[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۹۲
  • دوره جدید

لیدرسازی کارگری، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

۱۳۴ سال از مطالبه‌گری کارگران می‌گذرد و همچنان مطالبات آنان روی زمین مانده است. گاهی به صورت کاملاً عامیانه و گاهی با عناوین دهان‌پرکن جنبش‌های کارگری مسیر را برای امیال سیاسی هموار کرده و می‌کنند. جمعیت کارگری در جهان با لحاظ حضور در عرصه‌های انتخاب و متأثر از تبلیغات فریبنده، نقش سرنوشت‌سازی در به قدرت رساندن جمعیت‌های سیاسی دارند. تأثیرگذارانی که همیشه از بعد قدرت در حل مسائل و مشکلات معیشتی خود بی‌نصیب هستند.
شاید یکی از دلایل بی‌نصیب ماندن جامعه کارگری از سامان یافتگی عرصه‌های سیاسی، بقای آنان برای همین تأثیرگذاری با استفاده از حربه فریب است...

سوسیالیسم در برنامه‌های خود در به رفاه رساندن نیروهای کارگری ناموفق ماند؛ چرا که مطالبات کارگران همچنان پابرجاست. تأثیر رویدادهای سیاسی باعث به عقب راندن سوسیالیسم و خواسته‌های آن شده است. از اینکه بخواهیم حکومت کارگری را تعریف کرده و بر سر کار بیاوریم، عملاً ناتوان خواهیم بود؛ چرا که پایه ایجاد جمعیت کارگری و زیرساخت اصلی آن، نظام سرمایه‌داری دولتی و خصوصی است.
 در واقع، تا نظام سرمایه وجود نداشته باشد تا بستر کار و تولید را فراهم کند، نظام کارگری شکل نخواهد گرفت؛ اما پس از شکل‌گیری آن، جدای از کسب سود و ثروت برای نظام سرمایه، باید فکری به حال ایجاد تعادل حقوقی بین آن دو نمود. تلاش برای به توفیق رسیدن نظام سوسیالیستی در جوار نظام لیبرال، تلاش ظاهری و شاید دکترینی از پیش تعریف شده باشد؛ چرا که از آغاز تا انتها دچار بیهودگی و روزمرگی‌هاست. نیروهای کار تحت تأثیر فاکتورهای استثمارگونه گاه به ستوه آمده و دست به دامن نیروهای مستعد و تحول گرا می‌شوند. نیروهایی که آمادگی دارند رهبری نظام جمعی را برعهده بگیرند و نظام سرمایه را تهدید کنند. 
شاید در سده‌های اخیر این فرصت برای تحولات خودجوش و ناب وجود داشته؛ اما نظام سرمایه در فرصتی مناسب به لیدرسازی برای تشکل‌های کارگری و مستعد قیام پرداخته و جریان فکری و تحول‌خواه را به سیطره خود درآورده است. گواه این ادعا را می‌توان در عدم توفیق در برآورده شدن خواسته‌های جمعیت‌های کارگری و بدون قانون ماندن تأمین حداقل نیازهای معیشتی آنان دانست. وقتی دولت‌ها و مجلس‌ها قادر نیستند قانون جامع کار را تعریف و تبیین کنند، چگونه باید از تشکل‌ها انتظار توفیق داشت.
طراحی بستر فعالیت جنبش‌های کارگری، این روزها به یکی از برنامه‌های نظام سرمایه بدل گردیده است. نظام سرمایه در کنار تمام تئوری‌های خود برای بهبود شرایط تولید و رقابت و دستیابی به سود در بازارهای بازتعریف شده، باید طرح و برنامه‌هایی به‌روز شده برای هدایت افکار جامعه کارگری داشته باشد؛ چرا که نباید فراموش کرد  انسان اصلی‌ترین عامل تولید و سرمایه اصلی آن به حساب می‌آید و بدون حضور  انسان، دستیابی به تکنولوژی‌های روز امکان‌پذیر نخواهد بود.
بدون حضور عامل انسانی، بازتعریف بازارهای جدید متکی به تکنولوژی‌های روز که وابسته به اصل مصرف‌گرایی هستند، بدون تعریف خواهد ماند. تولید، سود و حضور در بازارهای جهانی نیاز مستقیمی ‌به ذائقه‌سازی و خلق بازارهای مصرف با وجود انسان‌های مصرف‌گرا دارد. تحمیل ذائقه مصرف، اصلی‌ترین مأموریت نظام سرمایه در خط تولید با اجرای تبلیغ و اصل بازاریابی است. خط تولیدی که اگرچه به حداقل نیروی انسانی نیاز دارد؛ در بعد نظارت و افزایش بهره‌وری  وابسته به حضور نیروهای انسانی کارآمد، ماهر و آکادمیک است.
جامعه کارگری ما این روزها نیاز مبرمی ‌به استفاده از ابزارهای قانونی دارد؛ چرا که در تعریف نیروی کار، این روزها باید جمعیت دارای بلوغ سیاسی اجتماعی و اقتصادی را نیز لحاظ نمود. جمعیتی فارغ‌التحصیل از مراکز آموزش عالی که به طور قطع بی‌عدالتی را برنخواهند تابید و تحت شرایطی توام با افزایش تنش‌های کارگری، باید در انتظار تنش‌های سخت اجتماعی سیاسی بود. باید برای آینده‌ای نزدیک عدالت اجتماعی، رفاه و معیشت را دوباره تعریف کرد تا بتوان از محصول آن در حوزه امنیت بهره برد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی