جمعیت را در جادهها نجات دهید، روزنامه شیراز نوین
جمعیت را در جادهها نجات دهید
وقتی فرزندآوری با صنعت خودروی کمکیفیت و جادههای پرهزینه روبهرو میشود
سالهاست درباره بحران جمعیت، کاهش نرخ فرزندآوری، سالمندی و ضرورت جوانسازی ساختار جمعیتی هشدار داده میشود؛ سیاست تدوین میشود، بودجه اختصاص مییابد، مراکز درمان ناباروری توسعه پیدا میکنند و مشوقهای اقتصادی مطرح میشود. اما یک سؤال ساده همچنان بیپاسخ مانده است: چگونه میتوان از یکسو برای تولد بیشتر برنامهریزی کرد و از سوی دیگر، هر سال دهها هزار نفر را در جادهها و سوانح قابل پیشگیری از دست داد؟
کشور این روزها درباره بحران جمعیت، کاهش نرخ فرزندآوری و پیر شدن ساختار سنی جامعه هشدار میدهد؛ هشدارهایی که بیراه هم نیست. وقتی در برخی استانها نرخ فرزندآوری به زیر سطح جایگزینی میرسد، طبیعی است که سیاستگذار بهدنبال مشوق، حمایت و برنامهریزی برای افزایش جمعیت باشد.
وقتی سالانه حدود ۲۰هزار نفر در حوادث رانندگی جان میبازند، مسئله دیگر صرفاً یک آمار حوزه حملونقل نیست؛ این یک مسئله جمعیتی، اقتصادی و حتی امنیت اجتماعی است. بخش قابلتوجهی از قربانیان تصادفات را جوانان، افراد در سن کار و سرپرستان خانوار تشکیل میدهند؛ کسانی که از دست رفتن هرکدام از آنها، فقط حذف یک نفر از آمار نیست، بلکه فروپاشی بخشی از ظرفیت اقتصادی و اجتماعی کشور است.
در چنین شرایطی، عجیب است که سیاست جمعیتی عمدتاً بهسمت افزایش تولد هدایت میشود، اما حفظ جان جمعیت موجود، کمتر در اولویت قرار میگیرد. کشوری که برای تولد هر کودک هزینههای درمان ناباروری، مشوقهای اقتصادی و برنامههای حمایتی تعریف میکند، نمیتواند نسبت به مرگهای قابل پیشگیری در جادهها بیتفاوت باشد.
وقتی خانوادهای برای فرزندآوری با دغدغه مسکن، اشتغال، آموزش و آینده اقتصادی مواجه است، همزمان با یک نگرانی دیگر هم روبهروست؛ آیا فرزندش قرار است در کشوری زندگی کند که جاده و خودرو و ایمنی، خود به تهدیدی برای زندگی تبدیل شدهاند؟
سالهاست تصادفات جادهای در ایران صرفاً یک مسئله حملونقلی تلقی میشود؛ درحالیکه این موضوع مستقیماً به امنیت انسانی، اقتصاد، سلامت و حتی سیاست جمعیتی گره خورده است.
اما مسئله فقط جاده نیست؛ بخشی از این زنجیره به کیفیت خودرو بازمیگردد. سالهاست مردم خودرو را با قیمتهایی نزدیک به محصولات جهانی خریداری میکنند، اما در بسیاری موارد، محصولی دریافت میکنند که در مصرف سوخت، فناوری ایمنی، استحکام بدنه و استانداردهای روز فاصله معناداری دارد. نتیجه، افزایش شدت تصادفات، بالا رفتن خسارتهای جانی و تحمیل هزینههای چندلایه به جامعه است.
خودروی کمکیفیت فقط در لحظه تصادف قربانی نمیگیرد؛ آثار آن سالها ادامه پیدا میکند. خانوادهای که سرپرست خود را از دست میدهد، وارد چرخهای از فشار اقتصادی، کاهش کیفیت زندگی، ترک تحصیل فرزندان، آسیبهای روانی و وابستگی به حمایتهای عمومی میشود. در سوی دیگر، صنعت بیمه هر سال هزاران میلیارد تومان خسارت پرداخت میکند؛ منابعی که میتوانست صرف توسعه زیرساخت، بهداشت یا حمایت اجتماعی شود.
در کنار اینها باید هزینه پنهان دیگری را هم دید؛ مصرف بالای سوخت. ناوگان خودرویی کمبازده کشور، سالانه حجم عظیمی از بنزین را مصرف میکند؛ مصرفی که هم بار مالی سنگینی بر بودجه عمومی تحمیل میکند و هم کشور را ناچار به هزینههای مضاعف در تولید، واردات یا مدیریت انرژی میسازد. به بیان سادهتر، جامعه هم هزینه خرید خودرو را میپردازد، هم هزینه سوخت آن را، هم هزینه بیمه و هم هزینه اجتماعی ناشی از تصادفات را.
اگر قرار است مسئله جمعیت جدی گرفته شود، سیاستگذاری باید از نگاه تکبعدی فاصله بگیرد. افزایش جمعیت فقط با تشویق به فرزندآوری اتفاق نمیافتد؛ با حفظ جان شهروندان، ارتقای کیفیت خودرو، اصلاح استانداردهای تولید، توسعه حملونقل ایمن و کاهش تلفات نیز محقق میشود.
شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار سیاست «جوانی جمعیت»، یک سیاست مهمتر هم تعریف شود: حفظ جمعیت؛ زیرا کشوری که شهروندانش را در جاده از دست میدهد، با مشوقهای جمعیتی به تنهایی به مقصد نخواهد رسید.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین