هایی مردم احساس کردند شورا بیشتر از آنکه بلندگوی مطالبات آنان باشد، بازتاب‌دهنده ملاحظات درون‌ساختاری است؟
 و مهم‌تر از همه، آیا آموخته‌های این دوره به اصلاح رویه‌ها انجامید یا تنها در سطح ادراک فردی باقی ماند؟
کتاب در این موارد، صراحت لازم را ندارد و همین مسئله، آن را از یک اثر راهگشا به یک روایت تا حدی محافظه‌کارانه نزدیک می‌کند.
 جای خالی صراحت درباره عملکرد شورای ششم
هیچ شورای شهری خالی از خطا، اختلاف، ملاحظه‌کاری، تعارض منافع، تأخیر در تصمیم‌گیری یا ضعف در پیگیری مطالبات عمومی نیست. شورای ششم نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.
اگر قرار باشد کتابی از دل این تجربه بیرون بیاید و صرفاً به بیان مباحث و تأملات کلی بسنده کند، عملاً مهم‌ترین بخش تجربه را کنار گذاشته است: رویارویی صادقانه با واقعیت عملکرد.
کتاب «شهر بیدار» در بخش‌هایی به‌جای آنکه وارد متن نقد ساختار، نقد فرایند و نقد رفتار مدیریتی شود، به بخش‌ها وحوزه‌های کم‌خطر پناه می‌برد.
این در حالی است که انتظار از رئیس شورا، بیش از هر عضو دیگری است که از منظر یک ناظر درون‌ساختاری، صریح‌تر حرف بزند؛ زیرا او خوب می‌داند که تصمیم‌سازی شهری چگونه میان آرمان و مصلحت، میان قانون و فشار، میان مطالبه مردم و محدودیت اجرا، گرفتار می‌شود.
در این دوره، مثل بسیاری از دوره‌های دیگر، حتماً موضوعاتی وجود داشته که می‌شد در کتاب با شفافیت بیشتری به آن‌ها اشاره کرد مانند:
 نسبت واقعی رابطه شورا با شهرداری
 کیفیت اعمال نظارت بر بودجه، پروژه‌ها و اولویت‌ها
 مسئله شفافیت مصوبات و فرایندها
 نحوه مواجهه با نقد رسانه‌ای
 و حتی چگونگی شکل‌گیری اجماع یا شکاف درون شورا.
اگر کتاب به این میدان‌ها وارد می‌شد، به‌مراتب اثرگذارتر و معتبرتر می‌نمود.
نقد اینجاست که نویسنده، با وجود برخورداری از تجربه، دانش و قدرت تحلیل، در بسیاری از بزنگاه‌ها ترجیح داده از کنار برخی مسائل عبور کند یا آن‌ها را در سطحی کلی مطرح کند. این انتخاب، شاید از منظر ملاحظه سیاسی قابل‌فهم باشد؛ اما از منظر تولید یک متن ماندگار و مرجع، یک ضعف جدی است.
 شهر در کتاب، کمتر از مردم سخن می‌گوید
یکی دیگر از نکات قابل نقد کتاب، کم‌رنگ بودن صدای واقعی مردم در متن است.
در مدیریت شهری، شهر فقط مجموعه‌ای از طرح‌ها، مصوبات، جلسات و برنامه‌ها نیست؛ شهر یعنی زیست روزانه مردم، یعنی چگونگی عبور از خیابان، کیفیت حمل‌ونقل، نحوه ارائه خدمات، حس تعلق، احساس عدالت و سطح رضایت از آنچه به نام مدیریت شهری انجام می‌شود.
هر کتابی که بخواهد از شهر بگوید اما پیوند روشنی با این زیست عینی مردم برقرار نکند، بخشی از واقعیت را نادیده گرفته است.
در «شهر بیدار»، ما بیشتر تأملات و دیدگاه‌های یک مسئول را میبینیم تا پژواک وانعکاس صدای مستقیم مطالبه شهروند.
در حالی که تجربه واقعی شورا، در مواجهه با همین مطالبات روزمره معنا پیدا می‌کند:
وقتی محله‌ای از خدمات محروم می‌ماند، وقتی پروژه‌ای با تأخیر اجرا می‌شود، وقتی بودجه‌ها به تناسب نیازها توزیع نمی‌شود، وقتی اولویت‌های شهری برای مردم نامفهوم می‌ماند، وقتی شورا در تبیین تصمیمات خود با مردم به‌اندازه کافی سخن نمی‌گوید، آن‌وقت شهر خواب می‌ماند؛ ولو جلسات شورا منظم و مصوباتش فراوان باشد.
«بیداری شهر» نه در واژه، که در میزان شنیده‌شدن صدای مردم سنجیده می‌شود.
اگر کتاب در کنار نگاه تأملی نویسنده، روایت روشن‌تری از همین شکاف‌ها و مطالبه‌ها ارائه می‌داد، عنوان آن نیز مصداق بیشتری پیدا می‌کرد.
کتاب، اخلاق دارد؛ اما نقد مدیریتی باید علاوه بر اخلاق، مصداق هم داشته باشد.
 ارزش کتاب در گشودن باب گفت‌وگوست، نه در پایان‌دادن به بحث
با همه این نقدها، باید منصف بود. «شهر بیدار» کتابی بی‌اهمیت نیست. اتفاقاً ارزش آن شاید بیش از هرچیز در این باشد که باب گفت‌وگو را باز می‌کند.
به نظر می‌رسد این کتاب، از حیث صراحت، مصداق‌گرایی و خودانتقادی می‌توانست بسیار قوی‌تر باشد؛ اگرچه این حسن مهم را دارد که سکوت نمی‌کند و در عرصه مدیریت شهری ما، شکستن سکوت، خود گامی رو به جلوست.
بنابراین اگر این کتاب بتواند مدیران، اعضای شورا، خبرنگاران، منتقدان و مطلعان را به گفت‌وگو درباره تجربه شورای ششم و نسبت شورا با شهر و مردم وادارد، مأموریت خود را تا حدی انجام داده است.
اما روشن است که این گفت‌وگو نباید در ستایش متوقف شود. کتاب باید نقد شود به چالش کشیده شود و از دل این نقدها فهم دقیق‌تری از تجربه حکمرانی شهری بیرون بیاید.
 و بالاخره
در یک جمع‌بندی منصفانه باید گفت:
«شهر بیدار» اثری است شریف، تأمل‌برانگیز و برخاسته از دغدغه نوشتن و ثبت تجربه؛ اما در عین حال، کتابی است که می‌توانست شجاع‌تر، جزئی‌تر، مستندتر و به واقعیت‌های عریان مدیریت شهری نزدیک‌ شود.
در واقع، این کتاب بیش از آنکه تراز نهایی تجربه یک رئیس شورا را به دست دهد، پنجره‌ای به ذهن و برداشت‌های او از این تجربه می‌گشاید.
همین ویژگی، هم نقطه قوت کتاب است و هم نقطه محدودیت آن.
نقطه قوتش این است که نویسنده کوشیده از دل مسئولیت، به تأمل برسد و این تأمل را با دیگران در میان بگذارد.
و نقطه ضعفش این است که این تأمل در جاهایی که باید به نقد ساختاری، مصداقی و صریح تبدیل شود، محتاط می‌ماند.
 سخن پایانی
در پایان، فارغ از نقدهایی که بر این اثر وارد است، باید از سید ابراهیم حسینی به خاطر نگارش و انتشار این کتاب تشکر کرد.
نوشتن از تجربه مسئولیت، آن هم در روزگار پرهیاهو و کم‌حوصله امروز، کار آسانی نیست.
این کتاب، چه آن را موفق بدانیم و چه ناکافی، یک تلنگر ارزشمند است؛ تلنگری برای اهل نظر، برای مطلعان، برای خبرنگاران و برای همه کسانی که مدیریت شهری را صرفاً عرصه اجرا نمی‌دانند؛ بلکه آن را حوزه‌ای نیازمند تأمل، بازخوانی و نقد مستمر می‌دانند.
اگر «شهر بیدار» بتواند این حس را در میان اصحاب رسانه و ناظران شهری ایجاد کند که باید درباره تجربه شوراها بیشتر نوشت، بیشتر نقد کرد و صریح‌تر سخن گفت، آن‌گاه این کتاب حتی فراتر از متن خود، اثرگذار شده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی