[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۸۷
  • دوره جدید

گناهکاران، روزنامه شیراز نوین

سعید رضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

ما با طبیعت سر ناسازگاری داریم. جنگل‌ها از نقشه‌های جغرافیایی زدوده می‌شوند و آلودگی رودها و دریاها در حال گسترش است. روش‌های دفع زباله و پسماند فاصله زیادی تا استانداردهای رایج دارد و گازهای گرم گلخانه‌ای، کره خاکی را در آغوش گرفته‌اند. نهنگ‌ها به گل می‌نشینند و پرندگان مهاجر مظلومانه در بستر دریاچه‌ها قربانی می‌شوند. شکارچیان غیرمجاز ناجوانمردانه به پهنه دشت‌ها و جنگل‌ها هجوم می‌برند و با وجود همه تلاش‌ها و مجاهدت‌های محیط‌بانان، شاهد انقراض گونه‌های کمیاب جانوری هستیم. بسیاری از مردم هنوز به درستی نمی‌دانند نقش پارازیت‌ها و دکل‌ها بر سلامت جانداران چیست؛ ولی می‌دانیم سرانه ابتلا به سرطان در حال اوج گرفتن است و بر پهنه آسمان کلان‌شهرها، نشان چندانی از پرنده‌ها نیست...

دود و سرب وسایل نقلیه فرسوده، تنفس ساکنان کلان‌شهرها را به شماره انداخته و همه امیدواریم در فرآیند تهیه و توزیع سوخت، همه استانداردها رعایت شده باشد.
با این وضعیت، دیگر خشم زمین دور از انتظار نیست. زلزله‌های ویرانگر، سیلاب‌های مهیب، رانش زمین، فرونشست خاک، باران‌های استوایی و بسیاری دیگر از بلایای طبیعی گواهی بر این ادعاست که صبر مادر طبیعت به سر آمده و چنانچه در رفتار و شیوه عملکرد خود بازنگری نکنیم، تاوان سنگینی در آینده پس خواهیم داد. غرامتی که نتیجه آن خالی شدن روستاها و شهرک‌ها و کلان‌شهرها خواهد بود و چنانچه با همین فرمان به پیش برویم، معتدل‌ترین جغرافیای خاورمیانه به خاک سیاه خواهد نشست.
هرگونه غفلت از سوی دستگاه‌های نظارتی، سهم زیادی در تعدی‌هایی خواهد داشت که به قلمرو طبیعت روا می‌شود. باید توجه داشت  که فرصت‌طلبان و سودجویان همیشه مترصد کسب سودهای سیاه و غارت منابع عمومی ‌کشور هستند و این وظیفه نهادهای مسئول است که از کوه‌خواری، حفر چاه‌های غیرمجاز، زدودن بافت‌های سبزینه شهر، گسترش قلمرو ساحل، قاچاق خاک، جنگل‌خواری و بسیاری از آسیب‌هایی از این دست ممانعت کنند. چنان که از مرور اخبار برمی‌آید، گه‌گاه مدیریتی شجاع عزم مقابله با متجاوزان طبیعت را برداشته و با تخریب سازه‌های غیرمجاز، متخلفان را به دست عدالت می‌سپارد. اما متأسفانه به نظر می‌رسد که این‌گونه اقدامات تحسین‌برانگیز همیشگی نیست و در دستور کار دوره‌ای نهادهای مسئول قرار دارد. در حالی که روند اجرای قانون در زمینه پاسداشت حریم طبیعت باید به گونه‌ای پیش برود که هیچ یک از سودجویان جرأت تجاوز به حریم جنگل‌ها، کوه‌ها، رودها و بافت‌های سبز شهری را نداشته باشند و در صورت ارتکاب جرم، در پیشگاه قانون به مجازات رسند.
از سوی دیگر، دولت باید نگرانی بیشتری در زمینه پاسداری از طبیعت از خود نشان داده و با عزم جدی‌تری روند فرسایش محیط زیست ایران را متوقف کند. ما در روزگار معاصر آن‌چنان درگیر مهلکه‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی و فرصت‌سوزی‌های فرهنگی و ناکامی‌های ورزشی شده‌ایم که بحران‌های عظیم محیط زیستی، جایی در مربع نگرانی‌های ما ندارد. به عبارت دیگر، بسیاری از ایرانیان هنوز به اهمیت مؤلفه‌های محیط زیستی و نقش آنها در کیفیت زندگی پی نبرده و سرمایه‌های کشور در آتش غفلت‌ها، طعمه حریق می‌شود.
برای جلوگیری از این بحران شوم باید در جبهه‌های مختلف وارد عمل شد. اول آنکه در زمان اختصاص بودجه نباید به دستگاه‌هایی که وظیفه پاسداری از ارکان طبیعت را دارند به چشم نهادهای فانتزی و غیرضروری نگریسته شود؛ بلکه این متولیان حفظ محیط زیست هستند که مظلومانه از خاک پرگهر این سرزمین پاسداری می‌کنند. چراکه قلمرو بایر و برهوتی به همراه خاک ‌آلوده هیچ ارزشی نخواهد داشت. دوم آن که قانون باید مجازات‌های سنگین‌تری برای متخلفان محیط زیستی در نظر بگیرد. تجربه نشان است مجازات‌های کنونی تا حدودی وجهه بازدارنگی خود را از دست داده‌اند و در صورت ادامه این روند شوم، طبیعت زیبای ایران سرنوشت روشنی پیش رو نخواهد داشت. سوم آن که تمام ‌دستگاه‌ها و نهادهای مسئول باید در قبال بحران‌های محیط زیستی احساس مسئولیت کرده و حفاظت از طبیعت چشم‌نواز ایران را در انحصار مسئولیت‌های یک دستگاه با امکانات محدود ارزیابی نکنند.
در دوران ما دیگر نشانی از شیر مازندران وجود ندارد و بسیاری از گونه‌های جانوری در حالی از میان رفتند که ما هیچ دغدغه‌ای برای حفظ و مراقبت از آنها نداشتیم. در دوران ما تالاب‌های سیستان و خوزستان یکی پس از دیگری خشک شدند و نتیجه آن، شیوع ریزگردها و طوفان‌های نمکی و تنگی نفس مردم بود. در دوران ما شمار معدودی از مردمان فرومایه از سر خشم‌های درونی و آتش بی‌فرهنگی اقدام به زجرکش کردن حیوانات در مقابل دوربین می‌کنند و مذبوحانه با اجساد آنها عکس یادگاری می‌گیرند. در دوران ما بود که تقاضاهای تغییر کاربری فضاهای سبز شهری امضا شد و پوشش‌های سبزینه جای خود را به آهن و بتن و میلگرد دادند. به راستی آیندگان چه قضاوتی از عملکرد نسل معاصر خواهند داشت؟
با همه این ناکامی‌ها، بسامد اخبار خوب هم کم نیست. 4500متر از اراضی ملی پناهگاه بختگان رفع تصرف شد و با حمایت‌های مردمی، ‌جانی تازه در تالاب خشکیده کمجان دمیده شد. امنیت وحوش در فصل زادوولد با افزایش گشت‌های سیار در پارک ملی بمو تأمین گردید و تالاب کافتر آب‌گیری می‌شود. فروشندگان تیهو در سایت‌های اینترنتی بازداشت شدند و این در حالی بود که اولین گوساله گوزن زرد در سایت احیای ارسنجان به دنیا آمد. 20 قطعه پرنده باکلان در نمکزارهای بختگان نجات یافته و شکارچیان متخلف در لامرد و فسا و ممسنی دستگیر شدند. یک قلاده گربه وحشی در پناهگاه حیات وحش در بختگان رهاسازی شد و اخبار خوب ادامه دارد.
روز جهانی زمین پاک هر سال به مردم یادآوری می‌کند که نباید اهمیت زیستگاه خود را فراموش کنند. به راستی گناهکار اصلی بحران‌های محیط زیستی در ایران چه کسی است؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی